ثبت نام |  ورود به سيستم |  نقشه سايت |  راهنما  
    
 
 
 
اتحاد ملی و انسجام اسلامی در قرآن كريم 
 
 
 
 
سال 1386 با هدف توجه جدی و تعمیق در بینش اجتماعی آن ، از سوی مقام معظم ولایت و رهبری نظام اسلامی به عنوان اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گذاری شده است .
ویژگیهای ممتاز کشور عزیز اسلامی ایران ، . خصوصیاتی مانند :
-        موقعیت استثنایی بین قاره ایی {تقاطع قاره ها}
-        انرژی و سوخت چند گانه { معادن نفت ، گاز، اورانیوم و ..}
-        پایگاه فکر و عقیده  ، اصول گرایی نوین و اندیشه  ضد کلنیالیستی { استعمار کهنه}
-        تقاطع استراتژیک جاده ابریشم قدیم و معبر کابل فیبر نوری نوین {غرب به شرق}
-        ژئوپلتیک کنترل و مهار روسیه ، چین و هند .
-        استعداد و نیروی انسانی با عظمت
-        توسعه و رشد یافتگی های حیرت آور و خیره کننده 
-        وسعت جغرافیایی و جمعیت فراوان
-        و...
طمع ، حسادت و حساسیت استکبار جهانی و عواملش ، علیه جمهوری اسلامی ایران را وسوسه انگیز و صد چندان نموده است .
از سوی دیگر  ابرقدرتهای اشغالگر و خون ریز،  همه روزه شاهد رسوایی ،  افشای ماهیت ستمگری و  استکباری ، تحقیر و گرفتاریهای مهلک خود از عراق تا لبنان و حتی تا قلب مغرب زمین هستند که بدون توجه به ماهیت رفتار تاریخی خود و تحول در افکار عمومی جهانی ، تمام ناکامی ها و پس رفتهای کنونی را به نحوی مرتبط با پیدایش نظام سیاسی اسلام و انقلاب اسلامی می دانند .  
در چنین شرایطی  برای به تحقیر این نظام از هیچ  تهدید ، تحریم ، تحریک ، تفرقه ، تجزیه ، تحقیر ، تخدیر و تضعیف ، ممکنی ، فروگذار نیستند .
البته به وعده ها و قدرت خداوند و قصص قرآن دل خوش داشته ایم که در طول تاریخ ستمگرانی بزرگتر از این ابر قدرتها و مستضعفینی کوچکتر از ما به یاری خداوند متحول و دگرگون شده اند .
یکی از ارکان اساسی اقتدار ، جامعه و مردم هستند که در صورت اتحاد و انسجام ،  بزرگترین استعداد برای افتخار آفرینی هستند .
یگانگی ، سازش ، آشتی و یکی بودن گروهی از مردم برای مقصد و مرام واحد ، که مجموعه ی مشترکی را تشکیل دهد ، به وحدت ملی تعریف می شود  . منظور از وحدت ،  موافقت و رضایت عموم مردم و یا اعضاء یک جامعه است که باوجود زبان ، نژاد ، مذهب ، آئین و رسوم متفاوت ، در موردی معین و خاص حاصل می گردد .
تنوع اقوام ، نژادها ، آداب ، ادیان و مذاهب در داخل کشور ، اقتضای ایجاد وحدت برای بهربرداری افتخارآمیز از این فرصت ملی ، به ویژه در شرایط کنونی  می نماید . 
نظم ، استحکام ، سهولت ویگانگی نیز معنایی برای انسجام است . که فقدان و خلاء آن در بین مردم مسلمان جهان موجب از هم گسیختگی و حتی تفرقه و تشتت تا فرریزی نظامهای سیاسی آنها گردیده است .
از جمله بدیهیات و مقتضیات پایداری ، رشد و توسعه یافتگی  و همچنین امنیت در برابر بیگانگان ، وحدت و انسجام ملتهاست ؛ در مقابل ، تجربه و عقل نشان مید هد که فقدان وحدت درجامعه موجب فقر، عقب ماندگی و حقارت ملتها می گردد . باوجود وحدت ، احتلافات بزرگ و کوچک داخلی نیز توسط خردمندان ملت حل و فصل می گردند ، در غیر این صورت و به ناچار باید سایه شوم بیگانه را تحمل کرد .
استعمار گران در تاریخ  معاصر معمولاً ترجیح داده اند تا برای بدست آوردن سرمایه وثروت یک کشور از روش تفرقه و سقوط { به دامن دلخواه } بهره مند گردند . گفته می شود انگلیسیها صدو سه سال قبل ( 1904م . 1283ش) بصورت میهمان ، یعنی بدون توپ و تانک و هواپیما ! و حتی کشتی ، بر شیوخ فلسطین ، که جزء قلمرو امپراطوری  عثمانی محسوب می شد ، وارد شدند ؛ با طرح و القاء یک پارامتر  کوتاه و مختصر غوغایی به پا کردند که نتیجه بی زحمت آن فروپاشی امپراطوری عثمانی گردید . بریطانیائیها گفتند : تعجب می کنیم که شما اعراب فلسطینی باقدمت بیش از 2700 سال عظمت تاریخی ، امروز تابعی از دولت ترکها هستید .! با طرح تحریک آمیز قومیت ترک و عرب در منطقه خاورمیانه عربی ، استعمار گر حقیری متلاشی شد ، ولی استعمار و استثمارگران غارتگری به این منطقه هجوم آورده اند که با تحریک ترک ، عرب ، کرد ، بلوچ  و پشتون ،  هر روز بر ویرانگری ، غارت وخونریزی های بی حساب افزوده می شود.
اصولاً می توان گفت که شکل گیری ملیت ، بقا ، دوام و عظمت آن ناشی از همین وحدت وانسجام است . به همین دلیل جهل ، هواهای حیوانی و شیطانی ، استبداد داخلی و استعمار خارجی بخشی از عوامل تخریب وحدت در بین ملت  محسوب می شوند .
هدف از ایجاد و جریان وحدت ، وحدت در ماهیت اشیاء ، وحدت در نوع ، وحدت در جنس ، وحدت در وضع مطابقی ، یا وحدت در اضافه نیست ؛ بلکه هدف وحدت در کیفیت { مشابهت}  و وحدت در کمیت {مساوات} است .
علي‌رغم وجود عوامل گوناگون تفاوت  در جامعه و تمايز يا حتی  اختلافاتی كه بين آنها حكم فرماست ، قرآن جامعه مطلوب و پسندیده خود را منسجم و متحد توصيه كرده است . اجتماع خود را همگرا، همگون، متشكل و عاري از هرگونه تفرقه و تشتت سفارش می کند .
بر اساس اين بينش و اعتقاد ، مسلمان موظف است كه وحدت و يكپارچگي را نخست در جامعه كوچكتر عملی و رفتاری ساخته ،  و سپس آنرا به سراسر جامعه گسترش و توسعه دهد .لازم است توجه کنیم که  يكي از فرايندهاي مهم در عبادات و فرايض جمعي اسلام مانند : نماز جماعت ، نماز جمعه و حج  دقیقاً با هدف ايجاد وحدت عظيم ملي پايه گذاري و فرمان داده شده است.
مبرهن است که مقصود از وحدت ادیان وحدانی و مذاهب اسلامي، دست برداشتن آنها از اعتقادات اختصاصي خود و يكي كردن اعتقادات نيست، مقصود از وحدت در نظام سیاسی اسلامي اين است كه در روابط اجتماعي ، سياسي ، نظامي ، اقتصادي و فرهنگي با يك ديگر هماهنگی داشته ؛ منسجم بوده و تابع مصالح عالي الهی {تئوکراسی} باشند . مایه تأسف است که دشمنان اسلام كمترين اختلافات ملی مسلمانان را فرصتی برای  بدترين تفرقه‌ها مي‌سازند در حالي‌كه در بين خود و اقمار خود بر سر كمترين مشتركات ائتلاف و اتحاد برقرار مي سازند . هدف از تفرقه افکنی استثمار گران ، تضعیف ، تحلیل و تحقیر استعداد و توان ملتها ، برای تصاحب وتصرف ثروت آنان است که از طریق نابودی وحدت و انسجام جامعه محقق می گردد.
خردمندی و هوشمندی رهبری جامعه مهمترین عامل در ایجاد و تعمیق اصل وحدت و انسجام در اجتماع است .
اهميت موضوع  وحدت و برادرى در ميان قبائل كينه توز عرب ما قبل اسلام ، از نظر دانشمندان و مورخان {حتى دانشمندان و مورخان غير مسلمان} مخفى نمانده و همگى با اعجاب فراوان از آن ياد كرده اند، به عنوان نمونه :
«جان ديون پورت « دانشمند معروف انگليسى در کتاب عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن ؛ مى نويسد:«...  محمد (صلی الله علیه وآله)  يك نفر عرب ساده ، قبائل پراكنده كوچك و برهنه و گرسنه كشور خودش را مبدل به - يك جامعه فشرده و با انضباط {متحد} نمود و در ميان ملل روى زمين آنها را با صفات و اخلاق تازه اى معرفى كرد، و در كمتر از سى سال ، اين طرز و روش امپراطور قسطنطنيه را مغلوب كرد، و سلاطين ايران را از بين برد. سوريه و بين النهرين و مصر را تسخير كرد و دامنه فتوحاتش را از اقيانوس اطلس تا كرانه درياى خزر و تا رود سيحون بسط داد.
حضرت امام خمینی (ره) می فرمایند : ... دستهایی درکار است که نگذارند اسلام تحقق پیدا بکند ... آنهایی که می خواهند از بلاد مسلمین بهره گیری کنند ، آنهایی که می خواهند ذخایر مسلمین را زیر یوغ سلطنت حودشان قرار دهند ، اینها کوشش کرده اند خودشان و عمالشان به اینکه تفرقه بین مسلمین ایجاد کنند ... دولتهای استعمارطلب ، دولتهایی که می خواهند ذخایر مسلمین را ببرند باوسیله های مختلف با نیرنگهای متعدد ، دول اسلامی را اغفال می کنند گا هی اسم شیعه و سنی ، گاهی به اسم عرب و فارس و چه و چه اختلاف  ایجاد می کنند . وقتی این رهبر اسلامی می فرمایند :« اسلام آمده تا تمام ملل دنیا را ، عرب را ، عجم را، ترک را ، فارس را ، همه را باهم متحد کند ویک امت اسلام در دنیا برقرار کند » ، آشکارا تحلیل می شود  که ترویج حس ملی گرایی { ملت عرب ، ملت کرد ، ملت ترک ، ملت فارس} در راستای تقابل و تضاد با وحدت اسلامی و عمومی است . طبیعی است که استعمار گران  ملتهای کوچک را آسان تر به سلطه خود و تحت الحمایه خود می کشند . اقوام کوچک با پای ملتمسانه خود از استثمار گران تقاضای نوکری می کنند .
با تمام گفتگوهايى كه درباره اثر اعجاز آميز اتحاد در پيشرفت اهداف اجتماعى و سربلندى اجتماعات گفته شده است ، مى توان گفت هنوز اثر واقعى آن شناخته نشده است .
اگر درست فكر كنيم مى بينيم که نتیجه اين قدرت عظيم چيزى جز بهم پيوستن قدرتهاى ناچيز و کوچک ، به مثابه دانه هاى باران است که با بهم پیوستن موجب پیدایش دریای با عظمت و قابل بهره برداریی خواهند شد که حیات بشریت به آن بستگی پیدا می کند و دراین صورت است که به اهميت اتحاد و كوششهاى دسته جمعى انسانها واقف مى شويم .
تکرار و تأكيد قرآن ، درموضوع  اجتناب از تفرقه و تشتت ، دلالت بر اين دارد که اين حادثه محقق الوقوع است یعنی در آينده به وقوع خواهد پيوست .
پيامبر اسلام (ص) نيز اين حقیقت تلخ را پيش بينى فرموده بودند ؛ حضرت صريحا به مسلمانان خبر داد كه : ... قوم يهود بعد ازحضرت  موسى (ع) 71 فرقه شدند و مسيحيان پس از حضرت عیسی (ع) 72 فرقه و امت من بعد از من 73 فرقه خواهند شد .
البته احتمالاً عدد 70 اشاره به كثرت است و به اصطلاح « عدد تكثيری» است نه « شمارشى « يعنى در ميان يهود يك طايفه بر حق بودند وطوائف زيادى بر باطل ، در ميان مسيحيان طوائف باطل فزونى گرفتند و حق همچنان در يك طايفه بود، و در ميان مسلمانان نیزاختلافات باز هم فزونى خواهد گرفت درحالیکه گروه حق همچنان در يك دسته خواهد بود  .
بدين ترتيب اتحاد و وحدت كه رمز مجرب موفقيت مسلمانان درصدر اسلام  بود  تدریجاً و در پاره ایی از موارد به تفرقه و اختلاف مبدل گشت ، در نتيجه زندگى سعادتمندانه آنان به يك زندگى حقارت  بار تبديل شد، و عظمت ديرين خود را از دست دادند.
برای تحقق وحدت در جامعه ، همواره چند موضوع مهم باید رعایت و چند گام اساسی  باید برداشته شود :
1-    سعی و کوشش برای ترویج و تشویق آرمانها و ارزشهای دینی واصول مقدس در بین مردم 
2-    احترام به خرده فرهنگها و حفظ جایگاه آنها در سایه فرهنگ واحد و متعالی الهی
3-    سعی و تلاش در جهت تبلیغ و گسترش عدالت در جامعه و تقلیل فاصله طبقاتی مردم
4-    جهل زدایی ، تقویت و توسعه دانش و بینش عمومی
5-    پرهیز از هرگونه تساهل و تسامح و رعایت رأفت و محبت ، هریک در جای خود
6-    تأکید و تقویت مشترکات فکری و اعتقادی جامعه
7-    اطلاع رسانی و فرهنگ سازی مستمر از طریق مبادی فرهنگی
8-    نظارت و کنترل بر رفتار ونشر مسمومات غیر خودیها
 
وحی خالص و ناب الهی ، بهترین منشور برای امر مهم و حدت ملی {ناس} و انسجام مسلمین { مؤمنین} می باشد . مفید است تا در این استراتژي به نکات و ابعادی از آن در قرآن مجد آفرین توجه کنیم :
 فَاَزَلَهُمَا الشَّیطَانُ عَنهَا فَاَخرَجَهُمَا مِمَّا کَانَا فیهِ وَقُلنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوُّ وَلَكُمْ فِى الاَْرْضِ مُسْتَقَرُّ وَمَتَعٌ إِلَى حِينٍ . (بقره 36)
پس شيطان آن دو را به لغزش انداخت وآنان را از باغى كه در آن بودند، خارج ساخت و {در اين هنگام به آنها} گفتيم : فرود آييد. در حالى كه بعضى شما دشمن برخى ديگر است و براى شما در زمين قرارگاه و تا وقتى معيّن بهره و برخوردارى است .
نكته ها:
 
1- اطاعت از شيطان ، عامل سقوط انسان است .« فَاَزَلَهُمَا الشَّیطَانُ »
2- شيطان براى ايجاد لغزش ، دست به هر نوع تاكتيك روانى وتبليغاتى زد، از جمله : « فَاَزَلَهُمَا الشَّیطَانُ»
     الف : براى آدم و حوّا سوگند ياد كرد. «قاسمهما»
     ب : قيافه ى خيرخواهانه به خود گرفت و گفت : من از خيرخواهان شما هستم . « انّى لكما لمن النّاصحين »
     ج : وعده ابديّت داد، كه اگر اين گياه را بخوريد، زندگى و حكومت ابدى خواهيد داشت . « شجرة الخلد و ملك لا يبلى »
     د: دروغ گفت و به ذات حقّ تهمت زد. « مانهيكما ربّكما عن هذه الشجرة الا ان تكونا ملكين او تكونا من الخالدين ».
3- خطر شيطان ، براى بزرگان نيز هست . او به سراغ آدم و حوّا آمد. « فاَزلّهما»
4- هر انسانى به خاطر استعدادها و لياقت هايى كه دارد مثبت ، خیراندیش وبهشتى است ، ولى اختلاف ها او را سقوط مى دهد. «فاخرجهما»
5- بهره مندی و ماندگاری در قرارگاه زمین ، منوط به حفظ وحدت است . « فَاَخرَجَهُمَا... بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوُّ»
6- سقوط و نابودی بشر به جهت اختلافات و تفرقه افکنی های  او  تحت نفوذ شيطان است . « فازلّهما الشيطان ... فاخرجهما»
7- موقتی بودن زندگى در دنيا، هشداری است برای نزاع کنندگان و اختلاف انگیزان  . « الى حين »
 
                                                      *    *    *
 
كانَ النَّاس أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَث اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشرِينَ وَ مُنذِرِينَ وَ أَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَب بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَينَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَف فِيهِ إِلا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَت بَغْيَا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدِى مَن يَشاءُ إِلى صِرَطٍ مُّستَقِيمٍ . (بقره 213)
مردم {در آغاز} يك دسته بودند، {و تضادى در ميان آنها وجود نداشت . بتدريج جوامع و طبقات گوناگون پديد آمد و اختلافات و تضادهايى در ميان آنها پيدا شد، در اين حال} خداوند، پيامبران را برانگيخت ، تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسمانى ، كه به سوى حق دعوت مى كرد، با آنها نازل نمود، تا در ميان مردم ، در آنچه اختلاف داشتند، داورى كند. {افراد با ايمان ، در آن اختلاف نكردند} تنها {گروهى از} كسانى كه كتاب را دريافت داشته بودند، و نشانه هاى روشن به آنها رسيده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگرى ، در آن اختلاف كردند. خداوند، آنهايى را كه ايمان آورده بودند، به حقيقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش ، رهبرى نمود. و خداوند ، هر كس را بخواهد، به راه راست هدايت مى كند.
 
نکته ها:
 
1- وحدت لازمه جامعه همه انسانها ست . « كانَ النَّاس »
2- تحقق ، استقرارو انهدام وحدت محتاج زمان است . « كانَ .. فَبَعَث » 
3- بدون تردید رابطه دين و جامعه سیاسی بشر، ناگسستنى هستند . « كانَ النَّاس أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَث اللَّهُ »
4- هدف ازفرستادن دين برای بشر، رفع اختلافهاى فطرى و غير فطرى نیز بوده است . « فبعث اللّه النبيّين ... معهم الكتاب »                                                                                                                                                       5- كثرت وازدياد سليقه های گوناگون نا پایدار، موجب اختلافات و نزاع می گردد. « لما اختلفوا فيه »                                                                                               6- استقرار وحدت مستلزم فرهنگ سازی است . « نَّبِيِّينَ مُبَشرِينَ وَ مُنذِرِينَ وَ أَنزَلَ»
7- قانون والزامات بشرى ، قادر بر استقراروحدت وحل اختلافات نيستند. « فبعث اللّه النبيّين ... معهم الكتاب »
8- شرایطی برای وحدت لازم است كه مصون از خطا باشد و از هوا وهوس واغراض شیطانی منزه باشد . « فبعث اللّه النبيّين ... معهم الكتاب »
9- بشارت ، مژده و هشداربرای استقرار وحدت بسیار مؤثر مى باشد. « مبشّرين ومنذرين ... ليحكم بين النّاس»
10- قرآن کتابی است که راه حل هرنوع اختلاف و تفرقه را از درون آن می توان یافت . « أَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتاَبَ .. فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ »
11- به جهت ضرورت و اقتضاء ، ایجاد و جریان وحدت ازمأموریتهای مشترک تمامی انبیاء بوده است . « ليحكم ... فيما اختلفوا»
12- بدترين نوع اختلاف ، اختلاف آگاهانه اى است كه ازروی حسادت وظلم بوجود مى آيد. « ما اختلف فيه ... من بعد ما جائتهم البيّنات بغيا بينهم »
13- خداوند نور هدایت خود را ازکافران می گیرد ولی اختلاف کنندگان را سرکوب و مجازات می کند . « ما اختلف فيه ... من بعد ما جائتهم البيّنات بغيا بينهم »
14- اختلاف برای سرکوب و مجازات تفرقه افکنان بلا اشکال است . « إِلا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَت »
15- در بين مؤ منان نیز اختلاف ایجاد مى شود، ولى در پرتو اعتقادات رفع احتلاف می شود. « فهدى اللّه ... لما اختلفوا فيه »
16- با قضاوت منصفانه و عادلانه تفرقه مهارشود تا اتحاد مستقر گردد . « لِيَحْكُمَ بَينَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا»
17- با اختلاف افکنان باید برخورد شده و مؤاخذه شوند . « لِيَحْكُمَ بَينَ النَّاسِ » 
18- عامل اختلاف و نزاع درونی مذاهب ،آميختن آن با جهل ، خرافات و تعصبهاى كوركورانه است . « فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ »
19- صراط مستقيم ، پايان دهنده اختلافات است .« اختلفوا... يهدى ... صراط مستقيم »
20- وحدت تحمیلی شدنی است ولی فاقد ارزش است . « وَ اللَّهُ يَهْدِى مَن يَشاءُ إِلى صِرَطٍ مُّستَقِيمٍ » و « وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لجََعَلَهُمْ أُمَّةً وَحِدَةً ولکِن ؛ شوری  8»
 
                                                      *    *    *
 
وَ اعْتَصِمُوا بحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَت اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّف بَينَ قُلُوبِكُمْ فَأَصبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَ كُنتُمْ عَلى شفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنهَا كَذَلِك يُبَينُ اللَّهُ لَكُمْ ءَايَتِهِ لَعَلَّكمْ تهْتَدُونَ . (ال عمران  103)
و همگى به ريسمان خدا { رشته یا سیر واحد که منظور از آن قرآن ومعارف الهی است} چنگ زنيد، و پراكنده نشويد! و نعمت {بزرگ } خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركت نعمت او، برادر شديد! و شما بر لب حفره اى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد؛ اين چنين ، خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى سازد، شايد هدايت شويد.
 
نکته ها:
 
 
1- ایجاد وحدت و دورى از تفرقه، يك مأموریت یا وظيفه‏ى الهى است. « واعتصموا»
2- ریسمان تمثیل یک جریان محکم از طریق رشته های متعدد ولی درهم تنیده شده در مسیر واحد است . « بِحَبلِ »
3- محور وحدت بايد معارف خالص الهی باشد، نه نژاد، زبان، ملّيت، و... . «بحبل اللّه»
4- تفرقه و تشتت ننگ و نهی اخلاقی و اجتماعی است . « لا تَفَرَّقُوا »
5- وجود وحدت و حذف تفرقه یک نعمت ارزشمند الهی است . « نِعْمَت اللَّهِ عَلَيْكُمْ »
6- از بركات و خدمات اسلام غافل نشويد. « اذ كنتم اعداء فالّف بين قلوبكم»
7- یادآوری تلخی ها و هرمان ناشی ازتفرقه و اختلاف . « اذ كنتم اعداء فالّف بين قلوبكم »
8- وحدت ذهنی ، شعاری، تخیلی ، تحمیلی و تشریفاتی کافی و مؤثر نیست . « فالّف بين قلوبكم »
9- وحدت شکلی نه ! ایجاد برادری همراه با الفت و صمیمیت . « بِنِعمَتِهِ اِخواناً »
10- وحدت، عامل اخوّت است. « فأصبحتم بنعمته اخواناً»
11- وجود اتّحاد، نعمت بامدادی ، آغازین و طلوع  یا فرصت در زندگی است. «فاصبحتم بنعمته»
12- تفرقه و عدوات، پرتگاه و گودال آتش است. « شفا حفرة من النار»
13- نعمت‏هاى خداوند ،آيات او هستند. «واذكروا نعمت اللّه...يبين اللّه لكم آياته»
14- يادآورى نعمت‏هاى الهى عامل عشق و زمينه‏ساز هدايت است. «واذكروا نعمت اللّه... لعلكم تهتدون»
 
                                                                                          ***                                                                                        
 
وَ لا تَكُونُوا كالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّناَت وَ أُولَئك لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ . (ال عمران  105)
و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند، {آن هم} پس از آنكه نشانه هاى روشن {پروردگار} به آنان رسيد! و آنها عذاب بسیار بزرگى دارند.
 
نکته ها :
 
1- تجربه تلخ تاريخِ اختلافات پيشينيان، پند آموزاست . «و لاتكونوا كالّذين...»
2- تفرقه ، تشتت  ونفاق ، خروج از دین و آئین اسلامی بوده و ورود در آئین اغیاراست . «و لاتكونوا كالّذين...»
3- تفرقه و اختلاف ، نافی وحدت اجتماعی است . « واختلفوا »
4- ريشه‏ى اختلافات غرائز ، هوس‏، بغض ، عداوت و.. است. « واختلفوا من بعد ما جائهم البينات»
5- اختلاف ، تفرقه و فقدان وحدت ، موجب ناپایداری وسقوط  قدرت در جامعه مى‏شود . « واختلفوا... لهم عذاب » 
6- مجازات و عقاب پس از بیان عین عدالت است . « واختلفوا من بعد ما جائهم البينات ... لهم عذاب »
7- مهمترین نتيجه اختلاف ، ذلت و خوارى است . « واختلفوا... لهم عذاب »
8- سر ذلت وخوارى هر ملت را در اختلاف و تفرقه  آنان بايد جستجو كرد، چون سرزمين آنان براى هميشه جولانگاه بيگانگان و قلمرو حكومت استعمارگران خواهد بود، راستى چه عذاب بزرگى است ! « واختلفوا... لهم عذاب »  
9- اختلاف ، تفرقه و فقدان آرامش ، موجب گرفتاری در دنیا و نيز عقوبت جهنّم  درقيامت  مى‏ گردد.« لهم عذاب عظيم»
10- نتيجه فورى اختلاف و تفرقه ، سقوط ، حقارت ، ذلت و خوارى دردنیاست وثمره اخروی آن عقوبت و مجازات است . « وَ أُولَئك لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ »   
 
                                                                                          ***                                                                                        
 
فَمَا لَكمْ فى المُْنَافِقِينَ فِئَتَينِ وَ اللَّهُ أَرْكَسهُم بِمَا كََسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَن تَهْدُوا مَنْ أَضلَّ اللَّهُ وَ مَن يُضلِلِ اللَّهُ فَلَن تجِدَ لَهُ سبِيلاً . (نساء 88)
چرا درباره منافقين دو دسته شده ايد! {بعضى جنگ با آنها را ممنوع و بعضى مجاز مى دانيد} در حالى كه خداوند به خاطر اعمالشان {افكار} آنها را به كلى وارونه كرده است ، آيا شما مى خواهيد كسانى را كه خداوند {بر اثر اعمال زشتشان} گمراه كرده هدايت كنيد!! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند راهى براى او نخواهى يافت .
 
نکته ها:
 
1- با وجود رهبرى پيامبرگونه ، تشتت و تفرقه ناپسند است . « فمالكم ...»
2- مهمترین خواسته منافقین ایجاد تفرقه و تشتت در طایفه منسجم است . « المُْنَافِقِينَ فِئَتَينِ »
3- براى برخورد با تفرقه افکنی منافقان ، قاطعيّت و يكپارچگى لازم است . « فمالكم ...فئتين »
4- عامل تفرقه ، هلاکت وسقوط انسان ، اعمال خود اوست .« اركسهم بما كسبوا»
5- تفرقه افکنان هدایت پذیر نیستند . « أَ تُرِيدُونَ أَن تَهْدُوا مَنْ أَضلَّ »
6- تفرقه افکنی پرشدن پيمانه ى خطاها ست ، دراین صورت قهر خدا حتمى است . « ومن يضلل اللّه فلن تجد له سبيلاً»
7- كسى كه طبق نظام قانونمند الهى بخاطر عملكردش از گردونه خارج شد، حتى تو كه پيامبرى راهى براى نجاتش نمى يابى . « فلن تجد له سبيلا»
 
                                                                                          ***                                                                                        
 
جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْت الْحَرَامَ قِيَماً لِّلنَّاسِ وَ الشهْرَ الْحَرَامَ وَ الهَْدْى وَ الْقَلَئدَ ذَلِك لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الاَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِكلِّ شىْءٍ عَلِيمٌ . (مائده  97)
خداوند، كعبه ، بيت الحرام ، را وسيله اى براى سامان بخشيدن به كار مردم قرار داده و همچنين ماه حرام و قربانيهاى بينشان و قربانيهاى نشاندار، اينگونه احكام {حساب شده و دقيق} به خاطر آن است كه بدانيد خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ميداند و خداوند به هر چيزى دانا است .
 
نکته ها:
 
1- کعبه محور واحد اجتماع همه انسانها و علامت وحدت است . « جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ ... قِيَماً لِّلنَّاسِ» 
2- حج ، مايه ي وحدت ، ثبات و قوام است . « قياما للناس »
3- شکل گیری و انسجام مردم ، مستلزم تجمّع ، وحدت و امنیت است . « الْبَيْت الْحَرَامَ قِيَماً لِّلنَّاسِ »
4- سیاستگذاری وقانونگذاري برای وحدت حق اوست که از تمام هستي آگاه باشد. « يعلم ما في السماوات و ما في الارض»
5- مسجد و مسلخ ، وسيله ایي برای استقراروقوام دين و دنياي مردم{وحدت} است . « الكعبه... الهدي و القلائد»
6- حجّي كه سبب وحدت و انسجام مسلمانان نباشد عبادت مقبول نيست . « الكعبه... قياما للناس »
7- اگر معارف حقیقی درجامعه اقامه گردد، زمينه ي خداشناسي در آن رشد مي كند. « قياما... لتعلموا ان اللّه ...»
 
                             *              *              *
 
وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسولَهُ وَ لا تَناَزَعُوا فَتَفْشلُوا وَ تَذْهَب رِيحُكمْ وَ اصبرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصّابِرِينَ . (انفال  46)
و اطاعت {فرمان} خدا و پيامبرش نمائيد و نزاع {و كشمكش} مكنيد تا سست نشوند و قدرت {و شوكت و هيبت} شما از ميان نرود و استقامت نمائيد كه خداوند با استقامت كنندگان است .
 
نکته ها:
 
1- مبارزه مسلمانان، بايد تحت فرماندهى رهبر مسلمين و به فرمان خدا و رسول {و جانشينان بر حقّ} او باشد. «اذا لقيتم فئة فاثبتوا... و اطيعوا اللّه و رسوله»
2- قانون و رهبر الهى، محور وحدت است. «اطيعوا اللّه و رسوله» ؛ «اطيعوا»، به قوانين الهى و «رسوله» به رهبر آسمانى اشاره دارد.
3- رهبر الهى و قانون ، محور وحدت هستند از آنها عبور نکنید {افراط و تفریط نکنید}. «اطيعوا اللّه و رسوله» ؛ « وَ كَذَلِك جَعَلْنَكُمْ أُمَّةً وَسطاً ؛ بقره 143»
4- نزاع، شما را از درون پوك ساخته و از بيرون، بى‏آبرو مى‏كند. «فتفشلوا و تذهب ريحكم» (در طول تاريخ، چه ضعف‏ها و شكست‏هايى كه به خاطر عمل نكردن به اين آيه، نصيب مسلمانان شده است!)
5- از پراكندگى و نزاع بپرهيزيد « و لا تنازعوا».
6- كشمكش ، نزاع و اختلاف مجاهدان در برابر دشمن نخستين اثرش سستى و ناتوانى و ضعف در مبارزه است  . « فتفشلوا».
7- نتيجه اين سستى و فتور از ميان رفتن قدرت ، هيبت و عظمت شماست  . « و تذهب ريحكم ».
8- استقامت در برابر دشمنان و در مقابل فتنه و نفاق بیگانگان ، موجب وحدت و اقتدار می گردد . «و اصبروا ان الله مع الصابرين »
9- در اطاعت وحفظ وحدت، پايدار باشيم و اگر چيزى بر خلاف ميل ما بود، يا بر خلاف ميل ما عمل شد، صبور باشيم و يكديگر را تحمّل كنيم. «واصبروا»
10- ايمان به اينكه خداوند با صابران است، انسان را به پايدارى ووحدت سوق مى‏دهد. «واصبروا انّ اللّه مع الصابرين»

                                                      *    *    *
 
وَ مَا كانَ النَّاس إِلا أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْ لا كلِمَةٌ سبَقَت مِن رَّبِّك لَقُضىَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يخْتَلِفُونَ . (یونس  19)
و {در آغاز} همه مردم امت واحدى بودند سپس اختلاف كردند، و اگر فرمانى از طرف پروردگار تو {درباره عدم مجازات سريع آنان} نبود، در آنچه اختلاف داشتند ميان آنها داورى مى كرد.
 
نکته ها:
 
1- اصل در حیات بشری واحدت و اخوت بود . « ما كانَ النّاس الاّ امّة واحِدة » و« إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واَحِدَةً ؛ انبیاء 92» و « وَ إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكمْ أُمَّةً وَاحِدَةً ؛  مومنون  52» و « وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لجََعَلَهُمْ أُمَّةً وَحِدَةً ؛ شوری  8»
2- انسان از همان آغاز، زندگى اجتماعى داشته است. « امّة »
3- اختلاف در عقيده و عمل، تبعات و پیامدهایی در جوامع بشرى دارد. « امّة واحدة فاختلفوا»
4- مهلت دادن به خطا کاران ، از شئون ربوبيّت الهى است. « سبقت من ربّك»
5- سنّت الهى، مهلت دادن به افراد براى انتخاب وعمل است. « لولا كلمة... لقضى»
6- داوری خداوند ، عقوبت ونابودی باطل است ازسوی دیگرآزادی، انتخاب و تجربه  باعث مهلت زیستن  تا مدتى معين عمر « لَقُضىَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يخْتَلِفُونَ » و « و ما تفرقوا الا من بعد ما جاءهم العلم بغيا بينهم و لو لا كلمة سبقت من ربك الى اجل مسمى لقضى بينهم »

                                                      *    *    *
 
 وَ لَوْ شاءَ رَبُّك لجََعَلَ النَّاس أُمَّةً واَحِدَةً وَ لا يَزَالُونَ مخْتَلِفِينَ. (هود  118)
و اگر پروردگارت مى خواست همه مردم را امت واحده {بدون هيچگونه اختلاف} قرار مى داد، ولى آنها همواره مختلفند.
 
پیام آیه :
 
 در قرآن مجيد، بارها به مسئله ى آزادى انسان ها در انتخاب راه و عقيده اشاره شده است . يعنى با اينكه خداوند مردم را به سوى کامل ترین آئین  هدايت مى فرمايد، امّا هرگز در اين راه اجبارایجاد  نمى كند و به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز حقّ مجبور كردن مردم را نداده است ، بلكه فقط از آن حضرت خواسته است تا  مردم را برای یافتن راه  هدایت متذكّر گردد ،  و راه را به آنان يادآورى نمايد «انّما انت مذكّر، لست عليهم بمصيطر{غاشیه 21» بنابراين ، خداوند راه تقوى و فجور را به نحوى كه فطرت انسان خوبى ها و بدى ها را از درون درك كند، الهام مى فرمايد، و از بيرون هم انبياء عليهم السّلام را براى راهنمايى مى فرستد و اين خود انسان است كه با اراده و اختيار كامل راه خويش را برمى گزيند.

 نكته ها : 

1-  سنّت الهى در آفرينش انسان ، بر اساس آزادى و انتخاب عقايد و افكار است. «لو شاء ربّك لجعل الناس امة واحدة »
2-  خواست خداوند، قابل تخلّف نيست .«لوشاء ربّك لجعل»
3-  در هيچ زمانی به دلیل اصل آزادی ، مردم يكدست نبوده اند. «ولايزالون مختلفين»
4-  دليل اختلاف مردم ، قدرت اختیار وآزاد بودن آنان است . «لو شاء... ولايزالون مختلفين»
5- علت اختلاف مردم ، گاهی قبایل و نژاد آنهاست تا اختیاراً به معرفت برسند . «ولايزالون مختلفين» و « شعوباً وقبائلَ لتعارفوا ؛ حجرات 13» 
6- وحدت اجباری و قهری فاقد کارآیی و ارزش است . «لو شاء... ولايزالون مختلفين»
7- اتحاد اختیاری و اکتسابی است ، افتخاربه احیای فطرت است . «لو شاء... ولايزالون مختلفين»
8- اصل اختلاف غریزی است ، انسانها همواره با هم اختلاف دارند . « مختلفين »

                                                      *    *    *
 
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فى الاَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعاً يَستَضعِفُ طائفَةً مِّنهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَ يَستَحْىِ نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ . (قصص  4)
فرعون برتريجوئى در زمين كرد و اهل آنرا به گروههاى مختلفى تقسيم نمود، گروهى را به ضعف و ناتوانى مى كشاند، پسران آنها را سرمى بريد و زنان آنها را {براى كنيزى} زنده نگه مى داشت ، او مسلما از مفسدان بود.
 
نکته ها:
 
1- تاریخ پیشینیان و شناخت احوال جوامع ، برای پند گرفتن ، مفید و لازم است. «اِنّ فرعون...»
2- در شناخت نظام‏ها، اشخاص مهم نيستند، بلكه عملكردها اهميّت دارند. «انّ فرعون علا فى الارض» {عنوان  فراعنهو نه نام یک فرعون مانن رمسیس، به‏ جهت عملكرد استكبارى ومتجاوزانه آنهاست}
3- استكباّر و گردنكشى، زمينه‏ى هر نوع فساد و جنایت است. «علا فى الارض... يستضعف... يذبّح...»
4- اختلاف افکنی و تفرقه اندازى، بارزترين اهرم سلطه مستكبرين بر مردم است. «جعل اهلها شيعا» {تا زمانی که مردم اتّحاد و همبستگى داشته باشند، طاغوت‏ها قدرتى ندارند و نمى‏توانند كارى از پيش ببرند.}
5- تفرقه وتشتت ، مقدّمه‏ى خواری و ذلّت‏پذيرى است. ابتدا مردم گروه‏گروه و متفرّق مى‏شوند سپس به حقارت كشيده مى‏شوند. « شيعاً يستضعف»
6- اختلاف افکنی و دیگرخلاف های كارگزاران، به پاى حاكم و نظام نيز حساب مى‏شود. در اين آيات تمام جنايات ياران فرعون، به شخص او نيز نسبت داده شد.« جعل، يستضعف، يذبّح»
7- تفرقه افكنى مقدمه هرج و مرج و كشتار است. « شيعاً... يذبّح»
8- اختلاف افکنی و تفرقه در زمره و ردیف قتل یا كشتن وفساد، قرار گرفته است. « يذبّح.. المفسدين»
9- سياست‏گذار و دستوردهنده نيز عامل و فاعل جرم شناخته مى‏شود. «انّ فرعون... يستضعف، يذبّح، يستحيى»
10- اختلاف انگیزان و تفرقه افكنان مفسدند. « كان من المفسدين»
* مردم مصر در نگاه اول به دو گروه مشخص تقسيم شده بودند : قبطيان ؛ كه بوميان آن سرزمين بودند، و تمام وسائل رفاهى و كاخها و ثروتها و پستهاى حكومت در اختيار آنان بود. و سبطيان  ؛ يعنى مهاجران بنى اسرائيل كه به صورت بردگان و غلامان و كنيزان در چنگال آنها گرفتار بودند و فقر و محروميت ، سراسر وجودشان را فرا گرفته بود و سختترين كارها بر دوش آنها بود، بى آنكه بهره اى داشته باشند.
 
                                                      *    *    *
 
وَ لَوْ لا أَن يَكُونَ النَّاس أُمَّةً وَحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتهِمْ سقُفاً مِّن فِضةٍ وَ مَعَارِجَ عَلَيهَا يَظهَرُونَ . (زخرف  33)
اگر تمكن كفار از مواهب مادى سبب نمى شد كه همه مردم امت واحد گمراهى شوند ما براى كسانى كه كافر مى شدند خانه هائى قرار مى داديم با سقفهائى از نقره و نردبانهائى كه از آن بالا روند!
 
نکته ها:
 
1- در دادن‏ها و گرفتن‏ها بايد مراعات ظرفيّت جامعه بشود. « لولا... لجعلنا...»
2- امّت واحده‏اى ارزش دارد كه درطریق حق و ايمان باشد نه ستم و فساد. « لولا ان يكون الناس امّة واحدة»
3- وحدت و اتحاد  ستمگران و ستمگری ارزش معنوی ندارد . « أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ»
4- لطمه و تخریب وحدت ستمگران معصیت و خطا نیست . « أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ »
5- حق بودن به ثروت و قدرت مادی نیست . « لِبُيُوتهِمْ سقُفاً مِّن فِضةٍ »
6- گاهی ثروت و قدرت مادی سبب تفرقه و فتنه می گردد . « لِبُيُوتهِمْ سقُفاً مِّن فِضةٍ »
7- ثروت، نشانه‏ى عزّت در نزد خداوند نيست. « لجعلنا لمن يكفر بالرّحمن لبيوتهم سقفاً من فضّة»
 
                                                      *    *    *
 
إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَّستَ مِنهُمْ فِى شَىْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بمَا كانُوا يَفْعَلُونَ . (انعام  159)
كسانى كه آئين خود را پراكنده ساختند و به دسته جات گوناگون {و مذاهب مختلف} تقسيم شدند هيچگونه ارتباطى با آنها ندارى ، كار آنها واگذار به خدا است پس خدا آنها را از آنچه انجام مى دادند با خبر مى كند.
 
نکته ها:
 
1- القاء التقاط و بدعتهای اعتقادی نیز تفرقه افكني است . « إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينهُمْ » 
2- از عوامل تفرقه و جدايي ، تغيير و تحريف در مكتب است . « ان ّالّلذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعا»
3- ابراز انحرافات فکری و اعتقادی در بین عوام ، آزادی بیان نیست بلکه تفرقه افکنی است . « فَرَّقُوا دِينهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً »
4- پذیرش بخشی از معارف ديني و انکار بعضی دیگر، نوعی تفرقه افکنی است . « ان ّالّلذين فرّقوا دينهم» {نؤمن ببعض و نکفر ببعض!}
5- همکاری با منحرفین و التقاطیون ، مباشرت و همکاری با تفرقه افکنان است . « لَّستَ مِنهُمْ فِى شَىْءٍ »
6- با آنان كه مجموعه ي معارف اسلام را قبول ندارند، همكاري نكنید آنان از امّت شما محسوب نخواهند شد. « لست منهم في شي ء »
7- منحرفین تفرقه افکن مورد تهديد خداوند هستند. « انّما امرهم الي الله »
8- تفرقه افكني در معارف دين ، نوعي شرك است . « فرّقوا دينهم ... لست منهم في شي ء » در آيات 32 و 33 روم آمده است . « ولا تكونوا من المشركين . من الّذين فرّقوا دينهم » از مشركين نباشيد همان كساني كه در دين خود تفرقه به وجود آوردند.
 
                                                      *    *    *
 
قُلْ أَ غَيرَ اللَّهِ أَبْغِى رَبًّا وَ هُوَ رَبُ كلِّ شَىْءٍ وَ لا تَكْسِبُ كلُّ نَفْسٍ إِلا عَلَيهَا وَ لا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلى رَبِّكم مَّرْجِعُكمْ فَيُنَبِّئُكم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ . (انعام  164)
بگو آيا غير خدا، پروردگارى بطلبم در حالى كه او پروردگار همه چيز است ، و هيچكس جز براى خود عملى انجام نمى دهد و هيچ گنهكارى گناه ديگرى را متحمل نمى شود سپس بازگشت شما به سوى پروردگارتان است و شما را به آنچه در آن اختلاف داشتيد خبر خواهد داد.
 
نکته ها:

1- در برابر منكران و مشركان ، موضع بر حق ّ خود را قاطعانه اعلام كنيم . « قل أغير الله »
2- وجدان بيدار، بهترين پاسخ دهنده به سؤالات دروني است . « أغير الله أبغي »
3- استفهام انکاری . « أغير الله أبغي »
4- خداوند يگانه ، پروردگار دنیا و آخرت  است . « و هو رب ّكل ّل شي ء »
5- كفر، اختلاف ، فساد و خیر و نيكي مردم  ، ضرر ونفعی  به خدا نمي زند، بلكه دامنگير خودشان مي شود. « لا تكسب كل ّ نفس الاّ عليها»
6- انسان در پيشگاه خداوند مسئول اعمال خود است . « لا تزر وازره وزر اخري »
7- برپايي قيامت و بازخواست انسان ، هشداری است برای پرهیز از اختلاف افکنی . « ثم ّ الي ربّكم مرجعكم »
8- سرانجام دنيا انسانها پاياني زود هنگام دارد. « ثم ّ الي ربّكم مرجعكم » و سرانجام به حقّانيت آنچه لجوجانه اختلاف افکنی كرده ايم ، آگاه خواهيم شد. « فينبّئكم بما كنتم فيه تختلفون »
 
                                                      *    *    *
 
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصلِحُوا بَينَ أَخَوَيْكمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكمْ تُرْحَمُونَ . (حجرات  10)
مؤ منان برادر يكديگرند، بنابراين ميان دو برادر خود صلح برقرار سازيد، و تقواى الهى پيشه كنيد تا مشمول رحمت او شويد.
 
نکته ها:
 
1- رابطه‏ى مؤمنان با يكديگر برادرانه است « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » ، از جمله:
     الف: دوستى دو برادر، عميق و پايدار است.
     ب: دوستى دو برادر، متقابل است، نه يك سويه.
     ج: دوستى دو برادر، بر اساس فطرت و طبيعت است، نه جاذبه‏هاى مادى و دنيوى.
     د: دو برادر در برابر بيگانه، يگانه‏اند وبازوى يكديگر.
     ه: اصل و ريشه دو برادر يكى است.
     و: توجّه به برادرى ميايه گذشت و چشم‏پوشى است.
     ز: در شادى او شاد و در غم او غمگين است.
     * امروزه براى اظهار علاقه، كلمات رفيق، دوست، هم شهرى و هم وطن بكار مى‏رود، امّا اسلام كلمه برادر را بكار برده كه عميق‏ترين واژه‏هاست.
2- اخوّت و برادرى از مبانی وحدت است . « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »
3- براى اقامه وحدت دربین افراد و جامعه بايد مبناى فكرى و اعتقادى آنان را اصلاح كرد. « الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصلِحُوا »
4- طرح برادرى واُخوّت وبكارگيرى اين واژه، از ابتكارات اسلام به منظور ایجاد انسجام اسلامی است. « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »
{ معروف است که در صدر اسلام پيامبرصلى الله عليه وآله به همراه هفتصد و چهل نفر در منطقه‏ى «نخيله» حضور داشتند كه جبرئيل نازل شد و فرمود: خداوند ميان فرشتگان عقد برادرى بسته است، حضرت نيز ميان اصحابش عقد اُخوّت بست و هر كس با كسى برادر مى‏شد. مثلاً:
ابوبكر با عمر، عثمان با عبدالرّحمن، سلمان با ابوذر، طلحه با زبير، مصعب با ابوايّوب انصارى، حمزه با زيدبن حارثه، ابودرداء با بلال، جعفر طيّار با معاذبن جبل، مقداد با عمّار، عايشه با حفصه، امّ‏سلمه با صفيّه و شخص پيامبرصلى الله عليه وآله با على‏عليه ال سلام عقد اخوّت بستند.
5- برادرى نسبى، روزى گسسته خواهد شد، «فلا اَنساب بينهم ؛ مؤمنون 101»  ولى برادرى دينى حتّى در قيامت پايدار است. «اِخواناً على سُرُرٍ متقابِلين ؛ حجر 47»
6- رابطه‏ى اُخوّت، اختصاص به مردان ندارد، بلكه بجهت ضرورت وحدت در بین همگان اين تعبير در مورد زنان نيز بكار رفته است. «وان كانوا اِخوَة رجالاً و نساءً ؛ نساء 176» 
7- وحدت و برادرى خدایی ارزشمند است . وحدت و برادری درکفر و ستم گری ، برای دشمنی بوده و فاقد ارزش است . «الاَخلاّءُ يَومئذ بَعضهم لِبَعض عَدو الاّ المتّقين ؛ زخرف 67» 
8- وحدتی که از اخوت دینی ناشی می شود مستلزم اموری است که بعضی از آنها از این قرارند :  1- عفو و مهربانى به او. 2- پنهان كردن اسرار او. 3- جبران اشتباهات او. 4- قبول عذر او. 5 - دفاع در برابر بدخواهان او. 6- خيرخواهى نسبت به او. 7- عمل به وعده‏هايى كه به او داده. 8 - عيادت به هنگام بيمارى او. 9- تشييع جنازه او. 10- پذيرفتن دعوت و هديه‏ ى او. 11- جزا دادن به هداياى او. 12- تشكّر از خدمات او. 13- كوشش در يارى رسانى به او. 14- حفظ ناموس او. 15- برآوردن خواسته های او. 16- واسطه‏گرى براى حل مشكلاتش. 17- گمشده‏اش را راهنمائى كند. 18- به او تهنيت گويد. 19- سلامش را پاسخ دهد. 20- به سخن وگفته ها ى او احترام گذارد. 21- هديه‏ى او را خوب تهيه كند. 22- سوگندش را بپذيرد. 23- دوست او را دوست بدارد . 24- با دوست دوستش  دشمنى نكند. 25- او را در حوادث تنها نگذارد. 26- هر چه را براى خود مى‏خواهد براى او نيز بخواهد. 27- دوستی با اورا مستکم بدارد . 28- درمورد لزوم ضامن او شود. 29- مزد وپاداش پسندیده به او بدهد. 30- اورا در ظالم و مظلومیت حمایت کند در ظلم او تلاش کند تا اورا باز دارد. {بحارالانوار ج 74 ص 236} همچنین پيامبراكرم صلى الله عليه وآله بعد از تلاوت آيه «انّما المؤمنون اِخوَة» فرمودند: خون مسلمانان با هم برابر است و اگر يكى از آنان به كسى پناه يا اَمان داد، ديگران بايد به آن تعهّد پايبند باشند و همه در برابر دشمن مشترك، بسيج شوند. «و هم يَدٌ على مَن سَو م» { بحارالانوار ج 38 ص 335}

                                                      *    *    *
جستجوي كاملتر
نام كاربري:
 
رمز عبور:
 
هنوز در سايت عضو نشده‌ايد؟

 

براي برقراري ارتباط با ما، لطفا نامه‌هاي خود را به آدرس الكترونيكي - info@parsa-ds.com  - ارسال فرماييد.


ثبت نام |  ورود به سيستم |  نقشه سايت |  راهنما  

 Copyright © 2005 of parsa network team- all rights reserved

Email:info@parsa-ds.com