
سرهنگ خلبان نامدار فر از آن روز به ياد ماندني چنين سخن مي گويد : « شهيد صياد شيرازي به طرف بالگرد آمد و پس از احوالپرسي ، از من خواست كه يك تيم آتش كبرا را از پايگاه بخواهيم و پرواز كنيم .همزمان با ما كه از پادگان امام حسين (ع) بلند شديم ، يك تيم آتش از پايگاه كرمانشاه بلند شد . در مسير اسلام آباد در طول پرواز ، شهيد صياد از من خواست هر وقت به گردنة (چهار زبر) رسيديم به ايشان اطلاع بدهيم. به محض رسيدن ، گردنة چهار زبر را به او نشان دادم . ايشان بي درنگ گفت: به ارتفاعات نزديك نشويد و به سمت چپ برويد .
بي خبر از وضع گردنة چهار زبر بلا فاصله به سمت چپ گرفته و ده كيلومتر به چپ رفتم تا به ماهي دشت رسيديم . در آنجا متوجه شدم ترافيك سنگيني در جاده است و خودروهاي زيادي در حال تردد هستند . بلافاصله موضوع را به شهيد صياد اعلام كردم و ايشان پس از بررسي جاده از من خواست به تيم آتش دستور بدهم تمام خودروهاي جاده را بزنند.
من به خيال اينكه مردم عادي در جاده تردد مي كنند، گفتم : «جناب سرهنگ ، اينها مردم عادي هستند ، ما كه نبايد مردم عادي را ... شهيد صياد با عصبانيت وسط حرف من پريد و گفت : اينها منافقين هستند. من به عنوان نمايندة حضرت امام به شما دستور مي دهم كه آتش كنيد و همه اين خودروها را منهدم كنيد ! با شنيدن اين جمله ، بلا فاصله از تيم آتش خواستم تمام خودروهاي جاده را هدف قرار دهند. يكي از خلبانان كبرا هم از موضوع خبر نداشت ، گفت: اينها كه مردم عادي هستند . در حالي كه براي خلبانان توضيح ميدادم ، به خودروهاي روي جاده نزديك تر شده بوديم . ناگهان آنها شروع به تير اندازي به طرف ما كردند و آتش خمپاره و پدافند خود را به طرف ما ريختند. با ديدن اين وضع نه تنها من ، بلكه بالگردهاي كبرا هم متوجه موضوع شدند و پي بردند كه نيروهاي دشمن در اين لباس پيشروي كرده اند.
بلافاصله آتش قهر هوا نيروز قهرمان ، بخشي از آنها را به كام خود كشيد و پس از پايان مهمات ، بالگردهاي كبرا به پايگاه برگشته و با چهار تيم آتش مجددآ وارد عمل شديم.
عصر همان روز جلسه اي در محل قرارگاه رمضان در كرمانشاه ، با حضور آيت الله هاشمي رفسنجاني تشكيل شد . در آن جلسه طرح عمليات سنگين عليه منافقين بررسي شد . لشكر 81 زرهي كرمانشاه ، تيپ 45 تكاور از نيروي زميني ارتش و يگان هايي از سپاه پاسداران از جمله لشكر تازه تاسيس ولي امر (عج) ، لشكر 27 محمد رسول الله (ص) ، تيپ نبي اكرم (ص) و تيپ مسلم بن عقيل ، مسئوليت نبردهاي زميني و نيروي هوايي و هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ، پوشش هوايي عمليات را عهده دار شدند.
در آن روز ، هواپيماهاي عراقي بارها شهر كرمانشاه را بمباران مي كردند تا از سازماندهي نيروهاي رزمنده ايراني جلوگيري كنند. صداي شكستن ديوار صوتي توسط هواپيماهاي عراقي ، جلسة مذكور را براي مدتي متوقف كرد.
نيروي هوايي هم از همان سپيده دم به ياري مدافعان پرداخته بود : هنوز آفتاب روز پنجم مرداد ماه طلوع نكرده بود كه دو فروند جنگنده اف 4 (فانتوم) نيروي هوايي از خطوط رزمندگان عبور كردند و ستون متوقف شده منافقين را به شدت بمباران كردند. در يك لحظه، ستون هاي دود و آتش از جبهة منافقين و غريو الله اكبر از بلنديهاي چهار زبر به آسمان رفت . بمباران چنان دقيق ومؤثر انجام شده بود كه تمام سازمان نظامي منافقين از هم فروپاشيد . چند لحظه بعد جنگنده هاي كبراي هوانيروز ، از چپ و راست ، انبوه نفرات و تجهيزات دشمن را مورد حمله قرار دادند.
در محور جادة قلاجه نيز نيروهاي لشكر 27 محمد رسول الله (ص) از سه راهي غرب اسلام آباد وارد نبرد شدند. آنها منافقين را دور زدند و تلفات سنگيني بر آنها وارد كردند . ديگر راه فرار براي منافقين بسته شده بود و نزديك به 5000 نيروي متجاوز در محاصرة تنگ رزمندگان گرفتار شده بودند .
ياد و خاطره تمامي رزمندگان سلحشور اين صحنه نبرد و بويژه شهيدان گلگون كفن را گرامي مي داريم.
منبع:ماهنامه ارتش جمهوری اسلامی ایران