ثبت نام |  ورود به سيستم |  نقشه سايت |  راهنما  

    

بسمه‌تعالي


موضوع: محورهاي تهاجم، استعداد و اهداف هر محور در جنگ تحميلي
سخنران: امير سرتيپ 2 بازنشسته مفيد
تاريخ: 4/6/1387


مقدمتاً بايد عرض كنم، اقدام به جنگ و تهاجم به يك كشور، هيچ‌وقت نمي‌تواند در يك تصميم يك شبه انجام شود. و مسلماً عطف به سوابقي است كه بعضاً به سوابق بسيار طولاني برمي‌گردد.
علل چنين اقدام خون‌بار و بسيار اثرگذار در تاريخ كشورها را در دوران معاصر از سه ديدگاه، بايد مورد توجه قرار داد.
ديدگاه اول، عوامل اثرگذار در درون مرزهاي كشور مهاجم مربوط مي‌شود. اين عوامل عموماً ساختاري است، مانند مشكلات جغرافيايي و ژئوپلتيك و يا محدوديت فضاي حياتي عراق، و يا مسئله اختلافات ديرينه مرزي مربوط به اروندرود و يا امضاء قرارداد 1975 توسط صدام كه نافي تمام ادعاهاي قبلي عراق بر اروندرود بود، و صدام اين را براي خودش يك سرشكستگي مي‌دانست و بايد اضافه كنم كه مسلماً ايدئولوژي حزب بعث و شخصيت صدام و سياست حزب و دولت بعث بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و شرايط حاكم بر منطقه هم كه از عوامل كارگزاري درون جامعه عراق است، از ديگر عوامل اثرگذار مي‌باشد.
ديدگاه دوم را به عوامل اثرگذار در درون مرزهاي كشور هدف مي‌دانم. پيروزي انقلاب اسلامي ايران، عدم انسجام مديريت سياسي و اجتماعي و اقتصادي بعد از انقلاب، از هم پاشيدگي ساختاري و زيربنايي ارتش و در نتيجه عدم وجود يك نيروي بازدارنده قوي در قبال هر تهاجمي، به طوريكه يك مرتبه از اوج به حضيض كشيده شد. به وجود آمدن خلأ قدرت منطقه‌اي ايران كه اسمش را ژاندارمي خليج فارس مي‌گذاريم، صحبت‌هايي مبني بر توسعه و صدور انقلاب كه آثاري مخرب بر ذهنيت دولت بعث عراق، با توجه به تركيب مذهبي جامعه عراق داشت، از ديگر عوامل اثرگذار بوده است.
ديدگاه سوم را به سياست كلي و منافع نظام بين‌الملل در منطقه خاورميانه مي‌دانم. سياست نه غربي، نه شرقي، دولت جمهوري اسلامي ايران، قطع منافع امپرياليست از ايران، احساس تهديد كشورهاي عرب منطقه از صدور و فرهنگ انقلابي ايران، مسئله گروگان‌گيري اعضاء سفارت آمريكا در تهران، همسوئي سياست و منافع غرب و شرق و به روايتي و گونه‌اي، اعراب منطقه با صدام، هم از عوامل اثرگذار بر اين تصميم‌گيري خون‌بار تهاجم به ايران بوده است.
عوامل و دستاويزهاي ظاهري مانند، ادعاهاي واهي بر جزاير سه گانه، خرابكاري و تجاوزات مرزي توسط ايران، حضور برادران مسعود و ادريس بارزاني در منطقه شمال عراق به اتهام برنامه‌ريزي ديگري توسط دولت ايران به دست اكراد بازراني عليه رژيم عراق، و يا ادعاي ناديده گرفتن مفاد قرارداد 1975 الجزاير توسط ايران از عواملي نيست كه نتوان از طريق ديپلماتيك حل كرد.
عوامل و اختلافات ساختاري از قديم و حداقل از سال 1337 كه عبدالكريم قاسم با كودتاي نظامي بر سر كار آمد وجود داشته و هر روز هم ادعاها گسترده‌تر شده است. به طوريكه در همان سال عبدالكريم قاسم گفت: آن 5 كيلومتر خط مرزي براساس خط تالوگ در مقابل آبادان را به شما بخشيديم و هر موقع بخواهيم پس مي‌گيريم. همين ادعا را احمد حسن البكر و صدام هم عنوان مي‌كنند و مي‌گويند منظور ما از حاكميت مطلق بر اروندرود، تصرف و كنترل ساحل غربي آن نيست، بلكه هر دو ساحل اروندرود است. پس چگونه مي‌ٍشود كه اين ادعاها در قبل از انقلاب، و در زمان توانايي نيروهاي مسلح ما به عنوان يك نيروي بازدارنده، جنبه عملي و تجاوز به خود نمي‌گيرد؟ آيا مربوط به قدرتمندي ارتش عراق مي‌شود؟ مسلماً خير مربوط به ضعف توان نظامي ما به عنوان اصلي‌ترين عامل تصميم‌گيري صدام مي‌باشد.
خوب برمي‌گرديم به اصل موضوع درس
كشورها براساس تدوين استراتژي امنيت ملي خودشان، به تشكيل و ساختار و گسترش پادگاني نيروهاي مسلح خود اقدام مي‌كنند، كه مسلماً اين گسترش سرزميني و يا پادگاني نمي‌تواند ساختاري براي رزم در چهار سوي مرزهايش باشد.
نگاهي به پايگاه‌هاي هوايي عراق به ما مي‌گويد كه عراق، تهديد اصلي را از جانب ايران مي‌دانسته است، درست است كه يك پايگاه هوايي به نام H3 در غرب بغداد و مجاور مرز اردن هم ساخته شده ولي اگر به تاريخ و سابقه احداث اين پايگاه نگاه كنيد مي‌فهميد كه به دوران قيوميت انگليس‌ها بر عراق برمي‌گرديد. اسم اين پايگاه هم خود گوياي اين حقيقت است. ساير پايگاه‌ها متوجه مرزهاي شرقي عراق است. گسترش لشكرهاي نيروي زميني هم همين‌طور.
ارتش عراق لشكرهايش را در سه قرارگاه سپاه به نام سپاه 1 مركز آن در كركوك، سپاه 2 مركز آن در بغداد، سپاه 3 مركز آن در ناصريه، سازمان داده بود. چون قبل از عقد قرارداد 1975 درگيري عمده و مشكل اساسي عراق با اكراد بازراني در شمال عراق بود، مي‌بينيم لشكرهاي سپاه 1 از ساير سپاه‌ها بيشتر و همه پياده و پياده كوهستاني و شامل لشكرهاي 2، 4، 7، 8، 11 و ... بودند. (البته در قبل از انقلاب لشكرهاي 11، 12 و 9 شكل نگرفته بود.)
سپاه 2، شامل لشكرهاي 3، 6 و 10 زرهي، و سپاه 3 شامل لشكرهاي 1 و 5 مكانيزه و 9 زرهي
(نقشه شماره 1) ولي براي تهاجم، متناسب با اهداف، و مشكل و بافت زمين، بايد سازمان ديگري داده شود. به نقشه‌هاي 2 و 3 توجه كنيد.
در منطقه سپاه 1، شما ديگر از لشكرهاي پياده اثري نمي‌بينيد. فلشي هم به سمت مرزهاي ما ديده نمي‌شود. چون در اين منطقه شمال عراق و شمال غربي كشور ما، عراق هدفي نداشت كه لشكركشي كند. تنها مي‌ماند زمين‌گير كردن نيروهاي مسلح ما در كردستان و آذربايجان غربي، كه حدود 50% از كل استعداد نيروهاي مسلح ما را (به جز نيروي هوايي و دريايي) جذب خودش كرده بود. كه اين كار را هم عوامل ضدانقلاب و گروهگ‌ها كه توسط دولت بعث پشتيباني مي‌شدند، انجام مي‌دادند. صدام حسين در شوراي ارتش عراق گفته بود كه ما هر چه بيشتر ارتش ايران را در كردستان درگير كنيم در خوزستان راحت‌تر عمل خواهيم كرد. در اين منطقه شمال عراق، حداكثر يك لشكر پياده مي‌بينيد كه براي حفظ نقاط حساس و حياتي منطقه و ايجاد امنيت و در نهايت كنترل يكي دو محور كه از ايران به داخل عراق وجود دارد مثل منطقه حاج عمران مستقر نموده است.
سپاه 2 عراق در منطقه مياني با لشكرهاي 2، 4، 8، 6، 12 و تيپ 32 نيروي مخصوص با اهداف هجوم به داخل خاك ايران براي تصرف ارتفاعات مرزي، شهرهاي مرزي، رسيدن به گردنه پاطاق در شرق سرپل ذهاب و كنترل تنگه كنجان‌چم در منطقه مهران، كه ضمن اينكه استعداد قابل ملاحظه‌اي از نيروهاي ما را درگير مي‌كند، ضمن اينكه مناطق حساسي را تصرف مي‌كند، بتواند اگر روزي ما تهديدي براي بغداد بوديم و طرحي براي حمله داشتيم، جلوگيري كند.
محورهاي تهاجم همانطوريكه در نقشه شماره 2 نشان داده شده به شرح زير بوده است:
يك محور پيشروي از منطقه باويسي، با هدف دور زدن ارتفاعات قراويز و باباهادي و الحاق با نيروهاي محور قصر شيرين. اين مأموريت به عهده لشكر 8 پياده كوهستاني محول شده بود كه البته با واحدهايي زرهي از لشكر 6 زرهي ادغام شده بود. در محور قصر شيرين با دو هدف، يكي رسيدن به سرپل ذهاب و پاطاق و ديگري حركت به طرف گيلانغرب از سه راهي امام حسن، با يگان‌هاي لشكر 6 زرهي. در محور سومار، نفت‌شهر هم لشكر 4 پياده كوهستاني مأموريت داشته است. در منطقه ميمك كه البته اين منطقه از روز 16 شهريورماه 1359 مورد تهاجم و تصرف عراق درآمده بود، نيروهايي از لشكر 12 زرهي و 4 پياده عمل كردند: در منطقه مهران، با هدف تصرف شهر مهران و تنگه كنجان چم، لشكر 2 پياده كوهستاني با تيپ 37 لشكر 12 زرهي مأموريت داشتند.
در مقابل اين 5 لشكر پياده و زرهي، تنها لشكر 81 زرهي ايران كه تازه يك تيپ آن هم در منطقه جوان رود درگير با ضدانقلاب بوده و با گردان 182تيپ 84 خرم آباد تقويت شده بود، در يك خط تماس حدود بيش از 300 كيلومتر از باويسي تا چنگوله در جنوب مهران، قرار داشت. كه استحضار داريد. مقاومت‌هاي نيروهاي مردمي با پشتيباني‌هاي هلي‌كوپترهاي هوانيروز و نيروي هوايي در دو منطقه سرپل ذهاب و گيلانغرب بسيار اثرگذار بوده است.


تلاش اصلي ارتش عراق، با سپاه 3 بود كه لشكرهاي 1 و 5 مكانيزه 3، 9 و 10 زرهي بعلاوه 2 تيپ زرهي 10 و مكانيزه گارد جمهوري و 2 تيپ نيروي مخصوص 31 و 33 سازماندهي شده بود، و با حداقل دو تيپ پياده از لشكرهاي 11 و 7 كه قرارگاهشان شمال عراق بود تقويت شده بود.
اين سپاه نيروهايش را با توجه به وضع و شكل جغرافيايي استان خوزستان در سه منطقه متمايز سازمان داد. در شمال منطقه در بالا، لشكر 10 زرهي با ماموريت عبور از خط مرز در منطقه ارتفاعات حمرين (نهر عنبر) و پيشروي به طرف دزفول و عبور از كرخه و محاصره و يا تصرف شهر دزفول و انديمشك از طريق شمال استان خوزستان.
لشكر 1 پياده مكانيزه از محور فكه، با عبور از مرز، و پيشروي به طرف شرق، تصرف ارتفاعات
ابو صلبيخات و عبور از كرخه و تصرف شهر شوش و محاصره دزفول از جنوب آن، و سپس الحاق با لشكر 9 كه ماموريتش درشمال اهواز بود.
وضعيت دفاعي نيروهاي ما در منطقه شمال اين منطقه به اين صورت بود كه، تيپ 2 زرهي از لشكر 92 زرهي با استعداد 50% سازماني خود، در مواضع عين‌خوش مستقر بود و با يك گردان توپخانه پشتيباني مي‌شد. در جلو اين تيپ گردان 283 سوار زرهي لشكر 92 با استعداد 30% سازمان خود، در يك عرض 35 كيلومتر باز شده بود و ماموريت پوشش در مقابل تهاجم لشكر 10 زرهي را داشت.
در محور فكه كه يك منطقه بازي است، 2 گروه زرهي، يكي گروه زرهي گرداني از تيپ 37 زرهي شيراز، و يك گروه زرهي گرداني پياده به شماره 138 از لشكر 21 پياده، و سه روز بعد بود هم گروه زرهي گرداني 141 پياده از لشكر 21پياده به آنها ملحق شد با حداقل آتش پشتيباني، در مقابل لشكر 1 مكانيزه كه با تيپ 12 زرهي ابن‌الوليد هم تقويت شده بود، دفاع مي‌كردند و توانستند، بدون هيچگونه پشتيباني و تقويت ديگر، بجز پشتيباني پراكنده و غير اصولي (از روي ناچاري و متناسب با وضعيت آن روزها) نيروي هوايي ، هوانيروز، حداقل 6 روز، جلو پيشروي‌هاي اين لشكر را بگيرند، و مانع از دسترسي آنها به رودخانه كرخه براي عبور و رسيدن با اهداف خود بشوند.(نقشه شماره3)
در منطقه مياني استان خوزستان. مسئوليت حمله در منطقه چزابه و شيب و بستان، بطرف سوسنگرد و اهواز به لشكر 9 زرهي عراق محول شده بود. با ماموريت پيشروي و تصرف دشت آزادگان و محاصره اهواز از شمال آن (منطق تپه‌هاي الباجي)، و الحاق با لشكر 1 مكانيزه كه در منطق شوش قرار بود از كرخه عبور كند و محور انديمشك – اهواز را قطع كند. در مقابل اين لشكر، تيپ 3 زرهي لشكر 92 با استعداد 50% سازماني خود، در روي تپه‌هاي ا... اكبر در شمال رودخانه كرخه (منطقه سوسنگرد) قرار داشت.
لشكر 9 هجوم خود را از دو محور، شمال كرخه و جنوب كرخه، بطرف سوسنگرد، و حتي از طريق طلائيه بطرف هويزه و سوسنگرد اجرا كرد. پيشروي در محور شمال كرخه توسط تيپ 3 زرهي لشكر 92 و در محور جنوبي كرخه كه تلاش اصلي هم بود، توسط نيروهاي مردمي و در نهايت در 26/8/59 با شكست دشمن در سوسنگرد متوقف شد. و با اهداف از پيش تعيين شده خود دست نيافت. (نقشه شماره 3)
در منطقه پائين استان خوزستان لشكر 5 مكانيزه با اهداف پيشروي بطرف اهواز، و محاصره اهواز، و لشكر 3 زرهي تقويت شد، در محور شلمچه – خرمشهر بطرف كارون و با ماموريت تصرف جزيره آبادان و پيشروي به طرف بندر ماه‌شهر، تجاوز خودشان را شروع كردند. (نقشه شماره3)
نيروهاي مقابل اين دو لشكر، در دشت باز شمال خرمشهر، گردان 151 پياده بنام گردان دژ و در منطقه كوشك و طلائيه، تيپ 1 لشكر 92 زرهي با استعداد 50% سازماني قرار داشتند. در محور شلمچه علاوه بر عناصري از يگانهاي ياد شده، نيروهاي مردمي و سپاه پاسداران نيز حضور فعال داشتند، بطوريكه تا روز 8/7/59 لشكر 3 نتوانست پل نو و نهر عرايض را پشت سر بگذارد. در حاليكه در شمال آن لشكر 5 توانسته بود، مقاومتهاي تيپ 1 را در هم شكسته و به حدود 15 كيلومتري غرب اهواز برسد.
ولي در محور شلمچه – خرمشهر، بعلت مقاومت پراكنده نيروهاي سپاه و مردمي، عناصر باقيمانده نظامي از گردان 151 دژ، تكاوران دريايي، ژاندارمري و ... دشمن نمي‌تواند سريع پيشروي كند.
در منطقه شهر خرمشهر، تا روز چهارم آبان ماه درگيري ادامه مي‌يابد. در روز 19 مهرماه از كارون عبور مي‌كند، سر پلي را در شرق كارون بدست مي‌آورد. در روز 9/8/59 بقصد تصرف جزيره آبادان از رودخانه بهمنشير عبور ميكند كه البته با مقاومت شديد نيروهاي مردمي و گردان 153 لشكر 77 مجبور به عقب‌نشيني ميشود: (نقشه شماره 3)
در خاتمه و تشكر از حوصله‌ايكه بخرج داديد، بعرايضم خاتمه ميدهم، اگر بخواهم راهنمايي بكنم براي كتابي كه دقيقاً چند و چون روزهاي اول تهاجم عراق را تشريح كند، به كتابهاي 6 جلدي سازمان سياسي عقيدتي ارتش تحت عنوان 8 سال دفاع مقدس مراجعه كنيد. 

جستجوي كاملتر
نام كاربري:
 
رمز عبور:
 
هنوز در سايت عضو نشده‌ايد؟

 

براي برقراري ارتباط با ما، لطفا نامه‌هاي خود را به آدرس الكترونيكي - info@parsa-ds.com  - ارسال فرماييد.


ثبت نام |  ورود به سيستم |  نقشه سايت |  راهنما  

 Copyright © 2005 of parsa network team- all rights reserved

Email:info@parsa-ds.com