تاریخ چهل ساله جبهه ملی
شكلگیری افكار و عقاید سیاسی نوین در ارتباط با اوضاع و شرایط سیاسی اقتصادی حاكم بر هر جامعه و قدرت بسیج و تجهیز سیاسی آن و جنبش های سیاسی، اجتماعی كه برای تحقق آنها شكل میگیرند از موضوعات مهم مورد توجه هر جامعه شناس سیاسی است. در ایران نیز به عنوان كشوری كه محل تلاقی و برخورد سه لایه از تمدنهای متفاوت ایران، اسلام و غرب است، افكار سیاسی ای تكوین یافت كه هر یك به تشكیل سازمان ها، احزاب و جبهههای سیاسی منجر شد.
هر یك از این جنبش ها و سازمان ها در تاریخ معاصر ایران منشأ آثار متفاوتی گشتند. شناخت آن ها و تبعات سیاسی شان برای كسانی كه خواهان كسب آگاهی عمیق از اوضاع سیاسی ایران هستند امری ضروری است.
از تحولات مهم در آغاز قرن سیزده هجری در ایران كه در جريان جنبش تنباكو موجودیت مشخصی یافت، پیدایش روحیه ملی یا اندیشه ایراني بودن یا ناسیونالیسم ایرانی بود. ناسیونالیسم ایرانی حاصل برخورد فكری ایرانیان تحصیل كرده، با فرهنگ و تمدن غرب و آشنایی با آثار سوء نفوذ استعمارگرانه كشورهای خارجی به ویژه روسیه تزاری و انگلستان در ایران و اخذ امتیازات عدیده اقتصادی و سیاسی – كه با توجه به حق كاپیتولاسیون، ایران را مشابه یك كشور مستعمره قرار میداد – بود.
ناسیونالیسم ایرانی برای از بین بردن نفوذ سیاسی اقتصادی بیگانگان كه به مثابه وسیله اثبات مجدد استقلال ملی و بهبودی و رفاه مادی مردم ایران به شمار میرفت حركتش را آغاز نمود. این مبارزه ملی كه در اصل دارای تمامی عناصر یك حركت مخالف با حضور خارجیان بود به شكل یك حركت مردمی برای تغییر ساختار نظام سیاسی درآمد.
بنابراین ناسیونالیسم در شكل دیگرش خواستار مبارزه با نظام سلطنتی خودكامه و درخواست ایجاد حكومتی كه از اندیشههای لیبرال و ترقی خواه الهام گرفته باشد و عناصری از مذهب تشییع را نیز در برداشته باشد متجلی شد. باصدور فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه در سال 1281ه. ناسیونالیسم ایرانی برای اولینبار به هدفش دست یافت.
"ریچارد كاتم " ضمن اذعان به متفاوت بودن ماهیت ناسیونالیسم ایرانی از ناسیونالیسم غربی با اشاره به مطلب فوق مینویسد" نخستین ناسیونالیست های ایرانی در ضمن، از نخستین تجدد طلبان این كشور محسوب میشوند. هدف این مردان در ایجاد حكومت متمركز و مركزی قوی، آن بوده به كمك آن، به عمر نظام فئودالی و فساد حكومتی پایان دهند و نگذارند منابع كشور دربست در اختیار خارجیان و بیگانگان قرار گیرد. این هدفها با ارزش های ناسیونالیستی پیوند نزدیك دارند."(1)
نویسنده مزبور در جای دیگری از كتاب خود ،فرهیختگان سیاسی ایران معدود ولی متشكل در سه گروه روحانیون، بازاریان و روشنفكران دانسته و مینویسد: "هر یك از این سه گروه مخالف ،خواهان كاسته شدن نفوذ اجنبیان، انجام اصلاحات اجتماعی و اعمال كنترل نهاد انتخابی بر اعمال دربار مستبد بود."(2)
در مراحل بعدی تاریخ ایران و سرخوردگیهای ناشی از شكست مشروطه، تجربه تلخ جنگ جهانی اول در ایران و بینظمی حاكم بر كشور و نیز حاكمیت رضا شاه، مرحله جدیدی از ناسیونالیسم ایرانی با تأكید روز افزون بر غربی كردن زندگی دنیوی، تلاش برای كاهش نفوذ روحانیت و در هم شكستن قدرت رهبران مذهبی در حیات سیاسی كشور آغاز شد. با سقوط رضاشاه به دلایلی كه موضوع این مقاله نیست – ناسیونالیسم مرحله دیگری از رشد خود را آغاز كرد مرحله جدید ناسیونالیسم ایرانی در اساس شكل مبارزه با فساد و نفرت از خارجیان را داشت و واكنشی نسبت به بیكفایتی مزمن دستگاه دولت بود و بالاخره بازتابی بود در برابر فساد دستگاه مالیاتی حكومت و عكسالعملی بود در برابر ناتوانی حكومت در اجرا و گسترش حقوق اساسی افراد تقاضا برای تفكیك قوا به سبك نظام های سلطنتی اروپایی و حاصل كلام، واكنشی بود در قبال همه مشكلات اجتماعی. به عبارت دیگر نهضت ملی ایران اگرچه فعالیتش را از راه مبارزه با انگلستان آغاز كرده بود، در اساس بازتاب نارضایتی گسترده مردم از طبقه ممتاز حاكم و اعتراض نسبت به نابرابری های اجتماعی و اقتصادی بود كه طبقه حاكم را مسئول واقعی آن میدانستند.
لازم به ذكر است كه ناسیونالیسم در مراحل اولیه خود (جنبش تنباكو، نهضت مشروطیت) از حمایت روحانیت شیعه برخوردار بود و بخشی از روحانیت با بهرهگیری از اصل اجتهاد به تطبیق مشروطیت با مبانی اسلام برآمدند. به عبارت دیگر در سراسر مراحل اولیه ناسیونالیسم در حالیكه اندیشه تفكیك قوای حكومتی مورد حمایت بود، اندیشه جدایی دین از سیاست یا مذهب از دولت كاملا نادیده گرفته شد. موضوع اخیر ناشی از نیاز به گستردهتر كردن شالوده جاذبه ناسیونالیسم بود؛ با توجیه مشروطیت بر مبنای مذهب بر این اساس ناسیونالیسم به گونه چشمگیری قوام يافت، اما در دوران رضاشاه و فرزندش اندیشه تفكیك دین از سیاست شدیداً مورد تأكید قرار گرفت، اقدامی كه به نادیده گرفتن یكی از نیروهای قدرتمند واجد پایگاه اجتماعی گسترده انجامید و مخالفت های بعدی این گروه با عنایت به قدرت تجهیز و بسیج قابل توجهش به انقلاب اسلامی سال 1357 ه.ش انجامید.
ناسیونالیسم در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران از دیدگاه جامعه شناسی به این دلیل قابل توجه و امعان نظر است كه اولاً این اندیشه به یك جنبش سیاسی اجتماعی گسترده مبدل شد. موضوعی كه ذاتاً از دیدگاه جامعه شناسی سیاسی قابل توجه است؛ چه این رشته از دانش در پی فهم و شناخت جنبش های سیاسی – اجتماعی و مبانی فكری آنها است.
ثانیاً اندیشه مزبور برای تحقق خواستههایش با تشكیل گروهی سازمان یافته به نام "جبهه ملی" با بهرهوری مناسب از فرصت به مسند قدرت سیاسی رسید و دو سال و چهارماه در جهت فعلیت بخشیدن به اهدافش تلاش كرد. اما چنان كه بعدا اشاره خواهد شد هرگز نتوانست بقای قدرت سیاسی خود را استمرار بخشد. ثالثاً جبهه ملی در این دوران كه خود را پرچمدار ناسیونالیسم میدانست پس از كسب قدرت سیاسی با بی توجهی به یكی از گروه های واجد پایگاه اجتماعی نیرومند – روحانیت – و عدم درك حساسیت موقعیت سیاسی، مخالفی بر حلقه های مخالفینش افزد و پایههای قدرت خود را هر چه بیشتر تضعیف نمود. عاملی كه در سقوط مصدق در جریان كودتای 28 مرداد 1332 بسیار مؤثر بود.(3)
جبهه ملی اول و بستر سیاسی شكلگیری آن
آغاز
تشكیل جبهه ملی حاصل ضرورت سازماندهی تودههای سیاسی نامنظم و غیر متشكل و لزوم ایجاد پایگاه قدرت و كانون مبارزه سیاسی علیه دولت پس از جنگ دوم جهانی بود، چه این نكته به وضوح احساس میشد كه تعداد توده ها هرچند سلاح سیاسی مؤثر و نیرومندی است اما تأثیر آن منوط به تشكل و سازماندهی مي باشد. به عبارت دیگر "تعداد" به عنوان ابزار و سلاحی سیاسی، از تشكیلات جدایی ناپذیر است. درسال 1324 ضرورت و اقتضاي زمان در فضاي باز سياسي شرايط را فراهم ساخت تا جريان هاي فعال سياسي مشتمل بر عقايد و افكار مذهبي-ملي، ناسيوناليستي-سوسياليستي- تحت عناوين دمكراتيك، مليون، اعتداليون مجمع هيات هاي مذهبي (موتلفه اسلامي)، توده، مجتمع شده و جبهه سياسي واحدي را تشكيل دهند. كه چنين نمودند.
جبهه ملي دوم
با شكست مذاكرات و پيگيري حلقه هاي واسط بين جريان مذهبي مجمع هيات هاي مذهبي (هيات هاي موتلفه اسلامي) كه عميقاً از مواضع ملي گرايانه و ناسيوناليستي صرف جبهه ناراضي بودند با گردانندگان جبهه ملي مواجه شده، و از سوي ديگر با تضعيف حزب توده در ايران بر سر مساله آذربايجان و اختلافات درون حزبي كه به انشعاب مورخه سيزدهم دي ماه 1326 انجاميد و علاوه بر آن ايدئولوژي حاكم بر حزب نيز حزب نیز جاذبهای برای ایرانیان نداشت، در آستانه پایان یافتن عمر مجلس پانزدهم قوام السلطنه و فشرده تر شدن صف بندی ها و مرزبندی ها، نمایندگان و رهبران وقت جبهه ملی در صدد سازماندهی تودههای نامنظم جامعه برآمدند.
مصدق كه در مجلس پانزدهم از صحنه سیاست بدور بود، به دعوت اقلیت دوره پانزدهم وارد صحنه سیاست شد و به عنوان رهبر جبهه اپوزیسیون و به عنوان اعتراض به دخالت دولت در انتخابات مجلس شانزدهم به اتفاق 18 نفر دیگر در دربار متحصن شد.(4) {متحصنین عبارت بودنداز: دکترمحمد مصدق، دکتر سید حسین فاطمی<ازگردانندگان اجتماعات واز مسلمانان سیاسی و فعال بود که پس از قتل عبدالحسین هژیر(وزیر دربار) دردادگاه نظامی رژیم سلطنت به اعدام محکوم شد >، شمس الدین امیرعلایی، یوسف مشار، دکتر شایگان، محمود نریمان، دکتر سنجابی، دکتر کاویانی، دکتر مظفر بقایی، حسین مکی، عبدالقدیرآزاد، عباس خلیلی، حائری زاده، عمیدی نوری، جلالی نائینی، احمد ملکی، ارسلان خلعتبری، مهندس زیرک زاده و سیدجعفر غروی}. بست نشینی مصدق و طرفدارانش پس از دو روز و بدون دستیابی به هیچ نتیجهای خاتمه یافت، متعاقب آن ملیون در خانه مصدق تجمع كردند. احساس همه شركت كنندگان این بود كه به یك چارچوب سیاسی نیاز دارند كه نام و برنامه مشخصی داشته باشد. در مورد ماهیت و نوع سازمان سیاسی كه این گروه در صدد برپایی آن بود نیز اختلاف نظر وجود داشت. جريان مذهبي هيات هاي موتلفه و همچنين فدائيان اسلام حاضر به همكاري با اين جبهه نشدند.
سرانجام بر سر تشكیل جبهه با ماهيت ملي (منهاي مذهبي) توافق حاصل شد. مباحثی نیز پیرامون مسائل تشكیلاتی و اینكه آیا جبهه متشكل از افراد و یا سازمانها و یا احزاب سیاسی موجود باشد در گرفت؛ در نهایت تصمیم بر این شد كه جبهه از سازمان ها و احزاب تشكیل گردد. بالاخره در روز دهم آبان 1328 جبهه ملی دوم به رهبري مصدق رسماً اعلام موجودیت كرد.(5)
پس از ترور عبدالحسین هژیر (وزیر دربار) از سوی سید حسن امامی – از اعضای فداییان اسلام – رژیم مجبور به ابطال انتخابات تهران گردید و متعاقب انتخابات مجدد مجلس شانزدهم، آقايان مصدق، بقایی، مكی، نریمان، شایگان، آزاد، صالح و آیتالله كاشانی از تهران انتخاب شدند و اعضای فراكسیون پارلمانی جبهه ملی را تشكیل دادند.
اساسنامه و آیین نامه جبهه ملی اول چنین بود:
ماده 1. جبهه ملی از هیأت موسس و دستجات مختلف ملی كه طرفدار تأمین عدالت اجتماعی و حفظ قانون اساسی هستند تشكیل میشود.
ماده 2. موسسین اولیه، هیأت مدیره جبهه ملی را تشكیل می دهند و...
ماده 3. هدف جبهه ایجاد حكومت ملی بوسیله تأمین آزادی انتخابات و آزادی افكار است.
ماده 4. هیج فردی نمیتواند مستقیما عضو جبهه ملی بشود و عضویت افراد مشروط به این است كه عضو جمعیتی باشند.(6)
جبهه ملی در بیست و پنجم اسفند ماه 1328سال برنامه خود را به شرح زیر اعلام كرد:
مخالف با قرارداد ساعد – گس، حفظ و حراست از آزادی فردی و اجتماعی و با نگاهی به اساسنامه جبهه ملی اول میتوان دریافت كه جبهه فاقد ایدئولوژی مشخصی بوده و خواستار مبارزه سیاسی در درون رژیم پهلوي است نه مبارزه سیاسی "با رژیم" و معتقد به حفظ قانون اساسی و نهاد سلطنت بود و از سوی دیگر ماده 3 كه مشعر بر هدف ایجاد حكومت ملی از سوی جبهه است مبهم بود.
ازاپوزیسیون تا كسب قدرت سیاسی
جبهه ملی با انتخاب شعار ملي شدن صنعت نفت به عنوان یك هدف سیاسی توانست با برانگیختن احساسات سیاسی تودهها آنان را براحتی بسیج كرده و در مسیر جنبش قرار دهد.
مصدق پس از شهریور 1320 و آغاز پادشاهي محمدرضا پهلوي در اولین انتخابات نسبتا آزاد دوره چهاردهم مجلس (1322ه.ش) از تهران كانديدا و انتخاب شد. در این مجلس با امتیاز طلبیهای اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي و انگلستان مخالفت كرد. هر چندخود وی در مجلس پانزدهم حضور نداشت اما اقلیت پارلمانی معدود آن دوره مقارن پایان عمر مجلس پانزدهم با سخنرانی های طولانی علیه قرارداد گس – گلشائیان (الحاقی قرارداد 1933 انگلستان و ایران) شدیداً مخالفت كردند تا اینكه در مجلس شانزدهم ،مصدق از تهران وارد مجلس شد. وي در این دوره در رأس یك كمیسیون هشت نفری، مبارزه ملی خود را با شعار "ملی شدن نفت در سراسر كشور" آغاز كرد كه مورد حمایت وسیع اقشار مختلف جامعه و همراهی جناح مذهبی به رهبری مرحوم آیتالله كاشانی قرار گرفت.
طرح ملي شدن صنعت نفت ايران با امضاء 8 نفر از جمله محمد مصدق در مجلس مطرح شد ولي بنحو مرموزي در روز اخذ راي مصدق و شش تن ديگر از امضا كنندگان امضاي خود را پس گرفتند در نتيجه طرح عقيم ماند كه در اواخر دوره 16 مجلس مجدداً اين طرح در دستور كار قرار گرفت. گفته مي شود توقف طرح بنا به درخواست مك گئي (سناتور و سرمايه دار) آمريكايي صورت گرفته است در واقع آنچه به نام ملي شدن نفت در ايران صورت پذيرفته الغاي قرارداد فروش نفت به كنسرسيوم پريتيش پترليوم انگليس و آغاز انعقاد قراردادهاي متعدد با شركت هاي آمريكايي بوده است. و مي توان گفت بجهت مهاجرت برخي سرمايه داران انگليسي در عصر جنگ جهاني دوم به آمريكا و تغيير شرايط جهاني، ملي شدن نفت ايران يعني تغيير آدرس بلعندگان نفت ايران.
به هرحال پس از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران در تاریخ 7 اردیبهشت 1330، مصدق به پیشنهاد جمال امامی رهبر اكثریت كه از مخالفان مصدق بود و بنا به توافق رهبر مذهبي –سياسي ايران و تصویب اكثریت به نخست وزیری رسید. احتمالات ممكن در آن زمان چنین بود كه یا مصدق زمامداری را به دلیل فقدان تشكیلات و نیروی لازم برای استقرار حكومت ملی به معنای واقعی رد میكند و با رد آن شعار ملی كردن نفت نیز مدفون میشود و یا پیشنهاد نخستوزیری را میپذیرد و بدلیل وجود ضعف های موجود به سرعت از كار بازمانده و حمایت مردم را از دست داده و با یك كودتا سرنگون میشود كه در نهایت نیز چنین شد.
در هر حال مصدق در حالی كه نیروی كافی برای انجام رسالتش نداشت، نخست وزیری را پذیرفت. (7) دوران زمامداری وی از آغاز تا بیست و پنجم تیر ماه 1331 و دوره دوم از سیام تیرماه 1331 تا 28 مرداد 1332 جمعا به مدت دو سال و چهار ماه طول كشید.
ارزیابی حكومت مصدق
در دوره اول زمامداری مصدق خط مشی كلی نهضت ملی متوجه اخراج استعمار انگلستان از پایگاهش، يعني شركت نفت ایران و انگلیس بود، در حالی كه توجه شايانی به عمال داخلی استعمار ننمود و چه بسا طرفداران و عوامل بیگانه هنوز در رأس كارها بودند. از سوي ديگر به سرعت برحجم نيروهاي آمريكايي نيز افزوده گرديد. اگر چه شاید بتوان این اقدام مصدق را با توجه به ضعف كادر سیاسی نهضت اجتناب ناپذیر دانست، اما این خود ایراد و اشكالی مهم به جبهه ملی است كه با متمركز ساختن نیروهای خود به مبارزات سیاسی بالفعل، از اقدام به آموزش سیاسی و تدارك نیروی كافی برای تصدی مناصب و مشاغل در دوران قدرت سیاسی غافل ماند. به عبارت دیگر نیروها و شخصیت های سیاسی مؤثر دارای انگیزهای سیاسی یكسان نبودهاند، در حالی كه از ضرورت های مسلم برای استمرار و تداوم یك جنبش سیاسی – اجتماعی، توافق، همگونی و هماهنگی فكری و عملی كادرهای رده بالای آن است؛ چه در صورت فقدان هماهنگی فكری، با رفع موانع سیاسی موجود احتمال انشعاب و انشقاق در كادر جنبش بسیار زیاد و تكیه بر وفاداری سیاسی آنها به ویژه در شرایط بحرانی به شدت كاهش مییابد. به عنوان مثال نزدیكی زاهدی به جبهه ملی و مصدق نه بدلیل اعتقاد وی به استقرار جنبش ملی شدن نفت و اعمال و گسترش حقوق اساسی افراد و تحدید اختیارات شاه، بلكه با انگیزه مخالفت با رزمآرا و كسب منصب جانشینی احتمالی وی صورت مي گرفت و در واقع قدرت پرستی و جاه طلبی شخصی وی سبب حمایت از مصدق شده بود. به بیانی دیگر وحدت و همراهی وی تاكتیكی بود، در حالی كه جبهه ملی به همراهی، راهبردي و مبتنی بر اعتقاد به اصول جنبش ، نیاز داشت . به همین دلیل وی بعداً به عنوان عامل مهم كودتا علیه مصدق و جنبش ملی به ایفاء نقش میپردازد.(8)
از اوایل سال 1331 مصدق برخلاف سال گذشته حكومت خود، با شناخت نیروهای تأثیرگذار بر سیاست ایران و موانعی كه برخی از آنان برای انجام اصلاحات وی میتوانستند بوجود آورند، در صدد برآمد به موازنه قدرت نیروهای سیاسی در داخل كشور توجه كند. لذا در بیست و پنجم تیر ماه 1331 به دنبال مدت ها كشمكش با دربار جهت گرفتن سمت فرماندهی كل قوا از شاه و با مجلس هفدهم به منظور كسب اختیارات فوق العاده، با مقاومت هر دو گروه مواجه شد و در پی یك مانور سیاسی و اقدام حساب شده برای به چنگ آوردن وزارت جنگ و سلطه بر نظامیان در كار انتخابات، اقدام به استعفا كرد.
رأی مجلس به نخستوزیری قوام السلطنه، عكس العمل شدید آیتالله كاشانی و دعوت مردم به مقابله با قوام، تحصن فراكسیون نهضت ملی در مجلس و تقاضا برای استعفای نخست وزیر جدید ، اعتصاب و تعطیلی روز سی تیر 1331 به منظور اعتراض به حكومت قوام و تقاضای بازگشت مصدق را در پی داشت و در نهایت منجر به صدور فرمان نخست وزیری مجدد مصدق و اعطای فرماندهی كل قوا و اختیارات قانونی 6 ماهه از سوی مجلس به وی شد.
تحولات چند روزه از بیست و پنجم تا سیام تیرماه 1331 دو نكته اساسی را بخوبی نشان میدهد. اولاً ضعف بینش و فقدان ثبات نظر سیاسی ساختار قوه مقننه كشور در این جریانات بسیار مشهود بود. در پارلمانی كه می توانست قدرتمندترین حامی جنبش ملی شدن نفت ایران در رویارویی با انگلستان باشد، بجز فراكسیون نهضت ملی، بقیه نمایندگان نه تنها نسبت به نخستوزیری قوام اعتراضی نكردند بلكه به وی رأی اعتماد نیز دادند. این نكته عدم همراهی آنان با مصدق و بیاعتقادی به وي همچنين عدم وفاداری به اصول و اهداف جنبش را مینمایاند.
ثانیاً سیاست قوام در زمینه دور كردن روحانیون از سیاست در آن مقطع زمانی از تحولات ایران به نوبه خود در ایجاد قیام سی تیر بسیار مؤثر بود؛ چرا كه اساس نهضت ملی بدلیل توجیه آن و رنگ مذهبی قوی كه داشت، به اندازهای گسترش یافته بود كه اندیشهای مانند جدایی دین از سیاست به سختی میتوانست مورد قبول مردم قرار گیرد.
به عبارت دیگر در این زمان نهضت ملی از چنان سرشت مشترك سیاسی – مذهبی برخوردار شده بود كه تفكیك دو بعد سیاسی و مذهبی آن از همدیگر ناممكن بود. (9) و تلاش كابینه جدید برای تحقق این مهم نشانگر عدم شناخت آنان نسبت به عوامل محرك جنبش ملی به شمار مي رفت.
در دوره دوم، مصدق پس از كسب پیروزی و بعد از حل مشكل نفت يا واگذاري پنهاني نفت به آمريكا، تلاش جدیدی را برای بهم زدن الگوی مناسبات قدرت سیاسی در ایران آغاز كرد. (10) اقداماتی كه مصدق برای تحكیم حكومت خود به عمل آورد عبارت بودند از : اثبات سلطه خود بر ارتش و گرفتن مقام وزارت جنگ، محدود كردن نفوذ درباریان، توسعه و تعميق روابط با آمريكا، تلاش براي كنترل نفوذ شاه و بدست آوردن اختیارات فوقالعاده برای شخص خود به منظور اصلاح دستگاه اداری و توسعه اقتصاد ملی. (11)
از سوی دیگر ملاكین و ثروتمندان با بعضی از اصلاحات وی مانند افزایش سهم دهقانان از محصول و تجدید نظر در نظام مالیاتی مخالفت كردند، به علاوه انجام اصلاحات در دادگستری سبب تشكیل یك گروه مخالف نیرومند از قضات عالی مقام گردید. پس از درز اخبار روابط گرم با آمريكا، مصدق در روابطش با روحانیت و علمای شیعه نیز با دشواری های جدی روبرو بود. این دشواری حاصل دو نگرش و دیدگاه متفاوت نسبت به تحولات جامعه و محصول شكاف فرهنگی موجود در جامعه بود، چون مصدق كه اساساً سیاستمداری غیر مذهبی و لیبرال به شمار میرفت، عقیده داشت كه روحانیت باید به طور كامل برای جانبداري و حمایت از حكومت جبهه ملی مشاركت كند. (12)
عوامل فوق در كنار مخالفت گروهی از نمایندگان محافظه كار مجلس كه نگران قطع احتمالی روابط سیاسی ایران و انگلستان بودند، گروه های چپ و كمونیستی مرتبط با همسایه شمالی و مطرح شدن توسعه و تعميق روابط با آمريكا از سوي جمع ديگري در مجلس به صورت یك خطر جدی، درخواست اختیارات فوق العاده از جمله قانونگذاري برای نخست وزير به بهانه تسریع در كار اداره امور اقتصادی و مالی كشور به صورت لوایح قانونی، جدایی برخی از نزدیك ترین یاران مصدق از وی مثل حسین مكی، تحریكات كشورهایی مانند انگلستان و شوروي و برخی از تاكتیك های نا مناسب برخورد مصدق مانند اقدام به تعطیلی مجلس هفدهم و تاخير در انتخابات مجدد مجلس سبب شدند كه شاهد عكسالعمل شدید مردم در برابر كودتاچیان مانند قیام سیتیر 1331 كه برای اولین بار پس از جنبش مشروطیت، اندیشهای توانسته بود به صورت سازمان و جنبش اجتماعی درآید، به شكست انجامید. (13)
بنابراين با بررسی حكومت دو دورهای مصدق به طور اجمال علل اصلی شكست دولت و جبهه ملی را مرور میكنیم:
1)اختلاف در دورن كادرهای رده بالای جنبش در دو جهت، اختلاف بین مصدق و كاشانی و كاهش وحدت همبستگی جبهه ملی؛ اختلاف بین ملیون و فاصله گرفتن حسین مكی و دكتر بقایی از مصدق.
2)فرد محوری مصدق و بیتوجهی به نظرات سایر شخصیت های ممتاز نهضت در عزل و نصب ها و تصمیم گیری های مهم مانند انتصاب مدیر عامل شركت نفت، سرلشگر وثوق و ... و در نتیجه تشكیل اپوزیسیون در درون نهضت و ساختار جبهه ملی به مرور زمان.
3)یك بعدی كردن مبارزه جبهه ملی علیه دولت در داخل و غفلت از افكار عمومي جامعه در راستای اهداف جبهه و فقدان آموزش مستمر سیاسی و نقص ساختار حزبی و عدم تناسب ساختار تشكیلاتی جبهه با اهداف و آرمان های آن .
4)نقش قدرت های خارجی بویژه دخالت انگلستان و شوروي
5)دخالت سازمان جاسوسی سیا، و رها كردن نهضت ملی و كمك به كودتاچیان و توقف آمریكا در پرداخت كمك های اقتصادی به ایران.
6)نمایش قدرت حزب توده كه بهانه خوبی به دست كشورهای غربی برای استفاده از مترسك كمونیسم و توجیه مداخله خود برای جلوگیری از نفوذ ادعایی آن داد.
7)قائم به شخص بودن ساختار جبهه ملی به نحوی كه پس از سقوط مصدق فاقد شخصیتی بود كه به عنوان رهبری بلا منازع زمام اداره امور و رهبری آن را به عهده بگیرد.
نهضت مقاومت ملی حدود دو هفته پس از كودتای 28 مرداد 1332 و در فضای سیاسی مملو از سركوب، اختناق، حبس و تهدید وفاداران به نهضت ملی شكل گرفت. پس از كودتا روزنامههای مخالف، توقیف و افسران و نظامیان طرفدار نهضت محبوس و یا تبعید شدند و فعالیت احزاب وابسته به جبهه ملی ممنوع شد.
در مقابل این جریانات ملي اندیشه مقاومت مذهبي (نهضت آزادي اسلامي) در برابر رژیم شكل گرفت. آیتالله حاج رضا زنجانی و برادرش آیتالله ابوالفضل زنجانی، مهندس مهدی بازرگان، آیتالله سید محمود طالقانی، دكتر یدالله سحابی دكتر سنجابي، كريم عطايي و عباس رادنيا و تعدادی از فعالان جوان جناح مذهبی جبهه ملی در سازمان مخفی و نوبنیاد نهضت مقاومت ملی عضویت داشتند(14).
پس از تصویب قرار داد كنسرسیوم در آبان 1333 اختلاف نظر بین سران نهضت مقاومت بالا گرفت. رهبران ملي حزب ایران اعتقاد داشتند كه رژیم كودتا با داشتن مجلس و نهادهای مربوط ، یك رژیم قانونی مورد شناسایی كشورهای جهان است و با تصویب قرارداد كنسرسیوم و دریافت كمك های خارجی وضع اقتصادی دولت روز بروز بهتر خواهد شد. بنابراین باید آن را بصورت یك واقعیت بپذیریم و به عنوان اپوزیسیون عمل كنیم.
در مقابل دیدگاه مزبور، جناح مذهبي نهضت از جمله آیت آلله زنجانی، سيد محمود طالقاني، عباس رادنيا و چند تن دیگر معتقد بودند كه رژیم با كودتای آمریكا و انگلیس و براندازی دولت قانونی و ملی بوجود آمده و با ایجاد محیط ارعاب و وحشت و در پناه سر نیزه حكومت میكند و فاقد مشروعیت است.
متعاقب اختلاف دیدگاه فوق، حزب ایران و حزب زحمتكشان (نیروی سوم) از نهضت جدا شد و در نتيجه ضعف آن شدت یافت. بعبارت دیگر علاوه بر مشكلات تاكتیكی مسأله شخصیت ها و برخوردهایشان نیز در از هم پاشیدن ائتلاف دخالت داشت خلیل ملكی در زمینه علل شكست نهضت مقاومت ملی می گوید:" .. نهضت ملی به طور واقع بینانه میبایست هدف های مشخص و نزدیكی را در نظر بگیرد و برای تحقق آنها از نیروی مبارز استفاه نماید و با اقدامات سیاسی آن نتایج را بدست آورد... ولی متأسفانه به مناسبت نداشتن هدف مثبت آنی و اكتفا كردن به هدف بزرگ و عالی برای آینده دور، نهضت مقاومت ملی تمام نیروهای تحت اختیار خود را از لحاظ عملی از دست داده است... (15)
جبهه ملي سوم:
با پایان یافتن عمر مجلس نوزدهم در سال 1339 و نطق شاه مبنی بر آزاد بودن انتخابات بعدی، رهبران و سران نهضت ملی متوجه شدند كه هم شرایط داخلی و هم شرایط خارجی زمینه را برای یك جنبش وسیع و نیرومند ملی و فعالیت مجدد فراهم ساخته است. البته ذكر این نكته نیز ضروری است كه گرایش مجدد رهبران و سران نهضت ملي به فعالیت سیاسی توام با سوء ظن كامل به وعدههای شاه نبود بلكه آنان ضمن اذعان به دروغین بودن وعده انتخاب آزاد و اعطای آزادی های دموكراتیك، آن را اقدامی برای جلوگیری از فوران احساسات انقلابی می دانستند اما رهبران اپوزیسیون نهضت مقاومت ملی (حزب ایران، حزب ملت ایران و حزب مردم ایران) پس از بررسی های لازم به این نتیجه رسیدند كه میتوان در شرایطی نوین با سازماندهی و تشكل كلیه نیروهای ملی و مذهبی و اتخاذ راهبرد و تاكتیك مناسب با شرایط و اوضاع سیاسی و اجتماعی كشور موفق به بسیج قابل توجه نیروها و عقب زدن رژیم و نیل به آزادی، دموكراسی و رفاه شد.
در راستای تحقق این تصمیم آیتالله سید ضیاء زنجانی، مهندس مهدی بازرگان، دكتر یدالله سحابی، آیتالله طالقانی، آیت الله حاج سید جوادی و تنی چند از فعالان احزاب سیاسی و همكاران سابق مصدق مانند باقر كاظمی، غلامحسین صدیقی، اللهیار صالح، دكتر عبدالله معظمی، سید محمود نریمان، احمد زنگنه و داریوش فروهر به طور جداگانه و سپس به اتفاق جلساتی تشكیل داده و درباره تشكیل یك سازمان سیاسی متشكل از كلیه نیروهای ملی به مدت چند هفته بحث و مذاكره به عمل آوردند. سرانجام روز 23 تیرماه 1339 به دعوت دكتر غلامحسین صدیقی، 17 تن از شخصیت های سیاسی در منزل او اجتماع كردند و در زمینه تشكیل یك سازمان سیاسی به توافق رسیدند. روز بعد نام "جبهه ملی دوم "برای سازمان جدید به تصویب رسید و روز سیام تیرماه 1339 اعلامیه تشكیل جبهه ملی (سوم) به طور گسترده انتشار يافت. (16)
ارزیابی فعالیت، ساختار و دلایل انحلال جبهه ملی دوم
در این بخش به اهم فعالیت ها و موضع گیری های سیاسی جبهه ملی دوم به این هدف كه مبنای تجزیه و تحلیل انتقادی عملكرد آن قرار گیرد اشاره میشود. بدیهی است كه شمارش و فهرست كردن كلیه اقدامات آن مد نظر نیست.
جبهه ملی دوم در اولین اقدام خود برای تأمین آزادی انتخابات، درخواست ملاقات و مذاكره با نخست وزیر شریف امامی را نمود. (17) این ملاقات در تاریخ 24 آذرماه 1339 برگزار و رهبران جبهه علاوه بر تقاضای فوق خواستار آزادی مطبوعات و اجتماعات شدند.
جبهه ملی در اقدامی پس از كشته شدن یك معلم به نام "ابوالحسن خانعلی"- متعاقب اعتصاب معلمین تهران در دوازدهم اردیبهشت 1340 در اعتراض به شرایط كار و كمبود حقوق ماهیانه – با صدور اعلامیهای تحت عنوان "دولت معلم كش " از مردم برای ادامه مبارزه برای كسب آزادی دعوت كرد.(18)
پس از كنارهگیری شریف امامی در شانزدهم اردیبهشت 1340، دكتر علی امینی از اصلاح طلبان محافظه كار هیأت حاكمه ، با طرح مسائل توده پسند اصلاحات ارضی! مبارزه با فساد! و اصلاح اوضاع اقتصادی كشور! به قدرت رسید.
فعالان و رهبران جبهه ملی در برخورد با امینی دارای وحدت نظر نبودند؛ جناح رادیكال اعتقاد داشت كه از اختلاف بین شاه و امینی باید حداكثر استفاده را برده و با تحكیم قدرت نخست وزیر شاه را تضعیف كرد، اما جناح میانهرو جبهه ملی – حائز اكثریت در شورای عالی جبهه – ضمن تأكید بر مبارزه علیه دولت امینی به شاه حمله نمیكرد و خواستار سلطنت و نه حكومت شاه بود، اما امینی بدون اینكه تمایل به ائتلاف با جبهه ملی داشته باشد قصد داشت با دادن امتیازاتی به جبهه ملی، آن را وادارد كه از انتقاد ملایم علیه دولت فراتر نرود.
كنگره جبهه ملی سوم و انحلال آن
همزمان با تدارك برنامه رفراندوم انقلاب سفید شاه و ملت از سوی شاه و علم، رهبران جبهه ملی در صدد برگزاری اولین كنگره جبهه برآمدند. برخی از مسائل مورد بحث در كنگره حائز اهمیت فراوان بوده و از نقطه نظر جامعه شناسی سیاسی سرنوشت جبهه ملی دوم را تعیین و مسیر حركت و راهبرد و تاكتیك مبارزه آینده آن با دولت را مشخص كرد.
كنگره روز چهارم دی ماه 1341 در تهرانپارس منزل حاج حسن قاسمیه به ریاست اللهیار صالح تشكیل و مصدق غیاباً به عنوان رهبر افتخاری آن انتخاب شد. جنجال برانگیزترین موضوع مورد بحث در كنگره گفتگو درباره ساختار جبهه ملی بود. در این مورد دو نظریه عمده وجود داشت. اكثریت كنگره طرفدار نظر دكتر محمد علی خنجی بودند مبنی بر اینكه ضرورت ملموسی در تغییر ساختار جبهه ملی به یك حزب یا سازمان واحد به چشم می خورد؛ اللهیار صالح و دكتر سنجابی از این نظر حمایت میكردند، اما اقلیت كنگره – بازرگان، فروهر حسین راضی و برخی دیگر در مخالفت با نظر مزبور از نظر مصدق طرفداري میكردند. این دیدگاه عقیده داشت كه جبهه ملی باید تركیبی از احزاب و گروه های سیاسی باشد.
مسأله عضویت نهضت آزادی در جبهه یكی دیگر از مسائل جنجال برانگیز كنگره بود كه سرانجام رهبران نهضت آزادی با درك مخالفت رهبران جبهه ملی با عضویتشان و در اعتراض به جو حاكم بر گنگره جلسه را ترك كردند؛
كنگره كه از همان آغاز كار، با مخالفت برخی از اعضاء بویژه دانشجویان به عدم رعایت اصول دموكراتیك و تخلفات انتخاباتی برای انتخاب هیات های نمایندگی متهم گردید، در ضمن برگزاری (كنگره) نیز با شدت گرفتن اختلاف نظر درباره تز مصدق مبنی بر پذیرش احزاب و سازمانهای سیاسی در جبهه، به شدت تضعیف و سرانجام منحل شد.
دلایل شكست و انحلال جبهه ملی سوم
از ضروريات اولیه برای هر تشكل و سازمان سیاسی، توافق همه جانبه اعضای آن نسبت به راهبرد، تاكتیك حركت و تركیب سازمانی آن است كه به نظر میرسد جبهه ملی فاقد این ویژگی بوده است. جبهه ملی سوم از نظر ساختاری و تشكیلاتی و برنامه سیاسی بر پایه صحیحی بنا نشده بود و مسأله تركیب سازمانی و عناصر تشكیل دهنده آن از موضوعات مهم مورد اختلاف سران و رهبران آن بود. جناح راست جبهه به ضرورت ساختار حزبی برای جبهه اعتقاد داشت و موفقیت را در گرو تبدیل آن به یك حزب سیاسی میدانست، در حالی كه جناح میانهرو و سایر نیروهای اپوزیسیون خواستار همكاری همه احزاب و گروه های سیاسی برای ایجاد جبهه واحد ضد استبدادی بودند.
به نظر مي رسد ساختار جبهه ملي و عضویت عناصر تشكیل دهنده جبهه از عوامل مهم شكست جبهه بوده اند. (19)
اختلاف نظر رهبران جبهه در تصمیم گیری های اساسی از ديگر دلایلی بود كه به شكست جبهه كمك نمود، برخورد قهرآمیز و حتي گاهي مبارزه كوبنده جبهه ملی دوم عليه جامعه مذهبي را می توان یكی از دلایل سقوط جبهه و بعدا سبب شكست آن به شمار آورد.
حركت شبه روشنفكری، نه تودهای و ضعف قدرت جذب و بسیج اقشار مختلف جامعه و عناصر تشكیل دهنده، اعضای رهبری و برنامه مبارزه سیاسی، عليرغم ژست ملي، بیشتر به یك حركت شبه روشنفكری شباهت داشت تا یك جریان مردمي و به همين جهت نمیتوانست شرایط لازم برای رهبری جامعه را كه چشم امید بدان دوخته بودند داشته باشد. جبهه نتوانست با طرح شعارهایی كه خاستگاه و منافع اقشار گوناگون جامعه را تأمین كند، نیروهای اصلی بالقوه نهضت را به نیروهای بالفعل مبدل نماید. از باب نمونه در حاليكه بدنه جامعه ايران مذهبي بود، جبهه ملي از توسعه مشروب فروشي به سبب افزايش ماليات حمايت مي كرد. و بجهت ژست و مدل روشنفكري براي كشف حجاب و ترك عبادات و فرائض كه مانع اهدافي چون مشروب و حجاب مي شد اقدام و اعتقادات مي ورزيد. اين دست از ايده ها به معناي نداشتن درك صحيح از جامعه بود.
داشتن رهبری بارز و شناخته شده و مقبول همه اعضای ا كثريت قریب به اتفاق آنان – كه همگی خود را ملزم به تبعیت از وی بدانند، برای هدایت یك سازمان یا جبهه سیاسی كه مدعی مبارزه با رژیم و خواستار اداره امور جامعه است ضروری است كه این ویژگی در جبهه ملی سوم هرگز مشاهده نشد . بلكه همواره جنگ قدرت و منازعه بر سر تعیین خط مشی بین اعضای شورای عالی جبهه در می گرفت.
جبهه ملی چهارم
پس از اعتراضات دكتر محمد مصدق به اعضای هیئت اجرایی و شورای عالی جبهه ملی سوم نسبت به روند كار و تركیب سازمانی آن و عدم امكان تعویض و تجدید نظر در اساسنامه جبهه كه به انحلال جبهه ملی سوم انجاميد، مصدق ضمن ادامه تماس با نیروها و احزاب نهضت ملی تصمیم گرفت به آنان در بر پایی جبهه جدیدی به رهبری خودش یاری دهد. البته مكاتبات دانشجویان وابسته به جبهه ملی سوم كه از روش رهبری جبهه در هدایت مبارزات سیاسی علیه رژیم نومید و ناراضی شده بودند، مشوق دیگری برای مصدق بود تا خود وارد صحنه شود.
به سبب تحت نظر بودن مصدق در احمد آباد و زندانی بودن تعدادی از رهبران نهضت مقاومت ملی مثل آيت ا... طالقانی در سال 1344و مراقبت های شدید امنیتي، انجام ملاقات برای سازماندهی و تدوین اساسنامه جبهه ملی چهارم با مشكلات فراوانی مواجه بود.
جبهه ملی پنجم و بستر سیاسی تشكیل آن
جبهه ملی پنجم همانند جبهه ملی سوم حاصل اعلان فضای باز سیاسی اواسط دهه 1350 ه.ش از سوی رژیم سلطنتی بود. اعلام وضعیت باز سیاسی در جامعه آن روز معلول شرایطي بود كه اهم آن به شرح زیرند: شكست و به بن بست رسیدن برنامه انقلاب سفید شاه و ملت ، بحران اقتصادی ناشی از تورم ، تنش های منبعث از نارضایتی طبقه متوسط ،كاهش محصولات كشاورزی توام با افزایش بهای مواد خوراكی و اعمال فشار مجامع بین المللی به رژیم شاه مبنی بر كاهش فشار سیاسی و مراعات حقوق بشر نسبت به اعضای اپوزیسیون و زندانیان سیاسی ، تشدید مبارزات سیاسی مخالفان و سازماندهی جدی بخشی از آنان در اعلان فضای باز سیاسی بسیار مؤثر بودند.
از دیگر عوامل خارجی كه در روند تحولات داخلی ایران تأثیر گذاشت، پیروزی دموكرات ها در كاخ سفید و اعلام ژست به اصطلاح حقوق بشر! كارتر بود. این سیاست معتقد بود دوران دیكتاتوری ها ی بسته و عریان در كشورهای وابسته سر آمده است این تز، تغییر دیكتاتوریها و یا اصلاح آن و ایجاد نظام ظاهراً دموكراتیك و اعطای آزادی های سیاسی بیشتر را توصیه میكرد. آثار این نظريه، در سیاست داخلی و خارجی ایران كه عملاً ارتباط تنگاتنگی با سیاست خارجی آمریكا داشت متجلي شد و با كنار رفتن هویدا و روی كار آمدن جمشيد آموزگار جهت گیری های سیاسی شاه به سوی نرمش و كاهش نسبی اختناق پیش رفت.
جبهه ملی پنجم در این فضای باز سیاسی كه زمینه تشكیل، سازماندهی و تكوین نیروهای اپوزیسیون فراهم شده بود، فعالیت هایش را در آبان 1356 از سر گرفت و روز بیست و هشتم آبانماه، اتحاد نیروهای جبهه ملی، با همان اصول اوليه يعني حفظ و پاسداري از سلطنت پهلوي، اجراي قانون اساسي آن زمان، ملي گرايي مجعول بجاي مذهب گرايي و جريان رابطه با آمريكا، طی صدور بیانیهای اعلام موجودیت كرد. به موجب این اعلامیه جامعه سوسیالیست های نهضت ملی ایران، حزب ایران و حزب ملت ایران عناصر متشكله جبهه ملی پنجم بودند. حسیبی به عنوان رئیس شورای مركزی، و سنجابی، بختیار، فروهر، رضا شایان و مشیری بعنوان اعضای كمیته مركزی انتخاب شدند.
سولیوان سفیر وقت آمریكا در ایران در گزارش خود به وزارت امور خارجه دولت متبوع خویش مینویسد :" ... اقداماتی در دست است تا از طریق دستكاری در افكار عمومی، جبهه ملی، با زیركی رهبری مخالفین را از دست آيت ا... خمینی بیرون آورد. شاه معتقد است كه میتواند با جبهه ملی در مورد تشكیل یك سلطنت مبتنی بر قانون اساسی مذاكره و كار كند ولی با آيت ا... خمینی هرگز ."ارزیابی سولیوان با مواضع جبهه مبنی بر مبارزه آرام با رژیم برای متقاعد ساختن آن به انجام اصلاحات كنترل شده مطابقت داشته.
ملاقات دكتر كریم سنجابی با حضرت امام خمینی (ره) در پاریس سبب موضع آشكار سیاسی وی مبنی بر قبول قانون اساسی گذشته گفته بود: جبهه ملی چه درگذشته و چه امروز همیشه پاسدار قانون اساسی بوده و اصول تجزیه ناپذیر آن را بسیار مترقی و قابل اجرا در هر زمانی میداند. منتهی این اصول همگی باید اجرا شود نه فقط آن قسمتی كه به نفع سطح بالای هرم رهبری است. "
انتخاب دكتر شاهپور بختیار از اعضاء جبهه ملي به نخست وزیری از طرف شاه پس از ملاقات سنجابی با شاه، نتیجه منفی ملاقات و عدم پذیرش پست نخست وزیری از سوی سنجابی، بود.
شورای مركزی جبهه ملی در چارچوب منويات سفير آمريكا ضمن مخالفت ظاهري با اقدام آقای دكتر شاهپور بختیار اعلام داشت: به آگاهی همگان میرساند كه در این شرایط تشكیل دولت از طرف ایشان به هیچ روی با مصوبات آرمانی و سازمانی جبهه ملی ایران سازگاری ندارد و به همین دلیل از عضویت جبهه ملی ایران بركنار میشود"
جبهه ملی و تسخیر سفارت آمریكا از سوی دانشجویان مسلمان پیر خط امام (ره):
چون جبهه ملی در روند معارضه و مبارزه سیاسیاش در سالهای گذشته بارها ثابت كرده كه اصل مبارزه مسالمت آميز آرام و پرهیز از هر گونه خشونت سیاسی و رادیكالیسم كه موجبات ناخشنودي آمريكا را فراهم نسازد، بنیان فعالیتهای آن را تشكیل میدهد لذا طبیعی بوده از تسخیر سفارت آمریكا استقبال نكند. اما نباید از نظر دور داشت كه موضع جبهه ملی در قبال ماجرای گروگانگیری قبل و بعد از افشاگری دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (ره) تفاوت محسوسی را نشان می دهد.
جبهه ملی در مقاله " مروری بر جریان گروگان گیری و بررسی نتایج آن در شمارههای 49 و 50 در بهمن ماه 1359 مینویسد ".... ماجرای گروگانگیری سرآغاز تأسفآور و طلایه نامبارك یك سلسله خیمه شببازی های شگفت آور و بی سابقه بود كه خودكامگان نو دولت برای حفظ و تثبیت خود بكار بسته بودند!!... خودكامگان جاه طلب برای دستیابی به خواستههای خود از خودشان مایه نگذاشته و حیثیت و غرور ملی از بند رسته و سرافراز را ملعبه خویش قراردادند."
همچنين طي مقاله مفصلی در شماره 49 پیام جبهه ملی مورخه پنجم بهمن ماه 1359 تحت عنوان " آزادی گروگان ها هدیه جمهوری اسلامی به ریگان " آمده است: " ... سرانجام دولت ایران آنچه را كه بر سر جیمی كارتر به صورت چماق كوفته بود به عنوان هدیه نخستین روز آغاز ریاست جمهوری به رونالد ریگان... تقدیم نمود... هر روز به افشاگری، به پخش شایعات پرداختند و تیرهای تهمت و افترا را بی دریغ و بدون فرصت و مجال دفاع به سوی افراد پرتاب كردند... "تاریخ آینه ایران و آنچه از رهگذر این دروغ ها و فریب ها نصیب مردم مظلوم ما خواهد شد نشان خواهد داد كه اشغال سفارت آمریكا و گروگانگیری جز یك خیانت و خیانت آشكار به انقلاب ایران و هدفهای مردم ایران نبود... "
جبهه ملی پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی به مرور زمان از صبغه مذهبی فاصله بيشتر گرفته و جنبه غیر مذهبی به صورت مشخصه بارز و مسلط آن در آمد و این روند چنان درافكار رهبران جبهه راسخ و مستقر شد كه جبهه ملی پنجم در صدد برپایی سیستم سیاسی دموكراتیك به سبك آمریكا برآمد – این هدف ناشی از عدم شناخت و درك صحیح از ساختار فرهنگی و قشر بندی اجتماعی و نقش هر یك از گروه های اجتماعی در جامعه و فرهنگ مسلط در انقلاب اسلامی بود. در همین راستا جبهه ملی ضمن انتقاد از انقلاب فرهنگی و اهداف آن ، در بیست و پنجم خرداد ماه 1360 در مخالفت علنی با نظام جمهوری اسلامی ایران و غیر انسانی خواندن لایحه قصاص ، مردم و گروه های اپوزیسیون را به شركت گسترده در گردهمایی و راهپیمایی بر عليه نظام و حضرت امام(ره) فراخواند و طی صدور اطلاعیه ای اعلام كرد" ... هموطنان شرافتمند مردم غیور و آزادیخواه ایران ! در شرایطی كه همه آزادی های فردی و اجتماعی توسط هیأت حاكمه مستبد! و انحصارگر! زیر پا نهاده شده و استقلال مملكت در معرض خطرات جدی قرار دارد!... و بالاخره در شرایطی كه انقلاب بزرگ ملت را از كلیه هدف های بنیادی خود منحرف كرده اند، از شما دعوت میكنیم كه ساعت 4 بعد از ظهر روز دوشنبه بیست و پنجم خرداد ماه در گردهمایی و راهپیمایی جبهه ملی، بانگ اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانیم".
بدین ترتیب جبهه ملی كه از انتقاد نسبت به نظام شروع كرده بود در نهایت به ورطه برخورد علنی با نظام جمهوری اسلامی كشانده شد و با رفتن بسیاری از اعضای آن به خارج از كشور به شكل كانون مبارزه ملی گرایان علیه نظام درآمد و در این راستا با برخورداری از حمایت های خارجی به سازماندهی و جمعآوری نیرو علیه جمهوری اسلامی پرداختند.
جزوه مرامنامه تشكیلات جدید جبهه ملی ایران كه در اسفند ماه 1367 مصادف با فوریه 1989 منتشر شد، حكایت از اراده مجدد ملیون مبنی بر تشخیص ضرورت جمعآوری و سازماندهی كلیه نیروهای معتقد به مرام و خط مشی جبهه دارد. در این جزوه جبهه ملی سعی كرده است با ارائه برنامهای فراگیر و همه جانبه موضع خود را در قبال مسائل مهم سیاسی واجتماعی اعلام نماید. برخی از نكات برجسته و اصول مهم مطروحه در مرامنامه جبهه ، منتشره در سال 1367 به شرح زیر است:
در این جزوه با اشارهای به پیشینه تاریخی مبارزات مردم ایران برای كسب استقلال و آزادی و نگاهی گذرا به علل شكست نهضت ملی شدن نفت ایران به اصطلاح انحراف انقلاب 1357! به ضرورت تشكل اشاره شده و آمده است :" ... نیروهای ملی باید خود را به سلاح دشمن شكن تشكیلات مسلح سازند.! تجربیات تاریخی چهل سال اخیر به وضوح و روشنی نشان میدهد كه اگر نیروهای ملی تشكیلات سازمان یافته و منسجم خود را در سالهای ملی شدن نفت داشتند، هرگز كودتای روسي انگلیس و ضد ملی 28 مرداد 1332 نمیتوانست صورت واقعیت به خود بگیرد، و اگر در جریان انقلاب سال 1357 نیروهای ملی متشكل شده بودند، ارتجاع! و استعمار به این سادگی نمیتوانست ثمره انقلاب را در اختیار گرفته و تبدیل به ضد انقلاب سازد.!!
" تشكیلات جدید جبهه ملی با اعتقاد كامل به آزادی های فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به دفاع از آن میپردازند." جبهه در بخشی دیگر از مرامنامه با اشاره به اصل استقلال بر اعتقاد خود به تمامیت ارضی كشور با حفظ كامل بیطرفي و احترام متقابل با سایر كشورهای جهان و در رابطه با اصل مردم سالاری بر اعتقادش به حكومت مردم بر مردم با رعایت كامل اصول دموكراسی تصریح نموده و خواستار عدالت اجتماعی؟ و ایجاد نظام اداری كارآمد و انجام و محدود ساختن وظیفه ارتش در راستای دفاع از مملكت؟! برابری حقوق زن و مردم مالكیت ملی ودولتی تأسیسات و صنایع مادر و شیوه حكومت جمهوری؟ و برابری در مقام دادخواهی گردیده است."
در مرامنامه مزبور نكتهای بسیار مهم كه بیش از هر چیز توجه خواننده را به خود جلب می كند این است كه جبهه ملی صراحتاً از دین و مذهب به عنوان احوالا ت شخصیه واعتقاد شخصی (سكولاريزم) یاد نموده و آمیزش دین با حكومت (لائيزم)را ناقض قداست و پاكی آن میداند و برای تضمین حقوق پیروان همه ادیان بر ضرورت تفكیك دین از حكومت (لائيزم) و امور اجرایی كشور صحه میگذارد .
نتیجه
جبهه ملی در آغاز شكلگیری خود باتلفیق دو عنصر "مبارزه با سلطه قدرتهای استمارگر برایران " و " روحیه ضد استبدادی و تقاضای اجرای كامل قانون اساسی مشروطیت و همراهی با عامل مذهب و نماینده آن – روحانیت – قابلیت بسیج و تجهیز خوبی از خود بنمایش گذاشت و میتوان جبهه ملی اول و دوم را مولود تلاش برای استعمار زدایی از یكسو و از سوی دیگر گرایش های تجدد طلبانه و روشنفكری در ایران دانست چه اغلب بانیان جبهه ملی از تحصیل كردگان خارج از كشور بودند كه ضرورت مدرنیزاسیون و نوسازی ایران را دریافته؛ شبه روشنفكران بنیانگذار جبهه ملی از سه لایه تمدنی موجود در جامعه ایران بیشتر متأثر از لایه تمدن غربی بودند.
جبهه ملی اول كه ضرورت سازماندهی تودههای سیاسی غیر متشكل و لزوم ایجاد پایگاه قدرت برای نیل به اهداف مبارزه را دریافته بود جبهه ملي دوم در آستانه انتخابات مجلس شانزدهم با وارد شدن دكتر محمد مصدق به صحنه سیاست و با درك ضرورت فوق در دهم آبانماه 1328 ه. ش به رهبری مصدق رسماً اعلام موجودیت كرد.
نگاهی به اساسنامه جبهه ملی چنین مینماید كه جبهه ، عاری از صبغه ایدئولوژیك بوده و خواهان مبارزه مسالمت آمیز در چهارچوب قانون و معتقد به حفظ قانون اساسی و نهاد سلطنت بود و مبارزه سیاسی جبهه یك بعدی و فقط معطوف به امر انتخابات بود كه برای طبقات مختلف جامعه كه خود دچار مشكلات اقتصادی و اجتماعی فراوان بودند جاذبه چندانی نمیتوانست داشته باشد.
جبهه ملی پس از سازمان یافتن و تشكل نیروهایش به صورت اپوزیسیون درآمد و مصدق كه در مجلس شانزدهم از تهران انتخاب شده بود در رأس یك كمیسیون هشت نفره مبارزه ملی خود را با شعار ملی شدن صنعت نفت ، در سراسر كشور آغاز كرد. شعاری كه مورد حمایت گسترده اقشار مختلف جامعه واقع شد. پس از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت مصدق در حالیكه فاقد كادر سیاسی و اجرایی كافی برای اداره امور كشور بود زمام امور كشور را عهده دار شد و تلاش كرد تا فصل نوینی در تاریخ تحولات سیاسی – اجتماعی ایران بگشاید.
در ارزیابی حكومت مصدق میتوان به چند نكته اشاره كرد. اولاً قبل از قیام سیام تیر ماه 1331 خط مشی كلی وی متوجه بعد ضد استعماری نهضت بود . ثانیاً شخصیتهای شركت كننده در جنبش در حمایت از جبهه ملی دارای انگیزهها و اغراض متفاوت بودهاند در حالیكه شرط لازم استمرار و بقای یك جنبش سیاسی اجتماعی وحدت نظر و هماهنگی فكری و عملی كادر رهبری آن است.
حفظ موازنه بین نیروهای سیاسی كشور از دیگر مشخصات دوران اول زمامداری مصدق است. از اوایل سال 1331 ه.ش مصدق در صدد تغییر موازنه قدرت نیروهای سیاسی كشور برآمد و خواستار سمت فرماندهی كل قوا از شاه و اختیارات فوق العاده از مجلس هفدهم گردید كه سبب مخالفت هر دو، شاه و مجلس شد و با مشاهده مخالفت آندو استعفا كرد مسئله قابل توجه در این مقطع رأی قوه مقننه به قوامالسلطنه پس از استعفای مصدق است. این واقعه عدم همراهی نمایندگان مجلس با مردم و فقدان اعتماد و وفاداری آنان به اصول و آرمان های جنبش را به اثبات میرساند .
پس از سیتیر 1331 مصدق اقداماتی مانند اثبات سلطه خود بر ارتش و گرفتن مقام وزارت جنگ ، كسب اخیارات فوقالعاده برای شخص خود به منظور اصلاح دستگاه اداری و توسعه اقتصاد ملی، تصفیه ارتش از عوامل فاسد و كاهش بودجه نظامی افزایش سهم دهقانان از محصول و تجدید نظر در سیستم مالیاتی ،انجام اصلاحات در دادگستری كه سبب مخالفت افسران بازنشسته، شاه، دربار، ملاكین، ثروتمندان و قضات عالی مقام دادگستری شد. مصدق در روابط خویش با روحانیت نیز با دشواری های جدی مواجه بود مصدق كه سیاستمداری لیبرال و غیر مذهبی بشمار میرفت خواستار آن بود كه روحانیت وظیفه بسیج تودهها را بعهده بگیرد اما خواهان ایفای نقش در امور عرفی اجرایی و سیاسی كشور نباشد. امري كه سبب تهي شدن نظامنامه مصدق شده و سر به بيراهه گذاشت و ديري نپاييد كه همگان از او فاصله گرفته و مردم براي هميشه اعتماد خود را نسبت به جريان هاي ملي گرا از دست داد.
پی نوشت ها:
1)ریچارد كاتم ،ناسیونالیسم در ایران، ترجمه احمد تدین (تهران :انتشارات كویر ، 1371)، ص 35
2)همان منبع، ص 4
3)سپهر ذبیحالله ایران در دوران مصدق ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی (تهران: موسسه مطبوعاتی عطایی، بیتا )، ص 39
4)سید جلال الدین مدنی ، تاریخ سیاسی معاصر ایران ، جلد اول ، (قم : دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، 1361 )، 179
5)همایون كاتوزیان ، مصدق و نبرد قدرت ، ترجمه احمد تدین (تهران : موسسه خدمات فرهنگی رسا ، 1371)، ص 151
6) مدنی منبع پیشین ص 80 به نقل از باختر امروز ش 273 ، 10/4/1329
7)دكتر كریم سنجابی، خاطرات سیاسی دكتر كریم سنجابی (لندن: مركز نشر كتاب، چاپ اول 1364) ص 174
8)محمد مصدق، (تهران: انتشارات علمی 1365)، ص 247
9)همان منبع، ص 80
10)همان منبع، ص 45
11)همان منبع، ص 108
12)سنجابی، همان منبع، ص 195
13)محمد علی (همایون) كاتوزیان خاطرات سیاسی خلیل ملكی، (تهران: شركت سهامی انتشار، 1368)، ص 100
14)نهضت آزادی ایران، اسناد نهضت مقاومت ملی ایران، جلد 5- اسناد درون سازمانی، چاپ اول، 1363، ص 22 .
15)همان منبع ،ص 410
16)غلامرضا نجات ،تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران ، جلد اول (تهران :موسسه خدمات فرهنگی رسا ، 1371)، ص 146 * (همایون كاتوزیان در كتاب خود معتقد است كه در یكی از روزهای تابستان 1339 در غیاب صالح و بدون مشورت با او گروهی در خانه او گرد آمده و تشكیل جبهه ملی را اعلام كردند ( خاطرات سیاسی خلیل ملكی) ص124
17)اعضای مذاكره كننده از شورایعالی جبهه ملی دوم عبارت بودند از: باقر كاظمی، غلامحسین صدیقی، عبدالحسین اردلان و محمدعلی كشاورز صدر
18)نجاتی، همان منبع، ص 172
19)همان منبع، ص 147
سوتيترها
تشكیل جبهه ملی حاصل ضرورت سازماندهی تودههای سیاسی نامنظم و غیر متشكل و لزوم ایجاد پایگاه قدرت و كانون مبارزه سیاسی علیه دولت پس از جنگ دوم جهانی بود، چه این نكته به وضوح احساس میشد كه تعداد توده ها هرچند سلاح سیاسی مؤثر و نیرومندی است اما تأثیر آن منوط به تشكل و سازماندهی مي باشد
در دوره اول زمامداری مصدق خط مشی كلی نهضت ملی متوجه اخراج استعمار انگلستان از پایگاهش، يعني شركت نفت ایران و انگلیس بود، در حالی كه توجه شايانی به عمال داخلی استعمار ننمود و چه بسا طرفداران و عوامل بیگانه هنوز در رأس كارها بودند.
اختلاف نظر رهبران جبهه در تصمیم گیری های اساسی از ديگر دلایلی بود كه به شكست جبهه كمك نمود، برخورد قهرآمیز و حتي گاهي مبارزه كوبنده جبهه ملی دوم عليه جامعه مذهبي را می توان یكی از دلایل سقوط جبهه و بعدا سبب شكست آن به شمار آورد.