نقش گاز در معادلات جهانی
چکیده
بعد از شوک نفتی دهه 1970 و افزایش بیسابقه قیمت نفت در بازارهای جهانی انتظار میرود با افزایش اهمیت صنعت گاز در جهان و استفاده از آن به عنوان یک انرژی جایگزین جهانیان شاهد شوک گازی در جهان باشند. در این میان رقابت جهانی برای بدست گرفتن بازارهای انرژی گاز میان کشورها و اتحادیههای قدرتمند از جمله ایالات متحده آمريكا به عنوان یک قدرت یکجانبهگرا، چین و ژاپن به عنوان دو مصرف کننده و صادرکننده بزرگ، اروپا به عنوان یک کشور فقیر گازی و روسیه به عنوان بزرگترین دارنده ذخایر گازی افزایش خواهد یافت. از طرف دیگر خاورمیانه با داشتن 70 تریلیون متر مکعب گاز به ویژه در بزرگترین حوزه مستقل گازی جهان در پارس جنوبي و پیش بینی صادرات 110 میلیارد متر مکعب در سال 2010 و نیز منطقه آسیای میانه و قفقاز با داشتن ذخایر عظیم گازی همچنان به عنوان کانونهای بحران در جهان باقی خواهند ماند. مقاله حاضر سعی دارد با بررسی میزان ذخایر، مصرف، صادرات و واردات کشورهای صادرکننده و وارد کننده گاز، به نقش و اهمیت صنعت گاز در معادلات جهانی بپردازد.
تحقیق حاضر ابتدا به بررسی اهمیت صنعت گاز و اوپک گازی و سپس به بررسی نقش و جایگاه گاز در کشورهای آمريكا، چین، ژاپن، روسیه و اتحادیه اروپایی بپردازد. در این پژوهش همچنین به بررسی نقش کشورهای دارنده گاز به ویژه ایران با داشتن 17 درصد ذخایر گازی جهان و در نهایت نتیجه گیری و ارائه راهکار پرداخته میشود.
واژگان کلیدی: اوپک گازی، معادلات جهانی، ژئواکونومیک ، قدرتهای بزرگ، گاز.
مقدمه
در سالهای پایانی قرن بیستم و آغازین قرن بیست و یکم شاهد گسترش نقش گاز در تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در سطوح بینالمللی، منطقهای و ملی بودهایم. سخن گفتن از گاز بدون توجه به انرژی بیفایده میباشد، کلیه بحرانهایی که پس از جنک جهانی اول شروع میشود به نوعی ارتباط مستقیمی با انرژی دارند. از آن زمان که کلمانسو نخست وزیر فرانسه در جنگ جهانی دوم گفته بود "هر قطر ه نفت به اندازه خون سربازان ما ارزش دارد" تا کنون که عراق به خاطر نفت اشغال میشود شاهد تأثیر انرژی بر بحرنهای بینالمللی بودهایم. در آینده نیز اگر منازعهای باشد این بار به خاطر نفت است. آیا نئولیبرالیسم میتواند به بحرانهای بینالمللی پایان دهد؟
صنعت گاز و اهمیت آن
هر ماده طبیعی که در شرایط دما و فشار عادی به صورت گاز باشد یگ گاز طبیعی است. این ماده ترکیبی از متان، اتان و پروپان میباشد. گاز طبیعی دارای چهار نوع به شرح زیر میباشد:
1- گاز خشک: گازی که منجر به تشکیل گاز مایع در شرایط تولید نمیشود.
2- گاز مرطوب: گازی که در شرایط تولید در سطح زمین یک گاز مایع تشکیل میدهد.
3- گاز میعانی: در طی مراحل تولید یک گاز مایع را در مخزن تشکیل میدهد.
4- گاز همراه: که در مخازن همراه با نفت میباشد.
گاز طبیعی نخستین بار در دهه 1950 مورد توجه قرار گرفت. کشور الجزایر در سال 1964 نخستین بار به صورت گاز طبیعی مایع شده(LNG) به صادرات آن پرداخت. پس از الجزایر کشورهای اندونزی و مالزی و سپس در سال 1989 استرالیا نیز به صادرکنندگان LNG پیوست.
با شروع بحران نفتی 1972 و تحریم نفتی رژیم صهیونیستی توسط کشورهای عربی اهمیت گاز برای کشورهای وارد کننده گاز آشکار شد. کمی پس از آن جنگ ایران و عراق نیز بر اهمیت انرژی افزود. گاز اکنون به عنوان یک سوخت جایگزین مطرح بوده و منازعه بر سر آن به یکی از چالشهای جدید نظام بینالملل به ویژه در حوضه نرم افزاری درآمد. کاربرد این نوع انرژی در بخش صنعت خودرو، حمل و نقل، کشاورزی و منازل خانگی باعث توجه جهانی به این موضوع شده است. این سوخت از یک طرف ارزان و از طرف دیگر سوختی تمیز است و از آلودگیهای زیست محیطی جلوگیری میکند.
رویکرد تئوریک
صنعت گاز از آنجا تاثیر مستقیمی بر اقتصاد کشورهای واردکننده و صادرکننده دارد که از یک طرف بر کشورهای در حال توسعه و واردکننده گاز تاثیر دارد و از طرف دیگر بر کشورهای درحال توسعه و صادرکننده تاثیر میگذارد. کشورهای در حال توسعه سعی دارند با بهرهگیری از منابع گازی به میزانی از رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی صنعتی و... برسند و از این طریق نخبگان سیاسی امنیتی این جوامع میکوشند مشروعیت مردمی را در داخل فراهم نموده و وجهه بینالمللی را در خارج کسب نمایند.
کشورهای توسعه یافته نیز میکوشند تا با واردات گاز صنایع بزرگ خود را تغذیه نموده و رفاه شهروندان خود را تأمين نمایند. بدین ترتیب یک رابطه دو جانبه بین کشورهای صادرکننده گاز و کشورهای وارد کننده گاز بوجود میآید که میتوان آنرا در چارچوب نظریه نئولیبرالیسم ارزیابی نمود. نئولبرالیسم بر وابستگی متقابل تأكيد دارد. با توجه به این رویکرد میتوان گفت که ارزیابی نقش گاز در معادلات جهانی بر محور تأمين انرژی میچرخد و از این جهت قرابت خاصی با رویکرد مذکور دارد و هرگونه کاهش یا افزایش روابط منافع حیاتی طرفین را تحت تاثیر قرار میدهد. ذکر این رویکرد از آنجا حائز اهمیت است که تحولات ساختاری روابط بینالملل به ویژه پس از نظام دو قطبی و ظهور نظام هژمونیک مؤلفه قدرت ملی از نظامی به اقتصادی و فنی یا به عبارتی بهتر از حوزههای سخت افزاری به حوزههای نرم افزاری تغیر نموده است.
قدرتهای بزرگ
آمريكا
این کشور پس از دهه نود تلاشهای خود را برای دستیابی به منابع انرژی به طور بیسابقهای افزایش داده است. در راستای این هدف در اولین گام با آزاد سازی کویت نفوذ خود را در خلیج فارس گسترش داد و با ایجاد نیروی واکنش سریع و انعقاد قراردادهای دو جانبه نظامی امنیتی با دولتهای حاشیه خلیج فارس در صدد ایجاد نظم جدیدی برآمد.
با وقوع حوادث 11 سپتامبر و متعاقب آن تصرف افغانستان و اشغال عراق، منابع گازی دریای خزر و قفقاز و نیز حوضههای گازی و نفتی در خلیج فارس به محور اقدامات ایالات متحده درآمد که بیش از پیش نیات دولتمردان نئوکانتی کاخ سفید را که همان یکجانبه گرایی بود آشکار ساخت. اقدامات دولت نئومحافظهکار بوش قبل از حمله به عراق نشان داد که حقوق بشر، سلاحهای هستهای و حمایت از القاعده در رده سسیاستهای اعلانی کاخ سفید بوده است.
قبل از اشغال عراق رؤسای شرکتهای نفتی در ایالات متحده از اهمیت انرژی آگاهی داشتند و به این منظور بوش در اولین گام یک گروه ضربت را برای تدوین سیاست انرژی به وجود آورد که دیک چنی رئیس آن بود و قبل از هر کاری به وضعیت اسفبار انرژی در آمريكا هشدار داد. دولت بوش در اقداماتی دیگر در همان زمان از پیمان کیوتو خارج، تحریم ایران و لیبی را تشدید و بر باز کردن منطقه حیات وحش آلاسکا برای اکتشافات جدید اصرار داشت. موارد فوق نشان میدهد که ایالات متحده نیاز مبرمی به انرژی دارد این کشور از عمدهترين توليد کنندگان منطقه آمريكای شمالی است که با 73 درصد سهم قابل توجهی از توليد گاز منطقه را در اختيار دارند.
روسیه
روسیه را میتوان سلطان گاز جهان دانست. منابع گازی عمده این کشور در سیبری و مخازن گازی یورنگو یامبورگ و بوخونکوری میباشد. این کشور با داشتن چنین منابع عظیمی در صدد احیاء قدرت گذشته خود میباشد و پوتین میخواهد لنین و پطر کبیر دیگری باشد. شرکت دولتی گازپروم در روسیه بزرگترین شرکت دولتی محسوب میشود که در سال 1989 تأسیس شد. این شرکت نقش مهمی در بازارهای گازی جهان دارد. سود خالص این شرکت در سال 2006 ، 18 میلیارد و 300 میلیون یورو بوده است. و به قول الکسی میلر رئیس هیات مدیره آن این شرکت بزرگترین شرکت در جهان محسوب میشود. قدرت اقتصادی روسیه در سالهای اخیر تا حدی مدیون تلاشهای گازپروم میباشد.
گازپروم در سالهای آتی با چالش جدی از ناحیه رقیبان آمريكايي روبرو خواهد شد. روسیه با این ادعا که بخش زیادی از بستر آبهای قطب شمال ادامه فلات قاره این کشور است بر 1 میلیون و 200 هزار کیلومتر (حدود 460 هزار مایل مربع) از سرزمین قطب شمال ادعای مالکیت دارد. این ادعا به وسیله دیگر کشورها با چالش روبرو شده است و سازمان ملل باید درباره این ادعای روسیه نظر بدهد. تنها میدان شتوکمان در دریای بارنتز دارای حدود 3 تریلیون و 800 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی است. این میزان بیش از آن چیزی است که شرکت گازپروم طی 30 سال گذشته به اروپا صادر کرده است. شرکت دولتی گازپروم، که 24% گاز اروپا را از طریق خط لوله و گاز طبیعی مایع شده تأمين میکند و با تلاش در جهت ساخت خط لوله 1/12میلیارد دلاری شمال اروپا (نورد استریم) که از بندر وایبورگ روسیه در ساحل دریای بالتیک تا سواحل آلمان در نزدیکی گریفسوالد امتداد خواهد داشت و کشورهایی مانند بلاروس، اوکراین و لهستان را که به طور سنتی مسیر ترانزیت گاز هستند دور خواهد زد، قصد افزایش نفوذ خود وتسهیل در امر صادرات گاز به بازار امتحان شده و شفاف اروپا را خواهد داشت.
روسیه از طریق گازپروم سعی دارد با بهرهگیری از صنعت گاز به تقویت قدرت خود بپردازد. این کشور در بحران انقلابهای رنگی در اروپای شرقی درصدد برآمد که از اهرم انرژی استفاده نماید و با قطع و یا کاهش گاز طبیعی به اروپا از انقلابهای رنگی و نفوذ آمريكا بکاهد. روسیه علاوه بر آن که یکی از بزرگترین صادرکنندگان میباشد، گاز کشورهای آسیای میانه را وارد میکند. و به اروپائیان با قیمت بیشتری میفروشد.
چین
برخلاف روسیه چین به لحاظ منابع انرژی کشور فقیری است و از کمبود منابع گازی و نفتی رنج میبرد. چین دومین مصرف کننده بزرگ انرژی جهان، برای برطرف کردن نیازهای سوختی خود به سوی اکتشاف نفت گام برمیدارد. ذخایر نفت قابل استحصال چین 21 میلیارد و 200 میلیون تن است و برای جمعیت بیش از یک میلیارد نفری چین آمار قابل ملاحظهای نمی باشد.
این کشور دارای ذخایر گازی قابل توجهی در دریای چین شرقی میباشد که با ژاپن بر سر استخراج آن در چالش است. آنها از سال 2004 تا کنون با برگزاری 11 دور مذاکره نتوانستهاند به توافقی در زمینه ذخایر گازی دریای «چین شرقی» دست یابند. در سال2007 ، این کشور 69 ميليارد و 300 ميليون متر مكعب گاز طبيعي توليد كرده و بر اساس پيش بيني صورت گرفته چين در سال جاري نزديك به 76 ميليارد متر مكعب گاز طبيعي به مصرف ميرساند.
این کشور اخیراً خواهان نفوذ در آسیای مرکزی میباشد و سعی دارد با ورود به صحنه انرژی در دریاي خزر از دیگر رقیبان خود عقب نماند. جمهوری اسلامی ایران به منظور ایجاد توازن در منطقه خزر و کاهش قدرت چانهزنی روسها و نفوذ آمريكا در این منطقه میتواند از حضور چین در این منطقه بهرهبرداری نماید. ایرانیان در این زمینه سابقه درخشانی دارند و با استفاده از تجربه مصدق و اشخاص قدرتمندی چون قوام السلطنه نوعی توازن به وجود آورند. ایران و چین میتوانند به عنوان یک متحد استراتژیک از یکجانبه گرایی احتمالی در آینده جلوگیری کنند. چین میتواند از طریق انتقال خط لوله گاز ترکمنستان به چین وارد بازی خزر شود. مناقشه چین در شورای امنیت با کشورهای غربی و به ویژه آمريكا در بحرانهای بینالمللی چون عراق، دارفور سودان و مسئله هستهای ایران یک نوع منازعه بر سر انرژی محسوب میشود.
اتحادیه اروپا
اتحادیه اروپا رقیب جدی برای ایالات متحده آمريكا محسوب میشود و با استفاده از ایجاد یک سازمان منطقهای درصدد است به یک قطب تاثیرگذار در عرصه بینالمللی تبدیل شود. کشورهای عضو این اتحادیه از لحاظ ذخایر گازی موقعیت مناسبی ندارند و به روسیه و الجزایر وابستهاند. 10 درصد از الجزایر و 25 درصد از روسیه سهم گاز وارداتی اتحادیه اروپایی است.
منطقه اروپا در سي سال گذشته با بيش از 150ميليارد متر مکعب افزايش توليد که به طور عمده در انگلستان، نروژ، روماني و هلند توليد شد، روبرو بوده است. سهم توليد اين منطقه از کل توليد جهان در سي سال گذشته10 تا 15 درصد در نوسان بوده است و با توجه به مصرف زیاد گاز در این قاره این مقدار سهم اندکی است. کشورهای فرانسه، ایتالیا و انگلستان هزینههای استفاده از انرژی به ویژه گاز را بالا برده تا از بحران انرژی جلوگیری کنند. در این اتحادیه کشور نروژ قلب انرژی اروپا محسوب میشود و ذخاير 41/2 تريليون متر مكعبي این کشور باعث شده است تا این کشور 25 درصد گاز اروپا را تأمين نماید. نروژ بعد از روسیه و کانادا سومین صادرکننده گاز طبیعی در دنیا میباشد.
صادرکنندهگان عمده گاز طبیعی
پس از بررسی وضعیت کشورهای واردکننده گاز به بررسی وضعیت کشورهای صادرکننده گاز میپردازیم. صادر کنندگان گاز نقش مهمی در معادله دو طرفه معادلات بینالمللی دارند. شناخت وضعیت این کشورها به فهم موضوع بیشتر کمک میکند.
ایران
بدون اغراق نیست که ایران را قبله عالم نامیدهاند این کشور از یک طرف با دریای خزر و منطقه گازی آسیای میانه و قفقاز در ارتباط است و از طرف دیگر با داشتن بیشترین خط ساحلی با خلیج فارس و دریای عمان به یک موقعیت ژئواکونومیکی و ژئواستراتژیکی دست یافته است. به همین جهت در طول تاریخ همواره مورد توجه قدرتهای فرامنطقه ای بوده و هست. ایران دارای دومین ذخایر گاز جهان آن هم ذخایر ثبت شده میباشد که در حدود بیش از 812 تریلیون فوت مکعب است و دارای بزرگترین میدان گازی جهان در منطقه پارس جنوبی است که 50٪ منابع گازی ایران و7٪ ذخایر گازی جهان را تشکیل میدهد بنابراین منبع خوبی برای بازسازیهای اقتصادی و تحولات اجتماعی-رفاهی به ویِژه ویرانیهای ناشی از جنگ هشت ساله میباشد. در شرایط کنونی با توجه به تحریم ایران و قانون داماتو و نیز قطعنامههای شورای امنیت ناشی از مسئله هستهای که در اثر کارشکنیهای ایالات متحده به وجود آمده ایران با محدویتهایی در زمینه بهرهبرداری از این صنعت مواجه است. نمونه بارز آن قرارداد گازی ایران و ترکیه در جریان سفر احمدی نژراد به ترکیه بود که با کارشکنی مقامات ایالات متحده مواجه شد.
اگر از زاویه اقتصاد بینالملل وتأثیر آن بر سیاست بینالملل به انرژی ایران نگاه کنیم متوجه میشویم که نقش ایران مسلم و انکار ناپذیر است. به طوری که در صورت انتقال گاز ایران به هند و فروش 10٪ تولیدات گازی به هند ایران فرصتهای بیشتری را به وجود خواهد آورد.
الجزایر
این کشور 5/16 تریلیون متر مکعب ذخایر گازی تثبیت شده دارد و در رتبه هشتم جهان به لحاظ ذخایر گازی قرار دارد. بیشتر گاز خود را از طریق خط لوله به اروپا صادر میکند که میزان 10 ٪ میباشد که تنها کشور آفریقایی است و از طریق خط لوله گاز صادر میکند.
در کشور الجزایر شرکت سولنگار یا شرکت ملی گاز و برق الجزایر در زمینه تولید، انتقال و توزیع برق و گاز در الجزایر فعالیت دارد. که در سال ۱۹۶۹ تأسیس شد. این شرکت در سال ۲۰۰۳ حدود چهار میلیارد و ۶۰۰ میلیون متر مکعب گاز فروخت. میزان تولید برق سونلگاز نیز در این سال ۲۹ میلیارد کیلووات ساعت در سال بود. پیشبینی میشود که این كشور در راستاي رقابت با صادركنندگان گاز طبيعي در جهان و ورود به بازارهاي بزرگ جهاني تا سال 2010 توليد گاز طبيعي خود را به 85 ميليارد متر مكعب در سال خواهد رساند. با توجه به آنکه الجزایر دومین صادرکننده گاز در جهان میباشد باید گفت که این کشور تحقق پیش بینی مذکور را دارد.
قطر
قطر به لحاظ ذخایر گازی سومین دارنده ذخایر گاز در جهان میباشد و با داشتن ذخایر گنبد شمالی در مجاورت پارس جنوبی به یک قطب گازی تبدیل شده است. ایالات متحده به منظور انزوای ایران همکاری تنگاتنگی را با این کشور دنبال مینماید و میلیونها دلار در بخش گاز قطر سرمایه گذاری نموده است.
قطر تا يك سال آينده بزرگترين صادر كنندة گاز طبيعي مايع در جهان خواهد شد. مخازن عظيم گازي قطر، خصوصاً مخزن پارس جنوبي كه قطريها آن را گنبد شمالي مينامند، تحقق اين برنامههاي بلند مدت را ضمانت ميكند. اين مخزن به تنهابي 5/8 درصد از گاز جهان را در خود جاي داده است و تقريباً 75 درصد مساحت سطح آن متعلق به كشور قطر است. استراتژي توسعه صنعت گاز قطر، نمونة كاملي از استراتژي مبتني بر بهرهبرداري است؛ منظور از استراتژي مبتني بر بهرهبرداري، توسعة فرآوري، صادرات يا تبديل نفت و گاز به مشتقات نفتي يا مواد پتروشيميايي به وسيله سرمايه و تكنولوژي شركتهاي بزرگ نفتي يا كشورهاي توسعه يافته است.
قطر دارای ثبات سیاسی است و همین امر امکان اتخاذ یک سیاست منظم گازی را هموار میکند چون هر جا ثبات باشد سرمایه گذاری هم زیاد است. بنابراین شرکتهای غربی تمایل دارند در این کشورها به سرمایه گذاری بپردازند که هم سود سرشاری نصیبشان میشود و هم به توسعه آن کشور کمک میکنند که خود مصداقی از وابستگی متقابل پیچیده میباشد.
ترکمنستان
این کشور جزء پنج کشور برتر دارای ذخایر گازی است ولی در زمره فقيرترين جمهوريهاي استقلال يافته از اتحاد جماهير شوروي محسوب ميشود، ترکمنستان كه در سال 2007 ميلادي، 3/72 ميليارد متر مکعب گاز توليد کرده بود، قصد دارد در سال 2008 اين ميزان را به 5/81 ميليارد متر مکعب افزايش دهد. بر اين اساس تركمنستان قصد دارد كه توليد سالانه گاز طبيعي خود را در سال 2010 به يكصد و بيست ميليارد متر مكعب برساند.
گاز ترکمنستان نمونه بارزی از تقابل و همکاری قدرتهای بزرگ برای دستیابی به منابع گازی میباشد. این کشور از یک طرف با روسیه و گاز پروم قرارداد همکاری دارد و از طرف دیگر سعی دارد با همکاری با غرب به ایجاد خط لوله نابوکو بپردازد. خط لوله «نابوکو» قرار است در سالهاي 2009 تا 2012 ميلادي براي انتقال 8 ميليارد و 500 ميليون تا 10 ميليارد متر مکعب گاز طبيعي از حوزه درياي خزر و خاورميانه به اروپاي غربي و مرکزي ساخته شود که می تواند همکاری ترکمنستان با غرب را فراهم نماید. طرح خط لوله «نابوکو» از حمايت اروپا و آمريكا نيز برخوردار است.
ترکمنها به خوبی به اهمیت ژئواکونومیکی کشورشان پی برده و سعی دارند یک نوع توازن جهانی در آسیای میانه به و جود آورند و در این راه در کنار همکاری با گازپروم و گفتگو با غرب نیم نگاهی به چینیها و هندیها نیز دارند و در این راستا در آگوست سال ۲۰۰۷ ميلادي، عمليات احداث خط لوله انتقال گاز خود به چين را به طول هفت هزار كيلومتر آغاز كردند كه از اين ميزان ۱۸۸ كيلومتر در خاك اين كشور و در فاصله ميدان گازي «مالاي» در شرق ترکمنستان و مرز ازبکستان قرار دارد. در اقدامی دیگر ترکمنستان تحت فشار ایالات متحده و غرب و به منظور مقابله با خط لوله صلح ایران –پاکستان-هندوستان طرح خط لوله تاپی یا ترکمنستان-افغانستان و پاکستان را ارائه دادند.
کشورهای دیگری هستند که در زمینه ذخایر گازی از اهمیت بالایی برخوردارند. اما از آنجا که در ردههای پائینتری نسبت به روسیه ایران الجزایر قطر و ایران قرار دارند از توضیح مفصل آنان خودداری میشود. این کشورها عبارتند از آرژانتین، ونزوئلا، نروژ، استرالیا، ازبکستان و....
اوپک گازی
مقدمه و پیشینه تشکیل اوپک گازی FGEC)) یا form of the gas exporting countries به تشکل کشورهای صادرکننده گاز بر میگردد. که به پیشنهاد ایران در سال 1380 مطرح شد. پس از آن اجلاسهایی در قطر، مصر و الجزایر تشکیل شد. اما از آنجا که تحولات بینالمللی در آن زمان وضعیتی متفاوت از امروز داشت به فراموشی سپرده شد.
اما با تحولات بینالمللی و به ویژه افزایش قیمت نفت و افزایش بیاعتمادی به همکاری ایالات متحده در نظام بینالملل و بیتوجهی به دیگر بازیگران ایده مجمع کشورهای صادرکننده گاز شدت گرفت. این بار به معنای واقعی در تاريخ 29 ژانويه سال 2007 از سوي «آيتالله خامنهاي» رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران طي ديداري با «ايگور ايوانف» دبير شوراي امنيت روسيه در تهران مطرح شد. پس از آن اصطلاح «اوپک گاز» با انتشار مقالهاي در مجله معتبر «فاينشنال تايمز» در 13 نوامبر 2006، وارد واژگان سياسي جهان شد. در اين مقاله با ارجاع به گزارشي که توسط کارشناسان ناتو گردآوري شده بود، ادعا شده است که ايران، روسيه، ليبي، قطر، الجزاير و کشورهاي آسياي ميانه در صدد ايجاد يک کارتل قيمت گذاري گاز با هدف افزايش عوايد از طريق متحد ساختن تأمين کنندگان گاز طبيعي براي اتحاديه اروپا و گاز طبيعي مايع براي بازار جهاني هستند.
همزمان با طرح این ایده از سوی مقام معظم رهبری موافقان و مخالفان چنین طرحی به جبهه گیری پرداخته و یک بار دیگر خاطرات تشکیل اوپک زنده شد. بحث تشکيل اوپک گازي، مخالفان و موافقان تشکيل چنين سازماني را به ارائه نظريات مختلف وا داشت. به نحوي که قرار شد بحث تشكيل اوپك گازي در اجلاس شوراي كشورهاي توليد كننده گاز در دوحه قطر مطرح شود. با اين حال طرح فوق که در دستور كار رسمي اين اجلاس قرار نداشت، تا حد زيادي در حاشيه ماند و به اجلاس مسكو در ماه ژوئن 2008، موکول شد.
در اين بين سفر رئيس جمهور الجزاير به روسيه در روزهاي پاياني بهمن و اوايل اسفند 1386، يک بار ديگر زمزمههاي تشکيل اوپک گازي را شدت بخشيد. اين مسئله هنگامي قوت يافت که عبدالعزيز بوتفليقه رئيس جمهور الجزاير در ديدار با ولاديمير پوتين همتاي روسي خود بر تشكيل سازمان كشورهاي صادر كننده گاز (اوپك گازي) تأكيد كرد و اذعان داشت که «كشورهاي بزرگ صادر كننده گاز بايد سياستهاي كلي و اصولي خود را با يکديگر هماهنگ كنند.» از سوي ديگر پوتين نيز به نوبه خود در اين ديدار تأكيد کرد که «اين مسئله بسيار مهم است كه در زمان رياست الجزاير بر اوپك، همكاريهاي انرژي دو كشور بيش از پيش گسترش يابد".
سفر دوم بوتفلیقه به ایران و روسیه در آگوست سال 2008 و دیدار با مقامهاي ایرانی و روسی برای بار دوم نگرانی واردکنندگان را آشکار ساخت به طوری که مقامهاي آمريكایی اروپایی و رئیس سازمان بینالمللی انرژی عملا مخالفت شدید خود را با اوپك گازی اعلام داشتند. سخنگوی كمیسیون اروپا تصریح كرد: سازمانی كه از سوی كشورهای تولیدكننده گاز شكل میگیرد، باید از تبدیل شدن به سازمانی همچون اوپك كه قصد دارد قیمت جهانی نفت را كنترل كند، خودداری كند. فاتح بیرول كارشناس ارشد سازمان بینالمللی انرژی نیز افزود: تشكیل اوپك گازی به منظور كنترل تولید و قیمت جهانی گاز یك اشتباه بزرگ است. اگر چنین سازمانی تشكیل شود، كشورهای مصرف كننده به شدت نگران خواهند شد. اتحادیه اروپا نیز با توجه به وابستگی رو به افزایش خود به واردات گاز روسیه، از تشکیل چنین سازمانی ابراز نگرانی کرد. مجلس نمایندگان آمريكا مخالفت آشکار خود را با تشکیل چنین سازمانی ابراز داشت و از کاندولیزارایس خواست به اطلاع مقامهای مسکو برساند که کنگره آمريكا، مشارکت روسیه در تأسیس کارتل گازی را اقدامی غیر دوستانه تلقی خواهد کرد.
کشورهای صادرکننده نیز دلائلی دارند که بر تشکیل اوپک گازی اصرار دارند به طور عمده این دلائل عبارتند از:
وجود تولید کنندگان و صادر کنندگان اصلی گاز و دارای سهام پایدار در بازار در کارتل گازی ضمن استقرار و به اجرا در آوردن سهمیه بندی تولید و کنترل رشد ظرفیت میتواند ورود صادر کنندگان جدید و حاشیهای را به بازارهای بینالمللی محدود کند.
2. تدوین اساسنامه برای چنین سازمانی چارچوب اصلی سازمان و وظایف ونحوه عملکرد هر یک از اعضاء را مشخص میکند.
3. کارتل گازي میتواند به طور موقتی قیمتها را با محدود کردن تولید به طور متوسط افزایش دهد. به عبارتی دیگر کارتل با در دست داشتن میزان تولید و صادرات گاز، قیمتها را کنترل کند.
4. ایجاد يك کارتل مؤثر توانایی تحمیل کردن انضباط، اجراي سهمیه بندیهای تعیین شده، شناسایی متقلب و تنبیه آن را دارد.
5. کارتل گازی باعث تنوع بخشی تعداد مصرف کنندگان و مسیرهای انتقال گاز میشود.
6. افزایش نفوذ و قدرت کشورهای غنی از نفت و گاز بر اقتصاد جهانی از دیگر مزیتهای کارتل گازی است.
7. تشکیل چنین سازمانی علاوه بر ایجاد تعامل بیشتر میان کشورهاي عضو باعث رشد و تعالی آنها خواهد شد و قدرت را میان آنها توزیع می کند.
8. کارتل گازی از ظرفیت بالقوه خوبی برای اتحاد سیاسی برخوردار است.
این جهت گیریها به اوپک گازی از دو جهت ناشی میشود که رابطه مستقیمی با تئوری عرضه و تقاضا در علم اقتصاد دارد. ای دو مساله عبارت است از:
1. نگرانی مصرف کنندگان عمده گاز در مورد امنیت و تضمین عرضه
2. نگرانی تولیدکنندگان عمده گاز در مورد امنیت تقاضا
البته غیر از دو عامل اصلی عوامل دیگری هم وجود دارند که دارای نقش درجه دومی هستند، به طور مثال قيمت نفت، قيمت گاز، قيمت انرژي جانشين، درجه حرارت، جي.دي.پي يا جي.ان.پي سرانه و همینطور عوامل غیر اقتصادی مثل شدت و ضعف مناسبات خارجی یا به طور خلاصه عوامل خارجی.
چشم اندازه معادله گاز
روندهای جدید بینالمللی که پس از دهه 1990 ایجاد شده باعث شده که امنیت مفهوم کلاسیک خود را از دست داده و به صورت چند وجهی درآید. در این میان امنیت اقتصادی و امنیت محیط زیست پیوند نزدیکی با انرژی دارند. در این روندهای جدید قیمت و تمیزی یک سوخت نقش مهمی در مناسبات بینالمللی دارد.
رشد روز افزون استفاده از گاز طبیعی همزمان است با اهمیت گاز در معادلات جهانی و باید در آینده نزدیک شاهد معادلات پیچیده گاز و قدرت خرید گاز خواهیم بود که موارد تلاش برای کسب منابع گازی در داخل و خارج و توسعه میادین نفتی به خوبی بيانگر این مساله است که پیش بینی محققان اقتصاد انرژی بی دلیل نیست. بر حسب برآورد کارشناسان این رشته و اغلب مؤسسات انرژی از جملهIEA یا آژانس بینالمللی انرژی،SERA و مؤسسه مطالعات آکسفورد مصرف گاز طبیعی تا سال 2020 به طور متوسط سالانه 3/3 درصد رشد خواهد داشت. با چنین نرخ رشدی کل مصرف گاز طبیعی جهان در 2020 به حدود دو برابر میزان مصرف در سال 2000 خواهد رسید.
نتیجه گیری
در شرایطی که شاهد تنشها و درگیریهای جدید در منطقه و جهان هستیم و شاهد دو نوع از روند همکاری و تضاد در عرصه بینالمللی هستیم و در اروپا و جنوب شرق آسیا اتحادیه اروپایی و آ.سه.آن برخلاف خاورمیانه و کشورهای اسلامی شاهد همکاری متقابل پیچیده هستیم. گاز میتواند به عنوان یک جایگزین مناسب در آینده عمل نماید و با استفاده از درآمد فروش آن هم به توسعه زیرساختها و هم به توسعه روابط با دیگر کشورها به ویژه در بعد تجاری پرداخت. این ماده عنصری است که قابلیت حساسیت و آسیب پذیری را هم در آینده دارد.
دو مؤلفه مذکور هم در بعد داخلی و هم در بعد خارجی بر بازیگران دو طرف معادله واردکننده و صادرکننده تاثیرگذار میباشد. اگر دو طرف معادله به میزانی از اعتماد سازی و درک متقابل برسند میتوان به سنتزی از این دو امیدوار بود. برآورد و ارزیابی آمارهای دو طرف این معادله به خوبی روشن میسازد که گونهای از همکاری اجنتناب ناپذیر است.
با این وجود باید گفت که بر اساس تئوری هگل یعنی جمع نمودن ضدها با هم میتوان به سنتزی از این دو رسید که هم امنیت وارد کننده را تأمين کند و هم امنیت صادرکننده. به نظر نگارنده این سنتز وابستگی متقابل است که میتوان با تشکیل دو گروه کاری و طی نمودن فرآیند پیچیده مذاکرات به این سنتز رسید. دو گروه کاری میتوانند نگرانیهای یکدیگر را با توجه به شاخصههای محوری یکدیگر حل نمایند. شاخصههايی چون امنیت اقتصادی، امنیت زیست محیطی، رفاه اجتماعی و توسعه پایدار و..... میتواند روندهای وابستگی متقابل پیچیده را تسهیل نمایند. گاز این قابلیت را دارد که این روندها را به هم پیوند دهد و از ستيزش یا جنگ سوم جهانی دیگر جلوگیری کند که این بستگی به میزان کارآيی نخبگان سیاسی – امنیتی در کشورها دارد که پرداختن به آن از حوصله این موضوع خارج است.
[1] - كارشناس ارشد ديپلماسي و سازمانهاي بينالمللي