ثبت نام |  ورود به سيستم |  نقشه سايت |  راهنما  
شهيد امير سپهبد علی صياد شيرازی
 

1323-درگز

ولادت:

ليسانس علوم نظامی

تحصيلات:
برخى از فعاليتهاى شاخص

- طی دوره های عالی نظامی در داخل و خارج از کشور
- شناسايی و ارتباط با نيروهای مبارز ارتش و تشکيل هسته های انقلابی
- بازداشت و زندانی به دليل فعاليتهای اسلامی در ارتش

قبل از پيروزى انقلاب اسلامى:

- فعاليت در جهت بازسازی ارتش و تشکيل ارتش مکتبی در سال 1357
- عضويت در کميته دفاع شهری اصفهان در سال 1357
- حضور در کردستان و طراحی و اجرای عمليات پاک سازی آن منطقه به همراه برادران سپاه در سال 1358
- حضور در صحنه های مختلف جبهه های غرب و و جنوب در سطح عالی فرماندهی
- لغو درجه نظامی به دليل همکاری با سپاه به دستور بنی صدر
- حضور در ستاد مرکزی سپاه و طراحی عمليات سپاه اسلام
- دريافت درجه سرهنگی پس از فرار بنی صدر به فرانسه و انتصاب به فرماندهی شمال غرب کشور
- انتصاب به فرماندهی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران با حکم حضرت امام (ره)
- فرماندهی کليه عملياتهای مهم سپاه اسلام در سالهای 1360 تا 1365 همراه با فرماندهان ارشد سپاه
- انتصاب به نمايندگی حضرت امام (ره) در شورايعالی دفاع در سال 1365
- هدايت نيروهای سپاه اسلام در عمليات مرصاد عليه منافقين در سال 1367
- معاونت بازرسی کل نيروهای مسلح
- جانشين رئيس ستاد کل نيروهای مسلح از سال 72
- مفتخر به دريافت درجه سرلشگری از سوی مقام معظم رهبری دز سال 1378

پس از پيروزى انقلاب اسلامى:

22/1/1378-تهران بدست منافقين

شهادت:

بهشت زهرا(س)-تهران

گلزار شهيد:

 

زندگينامه امير سپهبد علي صياد شيرازي

امير سپهبد علي صياد شيرازي در سال 1323 در كبود گنبد مشهد در خانواده اي مذهبي به دنيا آمد. مادرش شهربانو و پدرش زياد نام داشت. پدرش، كه از عشاير فارس بود، به استخدام ژاندارمري در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او از جاذبه اي خاص برخودار بود، از اين رو علي تحت تأثير پدر از كودكي به ارتش علاقه مند شد.

او به همراه پدر و خانواده، مانند ديگر خانواده هاي نظاميان، از شهري به شهري مهاجرت مي كرد. شهرهاي مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محل پرورش وي شدند. او سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال 1342 موفق به اخذ ديپلم گرديد. او در سال 1343 در كنكور دانشكده افسري شركت كرد و پذيرفته شد. علي از بدو ورود به دانشكده به جديت در درس و پاي بندي به مذهب شهرت يافت. و سرانجام در مهرماه 1346 در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومي وارد ارتش گرديد. او پس از طي دوره آموزشي در شيراز و اصفهان به لشگر تبريز و سپس لشگر زرهي كرمانشاه منتقل شد. او در سال 1350 براي گذراندن دوره آموزش زبان انگليسي به تهران آمد و پس از پايان كلاس و جديت در تحصيل سرانجام خود از استادان زبان انگليسي شد.ستوان يك علي صياد شيرازي تصميم گرفت با دختر عمويش، خانم عفت شجاع ازدواج كند اما به دليل اين كه محمود، عموي علي، از مخالفان شاه بود، ساواك با اين ازدواج موافقت نكرد، اما سرانجام در اثر اصرار علي، ارتش با اين وصلت مبارك موافقت كرد. علي در سال 1352 به دليل لياقت ها و دقت هايش در كار، براي تكميل تخصص هاي توپخانه از طرف ارتش به آمريكا اعزام شد تا دوره هواسنجي بالستيك را بگذراند. او اين دوره آموزشي را در شهر فورت سيل از ايالت اوكلاهما، در منطقه اي نظامي، با موفقيت طي كرد. در اين دوره فشرده ستوان همچون مبلغي مذهبي به دعوت آمريكاييان به اسلام مي پرداخت و در مجالس بحث و مناظره آنان شركت مي كرد. او در بين آشنايان جديدش به مرد مذهبي مشهور شد. او پس از گذراندن دوره، با تخصصي جديد و روحيه اي با نشاط به ايران مراجعت كرد. ارتش براي استفاده از دانش نظامي ستوان، او را در سال 1353 به اصفهان ـ مركز توپخانه ـ منتقل كرد. علي در اصفهان با يافتن دوستان جديد مطالعات مذهبي خود را پي گرفت و شخصيت سياسي خويش را در اين دوره قوام بخشيد. او در نامه اي كه براي سرگرد محمد مهدي كتيبه، يكي از افسران مذهبي، ارسال كرد اين جمله را نوشت: «در مورد برنامه هاي مذهبي بحمدالله پيش مي رويم مخصوصاً در آن قسمت كه مي دانيد». اين جمله حساسيت ضد اطلاعات را برانگيخت و از آن پس وي تحت مراقبت قرار گرفت. آنها پس از تحقيق و مراقبت متوالي، او را «متعصب مذهبي» معرفي كردند و مراقبت از وي را شدت بخشيدند. جالب اين است كه هركس از افسران را به مراقبت وي مي گماردند يا تحت تأثير روحيه او قرار مي گرفت و گزارش مثبت براي او رد مي كرد يا صياد را از مراقبت و مأموريت خود خبر مي داد و يا از اول با چنين مأموريتي مخالفت مي كرد.

سروان صياد هم زمان با اوج گيري مبارزات ملت مسلمان ايران به رهبري امام خميني تقيه را كنار گذارد و در ارتش علناً به دفاع از علماي اسلام و حكومت اسلامي پرداخت و سرانجام به دليل اين كه در بين افسران، تبليغات ضد رژيم مي كرد، ضد اطلاعات از قرار دادن جنگ افزار در اختيار وي ممانعت كرد و اعلام نمود كه از واگذاري مشاغل حساس به او خودداري شود. سرانجام سروان در 19 بهمن دستگير و زنداني شد اما ديري نپاييد كه انقلاب به پيروزي رسيد و او هم مانند همه مردم ايران آزاد شد.

دوره دوم زندگي سرهنگ صياد بعد از پيروزي انقلاب اسلامي آغاز مي شود: او پس از پيروزي انقلاب اسلامي با رحيم صفوي و حجت الاسلام سالك آشنا مي شود و با يكديگر پيمان مي بندند كه از پادگانهاي اصفهان حفاظت نمايند. اختلاف سروان با فرماندهان ارتش موجب آشنايي وي با حضرت آيت ا... خامنه اي مي گردد و از اينجا سرنوشت صياد به كلي تغيير پيدا كرد. پس از حوادث كردستان، صياد با درجه سرگردي به همراه سردار صفوي به غرب اعزام مي گردد. و با هماهنگي ارتش و سپاه سنندج را آزاد مي كنند. لياقتهاي سرگرد در كردستان موجب مي گردد تا با درجه سرهنگي به فرماندهي عمليات غرب منصوب گردد. اختلافات سرهنگ با بني صدر اولين رئيس جمهوري اسلامي موجب بركناري وي و خلع دو درجه مي گردد. اما ديري نپاييد كه بني صدر سقوط كرد و شهيد رجايي به رياست جمهوري رسيد و سروان مجدداً با دو درجه به غرب كشور اعزام مي شود. سرهنگ با تأسيس قرارگاه حمزه سيدالشهداء لشگرهاي 64 اروميه و 28 كردستان و تيپ هاي 23 نيروي ويژه هوا برد و تيپ 30 گرگان شهرهاي بوكان و اشنويه را آزاد كرد. در هفتم مهرماه 1360 به خاطر رشادت ها و لياقتها توسط رهبر معظم انقلاب حضرت امام خميني (ره) به فرماندهي نيروي زميني منصوب شد. او با هماهنگي با سپاه قهرمان پاسداران انقلاب اسلامي در عمليات طريق القدس، فتح المبين، بيت المقدس، رمضان، مسلم بن عقيل، مطلع الفجر، محرم، والفجر 1، 2، 3، 4، 8، 9، عمليات خيبر و بدر و قادر شركت نمود و پيروزي هاي بزرگي را براي ايران اسلامي به ارمغان آورد كه بي شك در تاريخ امت اسلامي به عظمت خواهد ماند. سرهنگ در مرداد سال 1365 از فرماندهي نيروي زميني استعفا داد و با پيشنهاد آيت الله خامنه اي و تصويب رهبر انقلاب به سمت نمايندگي امام در شوراي عالي دفاع منصوب شد. در سال 66 به درجه سرتيپي نايل آمد. سرتيپ صياد شيرازي در سال 67 در عمليات مرصاد كه مرزهاي غرب ايران مورد هجوم منافقين قرار گرفته بود شركت و با روحيه اي بسيجي ضربات محكمي را بر پيكر مزدوران منافق وارد كرد. سرانجام صياد شيرازي در مقام جانشيني رياست ستاد كل به خدمت مشغول شد. تيمسار سرتيپ صياد شيرازي در 16 فروردين 1378 همزمان با عيد خجسته غدير با حكم مقام معظم فرماندهي كل قوا به درجه سرلشگري نايل آمد.

پس مانده‏هاي زخم خورده مرصاد در صبح روز 21 فروردين 78 ، فاتح بزرگ فتح‏المبين و بيت‏المقدس و يكي از بزرگترين سرمايه هاي كشور را آماج تيرهاي كينه خود قرار دادند و قامت استوار امير ارتش اسلام را به خاك افكندند.

شهيد سپهپد صياد شيرازي‌ پس ‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ دربخش‌هاي‌ مختلف‌ ارتش‌ خصوصا در غرب‌ كشور ودر سازماندهي‌ فعاليت‌هاي‌ نيروهاي‌ انقلابي‌ درارتش‌ نيز فعاليت‌ گسترده‌ داشت‌. از مهم‌ترين‌اقدامات‌ شهيد، تهيه‌ طرح‌هاي‌ عملياتي‌، قرارگاه‌مشترك‌ عمليات‌ سپاه‌ و ارتش‌ بوده‌ است‌. فرزندشهيد صياد شيرازي‌ در خاطرات‌ خود مي‌گويد:غالبا با پدر درددل‌ مي‌كردم‌ و همه‌ پاسخ‌هاي‌ايشان‌ اين‌ بود (خط ولايت‌)را گم‌ نكنيد، اشاره‌ و،اردات‌ ما و تبعيت‌ از ولايت‌ فقيه‌ بايد در همه‌ جا ودر همه‌ حال‌ در وجود ما جاري‌ و ساري‌ باشد.شهيد در همه‌ اوقات‌ به‌ خصوص‌ نماز ارادت‌ عميق‌خود را به‌ ولايت‌ بروز مي‌دادند. در قنوت‌نمازشان‌ هميشه‌ اين‌ دعا را مي‌خواندند: (اللهم‌ايدآيه‌ الله‌ العظمي‌ خامنه‌اي‌ اللهم‌ واحفظه‌ وثبته‌.)دريابان‌ شمخاني‌ در خاطره‌اي‌ از دوران‌دفاع‌ مقدس‌ مي‌گويند: مهم‌ترين‌ موضوعي‌ كه‌ به‌عنوان‌ يكي‌ از از ويژگي‌هاي‌ شخصيتي‌ شهيدبزرگوار سپهبد صياد شيرازي‌ در ذهن‌ من‌ ثبت‌شده‌ است‌، توانايي‌ و عزم‌ خستگي‌ناپذير ايشان‌ درفرماندهي‌ بود. يكي‌ از همرزمان‌ ايشان‌ مي‌گويند،شهيد چندين‌ بار به‌ افتخار جانبازي‌ نائل‌ آمد. دكترمعالج‌ گفت‌: ديگر نمي‌تواند به‌ نظامي‌گري‌ ادامه‌دهد اما شهيد با ويلچر به‌ منطقه‌ آمد و درآمبولانس‌ هدايت‌ عمليات‌ را بر عهده‌
گرفت‌.حجت‌الاسلام‌ (علي‌ دواني‌)در خاطره‌اي‌ ذكرمي‌كنند: شهيد شيرازي‌، شب‌ اول‌ هر ماه‌ درمنزلش‌ مراسم‌ وعظ و عزاداري‌ بر پا مي‌كرد،همسايگان‌ ديده‌ بودند كه‌ روزهاي‌ اول‌ هر ماه‌شخصي‌ در بيرون‌ خانه‌ و در حالي‌ كه‌ چفيه‌اي‌ به‌سر و صورت‌ بسته‌ جلو در ورودي‌ را جاروب‌مي‌كند و آب‌ مي‌پاشد كه‌ متوجه‌ مي‌شوند او،سپهبد علي‌ صياد شيرازي‌ است‌.
لحظه‌ شهادت‌ از زبان‌ فرزند شهيد:
(مهدي‌ صياد شيرازي‌)فرزند سپهبد صيادشيرازي‌ كه‌ شاهد به‌ شهادت‌ رسيدن‌ پدرش‌ بود،گفت‌: پدرم‌ مطابق‌ معمول‌ صبح‌ روز شنبه‌ حدودساعت‌ 45/6 دقيقه‌ صبح‌، منزل‌ را به‌ قصد محل‌كار ترك‌ كرد و قصد سوار شدن‌ برخودرو خود راداشت‌ مردي‌ با لباس‌ رفتگرها به‌ او نزديك‌ شد وچنين‌ وانمود كرد كه‌ مي‌خواهد نامه‌اي‌ را به‌پدرم‌ تسليم‌ كند. پدر زماني‌ كه‌ تروريست‌ مسلح‌ به‌وي‌ نزديك‌ شد شيشه‌ خودروي‌ خود را پايين‌كشيد و حتي‌ در سلام‌ كردن‌ پيشقدم‌ شد كه‌ فردتروريست‌ اسلحه‌ خود را بيرون‌ كشيد و با شليك‌چهار تير به‌ سوي‌ تيمسار وي‌ را به‌ شهادت‌ رساند.

برگي‌ از وصيت‌نامه‌ شهيد

خداوندا اين‌ تو هستي‌ كه‌ قلبم‌ را مالامال‌ ازعشق‌ به‌ راهت‌، اسلامت‌ و ولايتت‌ قرار دادي‌،خدايا تو خود مي‌داني‌ كه‌ همواره‌ آماده‌ بوده‌ام‌آنچه‌ را كه‌ تو خود به‌ من‌ دادي‌ در راه‌ عشقي‌ كه‌ به‌راهت‌ دارم‌ نثار كنم‌. پروردگارا رفتن‌ در دست‌توست‌، من‌ نمي‌دانم‌ چه‌ موقع‌ خواهم‌ رفت‌ ولي‌مي‌دانم‌ كه‌ از تو بايد بخواهم‌ مرا در ركاب‌ امام‌زمانم‌ قرار دهي‌ و آن‌ قدر با دشمنان‌ قسم‌ خورده ‌دينت‌ بجنگم‌ تا به‌ فيض‌ شهادت‌ برسم‌.

 

نحوه شهادت

شهيد چمران دربارة شهيد سر لشگر صياد شيرازي چنين مي گويد:‹‹ امروز در ارتش ما فرماندهاني هستند كه من در نماز به آنها اقتداء مي كنم ››شهيد سپهبد علي صياد شيرازي در سال 1323 در شهرستان ‹‹ درگز›› شمال خراسان ديده به جهان گشود سال آخر دبيرستان را در دبيرستان امير كبير تهران سپري كرد.در سال 1343 وارد دانشگاه افسري گرديد و در سال 1346 پس از اخذ درجة ليسانس از دانشگاه افسري فارغ التحصيل و براي طي دورة مقدماتي توپخانه به اصفهان اعزام شدبا اتمام دوره مقدماتي مدتي در مناطق غرب كشور و سپس در لشگر81 كرمانشاه به خدمت خودادامه داد دوران تخصصي توپخانه را گذراند و به عنوان استاددر مركز آموزشي توپخانة اصفهان به تدريس پرداخت همزمان با خدمت در اصفهان به همراه سايرهمرزمانش شهيد كلاهدوز و شهيد اقارب پرست فعاليتهاي خود را شروع كردقبل از پيروزي انقلاب اسلامي بازداشت وبه زندان انفرادي منتقل شد. با پيروزي انقلاب اسلامي از زندان خارج و كار سازماندهي ارتش را آغاز كرد شهيد سپهبد شيرازي مؤسس انجمن اسلامي مركز توپخانة اصفهان بود. با آغاز بحران كردستان؛ جزء اولين فرماندهاني بود كه به ياري دكتر چمران شتافت ،،،.. در تاريخ 9/7/1360 با حكم امام خميني(ره) به عنوان فرماندهي نيروي زميني ارتش منصوب مي شود در مدت 8سال دفاع مقدس علاوه بر مبارزه با عناصر ضد انقلاب در جنگ با عراق عمليات فتح المبين وفتح خرمشهر و آزاد سازي بستان ‹‹طريق القدس››را بر عهده داشت ، او در عمليات رمضان، مسلم بن عقيل، محرم ، والفجرها ،خيبر، بدر، حضور چشم گيري داشت. در سال 1365 ـ23 تيرماه طي حكمي از سوي امام (ره) به عضويت شوراي عالي دفاع منصوب مي شود. اودرتمامي صحنه هاي نبرد حضور داشت درآخرين عمليات ‹‹ مرصاد ›› بارها تا مرز شهادت پيش رفت ولي تقدير بر آن بود كه بماندوبه عنوان شهيد زنده منشأ خدمات بيشتري به كشورش باشد در 18 ارديبهشت 1366 به درجة سرتيپي ارتقاي مقام يافت.در مهرماه 1368 به سمت معاونت بازرسي ستادكل نيروهاي مسلح منصوب شد،اميرشجاع سپاه اسلام درشهريورماه سال 1372 باحكم فرمانده معظم كل قوابه سمت جانشين ستاد كل نيروهاي مسلح منصوب گرديد. سرتيب صياد شيرازي در 16 فروردين 1378 همزمان با عيد خجسته غدير با حكم مقام معظم رهبري به درجةسرلشگري نايل آمد. شهيد صياد شيرازي گنجينةعظيمي از علم،معرفت،تقوا،اخلاص،عمل صالح، مسئوليت پذيري، شجاعت، شهامت، مقاومت، ايثار، اميد و حركت و تواضع بود.سردار صفوي: او سرداري سوخته دل بود كه درسر هواي وصل دوست داشت و طاير خونين بالي بود كه عاشقانه پرواز كرد.بامداد روز بيست ويكم فروردين ماه 1378 هجري شمسي،مصادف با 23 ذيحجه هجري قمري و 10 آوريل 1999 ميلادي اميرسرلشگر علي صياد شيرازي جانشين رياست ستاد كل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ومشاورعالي نظامي مقام معظم رهبري درساعت 6:45 دقيقه موردسوء قصد مرد مسلحي قرارگرفت وبه ضرب گلوله هايي درون اتومبيل به شهادت رسيد، اين مرد كه لباس نارجي رنگ رفتگران شهرداري را برتن و جارويي نيز همراه داشت به بهانه دادن عريضه به امير صياد شيرازي به اتومبيل تويوتاي سفيد رنگ وي نزديك شد و زماني كه امير صياد شيرازي به قصد دريافت عريضه او درب اتومبيل را گشود. ضارب كلتي را از ميان لباس نارنجي خود بيرون كشيد و صورت و گردن امير صياد شيرازي را آماج گلوله هاي خود قرار داد،تا اين شيردل انقلاب شربت شهادت رالاجرم سر كشد..روحش شاد و راهش هميشه جاودانه باد.بانگ به گوش مي رسدو پرستوة ديگر عزم كوچ كرده است،بازهم شقايقي بدرقه شددرچنين روزهايي مردي ازقبيله خورشيد بال گشود تا لبيك آنها. اين بار خداوند گلي را چيد كه به بودنش عادت كرده بود. از او بوي شهدارا استشمام مي كرديم.نامش علي بود وبه مولايش علي اقتدا كرده بود، ايثار را از او آموخته بود عطوفت را از او به ياد داشت و آزادگي را از سرورش امام حسين(ع) فرا گرفت شايد پيمان بسته بود كه محرم ميهمان سرورش باشد.آن روزكه رهبرو مقتدايت درجه دنيائي را بردوشت نشاند درجه رفيع شهادت را هم حضرت به تو هديه كرد و بر تو مبارك باشد.امروز ديگر زمان و زمين از فيض قدوم بهشتي صفت صياد شيرازي محروم گشته است.امروز آن اميردريا دل،آن بسيجي پاك سيرت، آن ارتشي دلير، آن فاتح بي ادعاي جبهه ها، در بستري از خونآرميده است. مگر نه اينكه سرانجام عاشقان حسين(ع) سفري است چون اباعبدالله؟! غصه مان ازچيست؟ از اينكه صياد نيست؟ مگر نه اينكه امام راحل در سوگ عظيم رجايي و باهنر فرمود:‹‹رجايي و باهنر اگر نيستند. خدا هست›› و امروز بر همان گونه است.امروزپروانه وجود صياد شيرازي چون بهشتي و رجايي و باهنر و چمران و لاجوردي در ملكوت و در گرداگرد شمع وجود حق در گردش است. ولي آنچه دل را بيشتر مي سوزاند.شهادت مظلومانه اين روزهاست. مگر نه اينكه شهادت بهشتي در برابر مظلوميتش ناچيز بودخ امروز صياد شيرازي نيز از آن طيف ياران آسماني روح الله است..
 

جستجوي كاملتر
نام كاربري:
 
رمز عبور:
 
هنوز در سايت عضو نشده‌ايد؟

 


ثبت نام |  ورود به سيستم |  نقشه سايت |  راهنما  

 Copyright © 2005 of parsa network team- all rights reserved

Email:info@parsa-ds.com