ثبت نام |  ورود به سيستم |  نقشه سايت |  راهنما  
نقش رسانه‏ها در عمليا ت رواني آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران
محمد صالحي
    چكيده
اندیشمندان، دیدگاههای متفاوتی درباره عملیات روانی دارند، به همین دلیل ارائه تعریفی مشخص و یا حدی معین برای این عملیات، کار ساده‌ای نمی‌باشد. برخی معنای عملیات روانی را به فعالیتهایی که به طور مشخص در قلمرو و صلاحیت نیروهای مسلح قرار دارد، محدود می‌کنند؛ بنابراین آن را تلاشی می‌دانند که بیشتر بر تبلیغ برای مخاطبان خاص و پشتیبانی از مأموریتهای نظامی معین، متمرکز است.
در این مقاله پس از کلیاتی در خصوص مفهوم و ابعاد "عملیات روانی" ، در خصوص فنون و شیوه‌های رسانه‌ها در عملیات روانی سخن خواهیم گفت و پس از آن با تبیین محورهای اصلی جنگ روانی آمريكا عليه جمهوری اسلامی ایران طی سه دهه گذشته راهکارهایی برای مقابله با این جریان ارائه می‏شود.
کلیدواژه‌ها: عملیات روانی، دیپلماسی رسانه‌ای، جمهوری اسلامی ایران، تهدید
مقدمه
انقلاب اسلامی ایران با ارائه الگویی نوین برای اداره جامعه بشری بر اساس آموزه‌های اصیل وحیانی در نظر و عمل مقابل نظام سلطه و استکبار جهانی قرار گرفت و این جریان نیز تا کنون از هیچ تلاشی برای سرکوب نهضت روبه گسترش اسلامی یا مهار توانمندیهای روز افزون جمهوری اسلامی فروگذار نکرده است. حال گاهی با روی کار آمدن جمهوری‌خواهان در کاخ‌ سفید و کنگره‌ آمريكا تهدید سخت و فشارهای نظامی در روند این مقابله غالب می‏شود و گاهی نیز با اکثریت یافتن دموکراتها در نهادهای مذکور تهدید نرم و جنگ روانی و تبلیغاتی در اولویت سیاستمداران آمريكایی قرار می‌گیرد که در مقطع کنونی - با روی کار آمدن تیم باراک اوباما- شاهد آن هستیم. در این میان شناخت دقیق سیاستها و برنامه‌های دشمن از سویی و راهکارهای مقابله با آن و پیشبرد اهداف عالی نظام اسلامی از سوی دیگر از اهمیت بالایی برخوردار است و در این عرصه قطعا رسانه‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. چنانکه سالها پیش "الوین تافلر "، نظریه پرداز سرشناس آمريكایی در باره نقش رسانه‌ها در فرآیند عملیات روانی در آینده، اظهار ‌می‏دارد که وسائل ارتباطی عرصه نبرد آینده را می‏سازند که "از گلوله‏های سلاحهای جنگی بسیار مرگبارترند "
مفهوم عملیات روانی
صلاح نصر از نویسندگان مصری در تعریف عملیات روانی می‌گوید: عملیات روانی همان جنگ کلمه و عقیده است، خواه به صورت مخفی، آشکار، شفاهی و یا کتبی باشد. اساساً "سلاحی است که به انسان و عقل او توجه دارد و هرگاه امکان برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب را داشته باشد می‌تواند به اعماق او نفوذ کند". ارتش آمريكا در مارس 1955 م در آیین‌نامه رزمی خود، تعریف جالب توجه و تقریباً کاملی از عملیات روانی ارائه کرده است که با تغییرات جزئی در محافل مربوطه پذیرفته شده است.
بر اساس این تعریف "عملیات روانی استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تأثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بی‌طرف و یا گروههای دوست است به نحوی که پشتیبانی برای برآوردن مقاصد و اهداف می‌باشد".
 عملیات روانی و رسانه‏ها
در این بخش با توجه به موضوع مقاله توجه خاصی به نقش رسانه‏ها در عملیات روانی خواهیم داشت. این مهم هم در رابطه با اقدامات آمريكا عليه جمهوری اسلامی و هم در رابطه با تقابل رسانه‌های ایرانی با این عملیات مهم می‏باشد.
نقش رسانه‌ها در عملیات روانی
"الوین تافلر "، نظریه پرداز سرشناس آمريكایی درباره نقش رسانه‌ها در فرآیند عملیات روانی در آینده، معتقد است که وسائل ارتباطی عرصه نبرد آینده را می‏سازند که "از گلوله‏های سلاحهای جنگی بسیار مرگبارترند."
از دیدگاه وی، عرصه نبرد فردا را گستره فرستنده‌ها، رسانه‌ها، پیام‌گیران و پیام‌سازان شکل می‌دهند. تافلر در عین حال، برخی از تاکتیک‌های این نبرد را که امروز، دوران جنین خود را سپری می‌کند، معرفی کرده است که به اختصار عبارتند از:
1) تاکتیک حذف که کاملاً روشن است و بر حذف کردن پاره‌ای از اطلاعات استوار می‌باشد.
2) تاکتیک کلی ‌بافی که در آن، جزئیات بزرگ جلوه داده می‌شوند، بیانیه‌های دیپلماتیک را می‌توان نمونه برجسته‌ای از آنها دانست.
3) تاکتیک‌های زمانبندی که معمول‌ترین آنها تأثیر در پخش پیام است تا پیام‌گیر زمین‌گیر شود.
4) تاکتیک قطره‌ چکانی که در آن، داده‌ها بجای آن که در یک سند ارائه شوند، در زمان‌های گوناگون به مقدار کم پخش می‌شوند.
5) تاکتیک تبخیر که در آن، شایعات پخش می‌شوند تا مخاطب سر در گم گردد؛ تاکتیک برگشتی‌ای که ساختن دروغ برای تست حریف است.
6) تاکتیک دروغ بزرگ که منظور از آن، همان شیوه‌های دکتر گوبلز، عنصر تبلیغات‌گر هیتلر است.
نظریه‌ پردازان پیرو دیالکتیک، هنر توده‌ای مدرن را روشنگری به منزله فریب توده‌ها تلقی و در عین حال، تصور می‌کردند که یک عامل سری ناشناس در پشت پرده هست که سرنخ‌ها را در دست دارد؛ واقعیت‌ها را مخدوش و مردم را با پیام‌های خود گمراه می‌کند. به اعتقاد هورک هایمر و آدورنو، بیشترین بخش این فقر فرهنگی، از شیوه‌های تولید و انتشار رسانه‌های جمعی ناشی بود که با اتکا به انتخاب آگاهانه، ارائه و انتشار مسائل و موضوعات رایج، می‌کوشیدند به صورت هدفمند، عقیده، سلیقه و شیوه زندگی تماشاگران، شنوندگان و خوانندگان را شکل دهند و هدایت کنند آژانس‌های خبری و عوامل آنها به جای برآوردن نیازها، علاقه‌ها و آرزوهای حقیقی مخاطبان با ارائه برنامه‌های پر محتوا و مناسب و بیداری و تقویت آنان در راستای استقلال در تفکر و عمل و قضاوت متکی بر موازین خرد، آنها را از طریق پیام‌های تبلیغاتی، رادیو و فیلم به مشتریان و مصرف ‌کنندگان خاموش، مطیع و غیر فعالی بدل می‌کردند. تحمیق، تخریب، بی‌تفاوتی، پژمردگی نیروی اندیشه و نابودی اراده توده‌ها، پیامد اجتناب ‌ناپذیر این نوع رابطه مخرب اجتماعی است که از طریق سیستم‌های رسانه‌های گروهی غرب به واحدی کلی تبدیل می‌شود.
همین نقش رسانه‌های غربی در جریان امپریالیسم فرهنگی‌ رسانه‌ای دامنه‌ خود را فراتر از مرزهای یک کشور برده و به بهانه منافع ملی و از طریق شیوه‌های گوناگون عملیات روانی به مقابله با کشورهای به اصطلاح جهان سوم و مستقل پرداختند.
محور‌های عملیات‌روانی‌‌رسانه‌های آمريكایی عليه ایران
با اتکا به توانمندى‏هاى تبلیغاتى، طى سال‏هاى پس از انقلاب و به‏ویژه پس از پایان جنگ دوم خلیج فارس و به ‏طور مشخص پس از شکست دکترین نظم نوین جهانى جرج بوش، به ‏طور مداوم اتهامات سنتى و تکرارى دستیابى به سلاح‏هاى کشتار جمعى، بهره‏گیرى از تروریسم، نقض حقوق بشر و اختلال در روند صلح خاورمیانه، از سوى دست‏اندرکاران سیاست‏خارجى و دستگاه‏هاى تبلیغاتى واشنگتن، علیه جمهورى اسلامى به نشانگاه‌هایی که قبلا ً‌ اشاره شد، القا مى‏شود.
در این قسمت از بحث، به تفکیک بخشی از موارد اتهامى را که طى مقاطع مختلف زمانى از سوى مقامات و دستگاه‏هاى خبرى و تبلیغاتى ایالات متحده بیان گردیده، عینا نقل کرده و پس از آن موضع رسمى ایران و ضرورت پرداختن رسانه‌های نظام به این موضوعات را مورد توجه قرار می‌دهیم؛
 بهره‏گیرى از تروریسم
رسانه‌های واشنگتن به تبع سیاستمداران در مناسبت‏هاى گوناگون و در گستره وسیعى، تهران را به رهبرى، دست داشتن و انجام عملیات تروریستى متهم نموده و مخالفت ایران را با روند صلح خاورمیانه نیز در همین راستا مورد ارزیابى قرار مى‏دهند.
ایران از سال 1363 ه. ش در فهرست کشورهاى حامى تروریسم وزارت امور خارجه آمريكا قرار گرفت. بعدها وزارت خارجه این کشور در تاریخ چهاردهم اسفند ماه 1371 ه. ش (5 مارس 1993 م) در جو تنش‏آلودى که در روابط دو کشور در حال گسترش بود، ایران را از فهرست کشورهایى نظیر عراق، لیبى، کوبا و کره شمالى که آمريكا آنها را کشورهاى حامى تروریسم مى‏خواند، تغییر و در صدر کشورهاى حامى تروریسم قرار داد، و جمهورى اسلامى را خطرناک‏ترین دولت ‏بانى تروریسم نامید.
مقامات و دستگاه‏هاى اطلاع ‏رسانى ایالات متحده با تبلیغات گسترده و تکرارى خود در این زمینه، درصدد القاى خطر ناشى از اقدامات تروریستى ایران برآمده‏اند تا از این طریق، چهره‏اى خشونت ‏طلب از رژیم جمهورى اسلامى ارائه دهند. برای مثال "وارن کریستوفر" وزیر امور خارجه وقت آمريكا در تاریخ سیزدهم مهرماه ‏1374 ه. ش (15 اکتبر 1995 م) در مجمع عمومى سازمان ملل گفت: "ایران که امروز کشور پیشتاز در پشتیبانى از تروریسم است، کوشیده است تا از طریق مسلح ساختن، تأمين هزینه و آموزش گروه‏هاى تروریستى مانند حزب‏الله لبنان، جهاد اسلامى فلسطینى‏ها و حماس، روند صلح خاورمیانه را از مسیر خود منحرف سازد. ایالات متحده نقش رهبرى را در مقابله با خطر و تهدید ایران متقبل شده‏است. "
رادیو دولتى آمريكا نیز در تاریخ چهارم اردیبهشت‏ماه 1374 ه. ش (24 آوریل 1995 م) همین اتهام تکرارى را این‏ چنین القاء کرد: "ایران بزرگترین پشتیبان تروریسم بین‏المللى در جهان است."
مسئول هماهنگى امور ضد تروریسم در وزارت امور خارجه واشنگتن نیز در تاریخ نهم تیرماه 1376 ه. ش (30 ژوئن 1997 م) در اظهار نظرى گفت: "ایران سال‏هاى بسیار است که سوء قصد به جان مخالفان خود را در خارج به‏ عنوان ابزار سیاست‏ خارجى به کار برده است."
در این مورد نیز پرونده حمایت‏هاى مالى و تسلیحاتى آمريكا از مخالفین و یا ضد انقلابیون کشورهاى مستقل آنچنان واضح و قطور است که رسانه‌های نظام برای پرداختن به آن با هیچ مشکلی مواجه نخواهند بود.
به عنوان نمونه اصولا وقتى منافقین گسترده‏ترین و خونین‏ترین عملیات تروریستى را طى دو دهه انقلاب در ایران انجام داده و مورد حمایت رسمى تبلیغاتى و مالى ایالات متحده قرار گرفته و از سوى کنگره این کشور بودجه‏اى رسمى براى انجام عملیات براندازى نظام جمهورى اسلامى در اختیار این گروهک تروریستى خشونت‏طلب قرار مى‏گیرد، غیر واقعى بودن این اتهام، به وضوح به اثبات مى‏رسد. علاوه بر این، حمایت‏هاى واشنگتن از رژیم صهیونیستى تل‏آویو که منبع تروریسم دولتى در منطقه خاورمیانه است، اثبات سیاسى بودن این اتهام را از اقامه هر استدلال دیگرى بى‏نیاز مى‏سازد.
 نقض حقوق بشر
کشورهاى غربى و به ‏ویژه آمريكا، مدعى وضع قواعدى در جهت رعایت‏ حیثیت انسانى و حقوق طبیعى بشریت هستند؛ در حالى‏که در وضع این قواعد، بدون توجه به ارزش‏هاى حاکم بر سایر جوامع، تنها ارزش‏هاى جوامع غربى را به ‏عنوان قواعد حقوق ‏بشر مورد توجه قرار مى‏دهند. با وجود این، غربى‏ها اصرار دارند که همه ملل و جوامع، قواعد مزبور را بپذیرند و در صورت عدم مطابقت رفتار جوامع گوناگون با این قواعد، آن کشورها ناقض حقوق بشر تلقى مى‏شوند هرچند در همان موارد نیز با سرپوش گذاشتن بر تعدیات خود دیگر کشورها را به دروغ مورد اتهام قرار می‏دهند. رادیو دولتى آمريكا در تاریخ نوزدهم آذرماه 1374 ه.ش (10 دسامبر 1995 م) اعلام کرد: "در سراسر جهان، مردم در مورد حقوق بشر به رهبرى آمريكا چشم دوخته‏اند."
همچنین صداى آمريكا درتاریخ دوم فروردین ماه 1374 ه. ش (22 مارس 1995 م) اعلام کرد: "گزارش وزارت امور خارجه آمريكا مى‏گوید، در ایران، حکومت کماکان یکى از عوامل اصلى نقض حقوق بشر انسانى است و درسال 1995 م [1374 ه. ش] نیز هیچ‏گونه نشانه و قرینه‏اى که حاکى‏از بهبود وضعیت‏حقوق بشر باشد، مشاهده نشده است. "
این رادیو، موارد نقض حقوق بشر را که در گزارش وزارت امور خارجه این کشور آمده بود، در موارد ذیل خلاصه کرد: "از جمله موارد نقض پیوسته و حساب شده حقوق انسانى، باید از کشتارهاى خارج از موازین قانونى و اعدام‏هاى فورى، شکنجه متداول و سایر انواع رفتار خفت‏بار، ناپدید شدن‏ها و دستگیرى‏هاى خودسرانه و ممانعت از آزادى بیان، شرایط سخت و طاقت‏ فرساى زندان، فقدان محاکمات عادلانه، ممانعت از آزادى مطبوعات، آزادى انجمن و اجتماعات و آزادى مذهب نام برد."
براى کسانى که حتى مختصر اطلاعى از اسلام و تاریخ آن دارند، روشن است که بحث‏ حقوق بشر از دیدگاه اسلام، صرفا یک بحث انفعالى و تطبیقى نیست که در برابر اندیشه‏هاى حقوقى و سیاسى غرب، تفکر مشابهى به ‏نام حقوق بشر اسلامى مطرح و یا به ‏صورت تطبیقى در مقایسه دو دیدگاه، وضعیت ‏حقوق بشر ایران را از عقب ‏ماندگى حقوق بشر غربى تبرئه نماید.
اصولى چون کرامت انسان، آزادى، مساوات، برخوردارى از امنیت و دفاع مشروع، تأمين اجتماعى، تعلیم و تربیت، نفى اکراه و اجبار از حقوق زن و کودک و محرومان جامعه، احترام به مالکیت، رعایت عدالت‏ اجتماعى و دیگر مفاهیم حقوق طبیعى، فطرى و قراردادى انسان، از جمله مقوله‏هاى حقوقى و سیاسى مندرج در فقه و تاریخ اسلام است که به‏ طور مفصل و معقول، قبل از حقوق بشر شهرت‏ یافته امروزى، مورد بحث قرار گرفته است و لازم است رسانه‌های نظام بویژه در بخشهای برون مرزی به تبیین این مهم و افشای اتهامات پوشالی آمريكا و جنایات این کشور و هم ‌پیمانانش در تجاوز گسترده به حقوق انسانها در فلسطین،عراق، افغانستان و... بپردازند.
راهکارهایی برای مقابله با عملیات روانی رسانه‌های آمريكا
"هو الّذی یُنَزِّلُ علی عبده آیات بینات لیخرجکم من الظلمات الی النور" (‌حدید/9)
"اوست خدایی که بر بنده‌اش آیاتی روشن فرو می‌فرستد تا شما را از تاریکی‌ها به نور هدایت کند. 
امروز انسان بیشتر از همیشه به فهم آموزه‌های قرآنی نیازمند است تا خود را از تاریکی‌های عصر فناوری و پیشرفت مادی خارج کند. او همچنان که برای سلامت خود به رعایت اصول تغذیه و بهداشت محتاج است برای در امان ماندن فکر و اندیشه الهی خویش به ارتباط هر چه بیشتر با خدای خود محتاج‌تر است و در این راه تبیین راه‌های استواری و مقابله با دشمنان خود از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. لذا سیاستگذاران جمهوری اسلامی بویژه در حوزه رسانه‏ها می‏بایست تبیین و تبلیغ آموزه‌های اصیل وحیانی را برای هدایت و ثبات عقیده خود و مخاطبان در رأس امور قراردهند.
1. تقویت بنیه اطلاعاتی و خبری کشور
یکی از نشانگاههای دیپلماسی رسانه‌ای در عملیات روانی، ‌کشور هدف است به این منظور کارگزاران عملیات روانی سعی می‌کنند خلأها و کاستیهای ارتباطی کشور هدف را شناسایی کنند و سپس بر اساس آن برنامه‌ریزی دیپلماسی رسانه‌ای خود را استوار سازند. بنابراین تعیین استراتژی در این بخش، با وضعیت کشور هدف، ارتباط مستقیم دارد و نمی‌توان برای تمامی شرایط نسخه‌ای واحد تجویز کرد. لذا با توجه به عملیات روانی آمريكا علیه عراق به عنوان یک نمونه دیپلماسی رسانه‌ای آمريكا در مورد عراق مورد بررسی قرار می‌گیرد. آمريكا در این زمینه از سه ابزار رسانه‌ای 1- رادیوهای موج کوتاه؛ 2- اینترنت و پشتیبانی از سایتهای مخالف صدام؛ و 3ـ تلویزیونهای ماهواره‌ای بهره ‌گرفت. در تحلیل سه وسیله مذکور با دو رویکرد می‌توان برخورد کرد:
 الف. خلأهای اطلاعاتی ب. عقب‌ ماندگی فناوری.
آمريكا به خوبی واقف است که اخبار سیاسی داخلی عراق (احزاب و گروهها) از رادیو تلویزیون دولتی عراق پخش نمی‌شود و شهروندان عراقی برای دسترسی به این‌گونه اطلاعات که حجم زیادی از اخبار سیاسی عراق را نیز شامل می‌شود ‌باید از:1- مطبوعات داخلی 2- رادیوهای برون‌مرزی 3- تلویزیونهای ماهواره‌ای و 4- اینترنت استفاده کنند. علاوه بر اخبار در زمینه سرگرمی و نیز در حوزه موسیقی رسانه‌های داخلی عراق برنامه‌ریزی ندارند و کمتر مخاطبی را می‌توانند ارضا کنند. بنابراین سرمایه‌ گذاری روی رادیو تلویزیون و اینترنت برای دیپلماسی رسانه‌ای در راستای عملیات روانی جزو ارکان اصلی قرار گرفته است.
در خصوص ضعف فناوری به علت نبود برنامه‌ریزی جامع در عرصه اینترنت در بسیاری از کشورهای اسلامی، عرصه به سردمداران اینترنت یعنی آمريكا و کشورهای غربی محول گشته و آنها نیز به خوبی در راستای اهداف خود از آن بهره می‌گیرند. با چند راه‌حل ساده اما منطقی می‌توان بر این مشکلات فائق آمد.
اول: در مورد اخبار سیاسی داخلی احزاب و گروهها، پیشنهاد می‌شود که بخشهای ویژه‌ای در برخی از شبکه‌های تلویزیونی برای این‌گونه اخبار راه‌اندازی شود تا مخاطبان خاص این نوع اخبار که از فرهیختگان و رهبران فکری جوامع نیز هستند به استفاده از رسانه‌های بیگانه مجبور نشوند.
دوم: تهیه نظام جامع شبکه اطلاعاتی و ارتباطی که باید مؤلفه‌های ذیل در آن رعایت شود: 1- تهیه موتور جست ‌و جوگر با قابلیت تخصصی 2- همسان‌ سازی تمامی سایتهای اینترنتی سازمانها 3- تهیه سایتهای اینترنتی ویژه اقشار مختلف جامعه (از فرهیختگان تا افراد کم ‌سواد) 4- تهیه نرم ‌افزار ترجمه اینترنتی برای تعامل با کشورهای دیگر 5- استفاده از سیستمهای ارتباطی برای سرعت بیشتر اینترنت 6- ملزم ساختن سازمانهای کشور متبوع برای اینترنتی کردن تمامی اسناد و مدارک مورد نیاز جامعه در بخش دولتی.
2. تقویت بنیه تبلیغی کشور
برنامه استراتژیک تبلیغی به معنای برنامه کلان و بلند مدت در عرصه ملی و فراملی است، این برنامه مشخص می‌کند هر یک از بخشهای تبلیغی جامعه چه وظایفی را بر عهده دارند و باید به چه اهدافی برسند، این برنامه‌ریزی کلان امکان برنامه‌ریزیهای خرد و کوچک‌تر را در سطوح پایین‌تر امکان‌پذیر می‌سازد و این موقعیت را فراهم می‌کند که تمامی بخشهای جامعه برای رسیدن به هدف اصلی هماهنگ و منسجم عمل کنند. برای این منظور مؤلفه‌های ذیل باید مورد توجه قرار گیرد: 1- مشخص بودن هدف کلان برنامه برای تمام برنامه ‌ریزان 2- مشخص بودن خط مشیهای رسیدن به هدف 3- انطباق برنامه با امکانات و ابزار 4- در نظر گرفتن نیروهای متخصص و حرفه‌ای 5- انعطاف‌پذیری برنامه در مواجهه با اقدامات حریف 6- برخورداری از سیستم باز خوردی و برنامه سایبرنتیکی برای اصلاح برنامه 7- تمرکز تمامی امکانات در جهت تحقق هدف و پرهیز از پراکندگی.
3. استفاده از شیوه‌های ضد تبلیغی
ضد تبلیغات عبارت است از تبلیغاتی خاص به منظور تکذیب یا خنثی کردن تبلیغات دشمن و یا بهره‌برداری از همان تبلیغ علیه دشمن. برای ضد تبلیغ دو رویکرد وجود دارد: 1- تبلیغ و رفتار دشمن علیه کشور آماج 2- امکانات ضد تبلیغ قابل بهره‌برداری توسط کشور آماج. نظر به اینکه در تبلیغات از تمهیدات و ترفندهایی همچون تحریف، بزرگ‌نمایی،‌ دروغ و غیره استفاده می‌شود کشور آماج می‌تواند با افشاگری حرفه‌ای ترفندهای تبلیغاتی حریف، تأثیر تبلیغات آنها را به صفر نزدیک کرده و در بعضی مواقع حتی حریف را مجبور به عقب‌نشینی کند که این ضد تبلیغات بر اساس رفتار دشمن است. در ضد عملیات روانی علاوه بر استفاده از امکانات و تجهیزات کشور خود، ‌باید از رسانه‌ها و امکانات کشورهای دیگر نیز سود برد. به این مفهوم که رسانه‌های جهانی حداقل ادعای بی‌طرفی را دارند و می‌توان با فشار آوردن بر آنها، دیدگاههای خود را (البته به صورت حرفه‌ای و زیرکانه) از طریق این رسانه‌ها در سطح جهان انعکاس داد و به این ترتیب ترفندها و تمهیدات دیپلماسی رسانه‌ای دشمنان را خنثی ساخت. البته این امر زمانی محقق می‌شود که ارتباط با این رسانه‌ها تسهیل و همچنین حرفه‌ای‌گری مصاحبه‌کنندگان کشور مقصد حل شده باشد. علاوه بر رسانه‌‌های جهانی می‌توان از رسانه‌های کشورهای دیگر نیز در عملیات روانی بهره برد که نمونه‌ آن در جنگ 2003 خلیج فارس مشاهده شد. در این جنگ صدام از تمامی رسانه‌های جهان دعوت کرد که برای انعکاس جنگ به عراق بیایند. در این راستا 2700 خبرنگار به عراق اعزام شدند و توانستند صحنه‌هایی از کشته و زخمی شدن غیر نظامیان به خصوص کودکان و نوجوانان و زنان را به تصویر کشند و ادعای پوچ آمريكا و انگلیس مبنی بر درگیری با نظامیان را که در جنگ 1991 نیز رخ داده بود این‌بار خنثی کنند. بنابراین در ضد تبلیغات ‌باید روی همه رسانه‌ها در جهان اعم از جهانی و ملی با توجه به استراتژی تبلیغاتی حساب ویژه‌ای باز کرد.
نتيجه گيري
تأكيد می‌شود برای مقابله با عملیات روانی آمريكا علاوه بر اقدامات آگاهسازی و رسانه‏ای می‏بایست اقدامات عملی برای رفع مشکلات داخلی و نزدیکی بیش از پیش مردم و مسئولان ازیک سو و تلاش برای تضعیف توانمندیهای منفی دشمن از سوی دیگر صورت پذیرد.
در نهایت برای مقابله با عملیات روانی آمريكا موارد ذیل برای مطالعات گسترده‌تر و برنامه‌ریزی عملی در آینده پیشنهاد می‌‌شود:
1ـ بررسی اقدامات عملی نظامی، اقتصادی و سیاسی
2ـ بررسی پیامدهای بلند مدت، نامرئی، و غیر مستقیم اقدامات عملی
3ـ بررسی خلأها و نواقص ایالات متحده قابل بهره‌برداری در عملیات روانی
4ـ بررسی پیامهای روانی و تبلیغی انعکاس یافته
5ـ رابطه بین پیامهای تبلیغی و اقدامات عملی آمريكا و نواقص و خلأهای موجود درکشور
6ـ بررسی تأثیرات پیامهای تبلیغی فراملی بر کشور
7ـ بررسی پیامهای تبلیغی ارائه شده خارج از کشور و تأثیرات آنها بر سازمانهای تأثیرگذار
8ـ ارائه راهکارهای تبلیغی و عملی برای مقابله با عملیات روانی انجام شده
9ـ ایجاد دستگاه هماهنگ‌کننده بین تمام ارکان نظام برای ایجاد یا مقابله با عملیات روانی
10ـ پرورش و بکارگیری نیروهای متخصص در اجرای عملیات روانی
جستجوي كاملتر
نام كاربري:
 
رمز عبور:
 
هنوز در سايت عضو نشده‌ايد؟

 

براي برقراري ارتباط با ما، لطفا نامه‌هاي خود را به آدرس الكترونيكي - info@parsa-ds.com  - ارسال فرماييد.


ثبت نام |  ورود به سيستم |  نقشه سايت |  راهنما  

 Copyright © 2005 of parsa network team- all rights reserved

Email:info@parsa-ds.com